جامع ترین برنامه اجتماعى
توسط : esmael1350

 


ان الله یامر بالعدل و الاحسن و ایتاى ذى القربى و ینهى عن الفحشاء و المنكر و البغى یعظكم لعلكم تذكرون (90)


ترجمه :

90 - خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزدیكان میدهد، و از فحشاء و منكر و ظلم و ستم نهى میكند، خداوند به شما اندرز میدهد شاید متذكر شوید.
تفسیر :
جامع ترین برنامه اجتماعى
در تعقیب آیه گذشته كه قرآن را بیانگر همه چیز میشمرد، در این آیات نمونه اى از جامعترین تعلیمات اسلام در زمینه مسائل اجتماعى ، و انسانى و اخلاقى بیان شده است .
در نخستین آیه به شش اصل مهم كه سه اصل ، جنبه مثبت و مامور به ، و سه اصل جنبه منفى و منهى عنه دارد، دیده میشود.
در آغاز مى گوید: خداوند فرمان به عدل و احسان میدهد و (همچنین ) بخشش به نزدیكان (ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذى القربى ).
چه قانونى از (عدل )
وسیعتر و گیراتر و جامعتر تصور میشود؟ عدل همان قانونى است كه تمام نظام هستى بر محور آن میگردد، آسمانها و زمین و همه موجودات با عدالت بر پا هستند (بالعدل قامت السماوات و الارض ).
جامعه انسانى كه گوشه كوچكى از این عالم پهناور است نیز نمیتواند از این قانون عالم شمول ، بر كنار باشد، و بدون عدل به حیات سالم خود ادامه دهد.
میدانیم عدل به معنى واقعى كلمه آنست كه هر چیزى در جاى خود باشد
بنابر این هر گونه انحراف ، افراط، تفریط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق دیگران بر خلاف اصل عدل است .
یك انسان سالم كسى است كه تمام دستگاه هاى بدن او هر یك كار خودش را بدون كم و زیاد انجام دهد، اما به محض اینكه یك یا چند دستگاه در انجام وظیفه كوتاهى كرد یا در مسیر تجاوز گام نهاد، فورا آثار اختلال در تمام بدن نمایان میشود، و بیمارى حتمى است .
كل جامعه انسانى نیز همانند بدن یك انسان است ، كه بدون رعایت اصل عدالت بیمار خواهد بود.
اما از آنجا كه عدالت با همه قدرت و شكوه و تاثیر عمیقش در مواقع بحرانى و استثنائى به تنهائى كارساز نیست ، بلافاصله دستور به احسان را پشت سر آن مى آورد.
به تعبیر روشنتر در طول زندگى انسانها مواقع حساسى پیش مى آید كه حل مشكلات به كمك اصل عدالت به تنهائى امكان پذیر نیست ، بلكه نیاز به ایثار و گذشت و فداكارى دارد، كه با استفاده از اصل (احسان )
باید تحقق یابد.
فى المثل دشمن غدارى به جامعه اى حمله كرده است ، و یا طوفان و سیل و زلزله ، بخشى از كشورى را ویران نموده ، اگر مردم در چنین شرائطى بخواهند در انتظار آن بنشینند كه مثلا مالیاتهاى عادلانه و سایر قوانین عادى ، مشكل را حل كند، امكان پذیر نیست ، اینجاست كه باید همه كسانى كه داراى امكانات بیشتر از نظر نیروى فكرى و جسمانى و مالى هستند، دست به فداكارى بزنند، و تا آنجا كه در قدرت دارند، ایثار كنند، و گرنه دشمن جبار ممكن است كل جامعه آنها را از بین ببرد و یا حوادث دردناك طبیعى ، جمع كثیرى را به كلى فلج كند.
اتفاقا این دو اصل در سازمان بدن یك انسان نیز بطور طبیعى حكومت
میكند، در حال عادى تمام دستگاههاى بدن نسبت به یكدیگر خدمت متقابل دارند و هر عضوى براى كل بدن كار میكند و از خدمات اعضاى دیگر نیز بهره مند است (این همان اصل عدالت است ).
ولى گاه عضوى مجروح میشود و توان متقابل را از دست میدهد، آیا ممكن است در این حال ، بقیه اعضاء او را به دست فراموشى بسپارند، به خاطر اینكه از كار افتاده است ؟ آیا ممكن است دست از حمایت و تغذیه عضو مجروح بردارند؟ مسلما نه (و این همان احسان است ).
در كل جامعه انسانى نیز این دو حالت باید حاكم باشد و گرنه جامعه سالمى نیست .
در اخبار اسلامى و همچنین گفتار مفسران در فرق میان این دو یعنى عدل و احسان بیانات مختلفى دیده میشود كه شاید غالبا به آنچه در بالا گفتیم باز میگردد.
در حدیثى از على (علیهالسلام ) میخوانیم العدل الانصاف ، و الاحسان التفضل : عدل آنست كه حق مردم را به آنها برسانى ، و احسان آن است كه بر آنها تفضل كنى این همان است كه در بالا اشاره شد.
بعضى گفته اند عدل ، اداء واجبات و احسان انجام مستحبات است .
بعضى دیگر گفته اند عدل ، توحید است ، و احسان اداء واجبات (طبق این تفسیر عدل به اعتقاد اشاره میكند و احسان به عمل ).
بعضى گفته اند عدالت ، هماهنگى ظاهر و باطن است ، و احسان آن است كه باطن انسان از ظاهر او بهتر باشد.
بعضى دیگر عدالت را مربوط به جنبه هاى عملى دانسته اند و احسان را مربوط به گفتار:
ولى همانگونه كه گفتیم بعضى از این تفسیرها با تفسیرى كه در بالا آوردیم هماهنگ است و بعضى دیگر نیز منافات با آن ندارد و قابل جمع :
اما مساله نیكى به نزدیكان (ایتاء ذى القربى ) در واقع بخشى از مساله احسان است با این تفاوت كه احسان در كل جامعه است ، و ایتاء ذى القربى در خصوص خویشاوندان و بستگان كه جامعه كوچك محسوب میشود، و با توجه به اینكه جامعه بزرگ از جامعه كوچكتر یعنى جامعه فامیلى تركیب شده ، هر گاه ، این واحدهاى كوچكتر از انسجام بیشترى برخوردار گردند، اثر آن در كل جامعه ظاهر میشود، و در واقع وظائف و مسئولیتها به صورت صحیحى در میان مردم تقسیم میگردد، چرا كه هر گروه در درجه اول به ضعفاى بستگان خود میپردازد، و از این طریق همه این گونه اشخاص زیر پوشش حمایت نزدیكان خود قرار میگیرند.
در بعضى از احادیث اسلامى میخوانیم كه منظور از ذى القربى ، نزدیكان پیامبر یعنى امامان اهلبیتند، و منظور از ایتاء ذى القربى ، اداء خمس میباشد.
این تفسیر هرگز نمیخواهد مفهوم آیه را محدود كند، بلكه هیچ مانعى ندارد آیه به مفهوم وسیعش باقى باشد و این قسمت نیز یكى از مصادیق روشن آن مفهوم عام محسوب گردد.
بلكه اگر ما (ذى القربى )
را به معنى مطلق نزدیكان اعم از نزدیكان در فامیل و نسب و یا نزدیكان دیگر بدانیم ، آیه مفهوم وسیعترى پیدا میكند كه حتى همسایگان و دوستان و مانند آن را شامل میشود (هر چند معروف در معنى ذى القربى ، خویشاوندان است )
مساله كمك به جامعه هاى كوچك (یعنى بستگان و خویشاوندان ) از آن نظر كه از پشتوانه عاطفى نیرومندى برخوردار است ، از ضمانت اجرائى بیشترى
بهره مند خواهد بود.
بعد از تكمیل این سه اصل مثبت به سه اصل منفى و منهى میپردازد و مى گوید: (خداوند از فحشاء و منكر و بغى ، نهى میكند)
(و ینهى عن الفحشاء و المنكر و البغى ).
پیرامون این تعبیرات سه گانه (فحشاء) (منكر) و (بغى ) نیز مفسران سخن بسیار گفته اند، اما آنچه مناسبتر با معنى لغوى و قرینه مقابله این صفات با یكدیگر به نظر میرسد آنست كه (فحشاء)
اشاره به گناهان پنهانى منكر اشاره به گناهان آشكار، و بغى ، هر گونه تجاوز از حق خویش و ظلم و خود برتربینى نسبت به دیگران است .
بعضى از مفسران گفته اند: سرچشمه انحرافات اخلاقى ، سه قوه است : قوه شهوانى و غضبى و نیروى وهمى شیطانى .
اما قوه شهوانى ، انسان را به لذتگیرى هر چه بیشتر میخواند، و غرق در (فحشاء)
و زشتیها میكند.
قوه غضبیه ، انسان را به انجام منكرات و آزار مردم وا میدارد.
اما قوه وهمیه شیطانیه ، حس برتریطلبى و ریاست خواهى و انحصار جوئى و تجاوز به حقوق دیگران را در انسان زنده میكند و او را به این اعمال وا میدارد.
خداوند با تعبیرهاى سه گانه فوق نسبت به طغیان این غرائز، هشدار داده و با یك بیان جامع كه همه انحرافات اخلاقى را در بر میگیرد به راه حق ، هدایت نموده است .
و در پایان آیه ، به عنوان تاكید مجدد روى تمام این اصول ششگانه میفرماید: خداوند به شما اندرز میدهد شاید متذكر شوید (یعظكم لعلكم تذكرون ).
جامعترین آیات خیر و شر
جاذبه محتواى این آیه و طرز بیان آن چنان است كه در روایتى میخوانیم ، (عثمان بن مظعون ) كه از صحابه معروف پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) است مى گوید: (من در آغاز، اسلام را تنها به طور ظاهرى پذیرفته بودم نه با قلب و جان ، دلیل آن هم این بود كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) كرارا پیشنهاد اسلام به من كرد و من هم از روى حیا پذیرفتم ، این وضع همچنان ادامه یافت تا اینكه روزى خدمتش بودم ، دیدم سخت در اندیشه فرو رفته است ناگهان چشم خود را به طرف آسمان دوخت ، گوئى پیامى را دریافت میدارد، وقتى به حال عادى بازگشت از ماجرا پرسیدم ، فرمود: آرى هنگامى كه با شما سخن میگفتم ناگهان جبرئیل را مشاهده كردم كه این آیه را براى من آورد ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذى القربى ... پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آیه را تا آخر براى من خواند، چنان محتواى آیه در قلب من اثر گذاشت كه از همان ساعت اسلام در جان من نشست ، من به سراغ ابو طالب عموى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمدم و جریان را به او خبر دادم ، فرمود: اى طایفه قریش از محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) پیروى كنید كه هدایت خواهید شد، زیرا او شما را جز به مكارم اخلاق دعوت نمیكند، سپس به سراغ ولید بن مغیره (دانشمند معروف عرب و یكى از سران شرك ) آمدم و همین آیه را بر او خواندم ، او گفت اگر این سخن از خود محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) است بسیار خوب گفته و اگر از پروردگار او است باز هم بسیار خوب است )
.
در حدیث دیگرى میخوانیم كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) این آیه را براى ولید بن مغیره خواند، ولید گفت : فرزند برادر دو باره بخوان ، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) تكرار
كرد، ولید گفت : ان له لحلاوة ، و ان علیه لطلاوة ، و ان اعلاه لمثمر، و ان اسفله لمغدق ، و ما هو قول البشر: (شیرینى خاصى دارد و زیبائى و درخشندگى مخصوصى ، شاخه هایش پر بار، و ریشه هایش پر بركت است ، و این گفتار بشر نیست )
.
در حدیث دیگر از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) میخوانیم جماع التقوى فى قوله تعالى ان الله یامر بالعدل و الاحسان : مجموعه تقوا در این گفتار خدا است ، كه میفرماید: خداوند به عدل و احسان فرمان میدهد.
از احادیث بالا و احادیث متعدد دیگر به خوبى استفاده میشود كه آیه فوق به عنوان یك دستور العمل كلى اسلامى و یكى از مواد قانون اساسى اسلام و منشور جهانى آن ، همواره مورد توجه مسلمانان بوده است ، تا آنجا كه طبق حدیثى ، هر گاه امام باقر (علیهالسلام ) نماز جمعه میخواند آخرین سخنش در خطبه نماز همین آیه بود و به دنبال آن چنین دعا میكرد: اللهم اجعلنا ممن یذكر فتنفعه الذكرى : خداوندا ما را از كسانى قرار ده كه اندرزها را میشنوند و به حالشان مفید است سپس از منبر فرود مى آمد.
احیاى اصول سه گانه عدل و احسان و ایتاء ذى القربى و مبارزه با انحرافات سه گانه فحشاء و منكر و بغى در سطح جهانى ، كافى است كه دنیائى آباد و آرام و خالى از هر گونه بدبختى و فساد بسازد، و اگر از ابن مسعود صحابى معروف نقل شده كه این آیه جامعترین آیات خیر و شر در قرآنست به همین دلیل است .
محتواى آیه فوق ما را به یاد حدیث تكان دهنده اى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى اندازد كه فرمود: صنفان من امتى اذا صلحا صلحت امتى و اذا فسدا فسدت امتى : (دو گروه از امت منند كه اگر اصلاح شوند امت من اصلاح میشوند و اگر فاسد شوند امت من فاسد میشوند)
.
عرض كردند اى رسولخدا این دو گروه كیانند فرمود: الفقهاء و الامراء: (دانشمندان و زمامداران )
!
مرحوم (محدث قمى ) در (سفینة البحار)
بعد از نقل این حدیث ، حدیث مناسب دیگرى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل میكند: قال تكلم النار یوم القیامة ثلاثة : امیرا، و قاریا، و ذا ثروة من المال ، فیقول للامیر یا من وهب الله له سلطانا فلم یعدل ، فتزدرده كما تزدرد الطیر حب السمسم ، و تقول للقارى یا من تزین للناس و بارز الله بالمعاصى فتزدرده ، و تقول للغنى یا من وهب الله له دنیا كثیرة واسعة فیضا و سئله الحقیر الیسیر قرضا فابى الا بخلا فتزدرده :
(
در روز رستاخیز آتش دوزخ با سه گروه سخن مى گوید، زمامداران ، دانشمندان و ثروتمندان :
به زمامداران مى گوید اى كسانى كه خدا به شما قدرت داد اما اصول عدالت را به كار نبستید، و در این هنگام آتش آنها را میبلعد همانگونه كه پرندگان دانه كنجد را! و به دانشمند مى گوید اى كسى كه ظاهر خود را براى مردم زیبا ساختى ، اما به معصیت خدا پرداختى ، سپس او را میبلعد.
و به ثروتمند مى گوید اى كسى كه خداوند به تو امكانات وسیعى بخشید و از تو خواست مختصرى از آنرا انفاق كنى اما تو بخل كردى سپس او را نیز
مى بلعد)
.
در زمینه عدالت كه یك ركن بسیار مهم اسلامى است در ذیل آیه 8 سوره مائده بحث مشروحى آوردیم (به جلد چهارم تفسیر نمونه صفحه 299 مراجعه شود).

نمونه

دوشنبه 18/10/1391 - 8:25
پسندیدم 0
UserName
x