اهل بیت
توسط : Ideal Life

آخرین ذخیره‌ی الهی و تنها باقیمانده از اهل بیت:، یعنی خاتم الاوصیاء حضرت صاحب العصر و الزمان حجـة بن الحسن العسكری4 روزی قیام خواهد كرد و اعتقاد مؤمنین به این امرهمانند ایمانشان به بعثت جدّ او خاتم رسولان الهی(ص) می‌باشد. اما هدف او از این قیام و ماهیت این حركت عظیم و داعیه‌ی آن حضرت در این حركت چیست؟
شاید شما خواننده‌ی‌ عزیز پاسخ دهید: این انقلاب جهانی واین ظهور نورانی در راستای اقامه‌ی عدل و داد و اجرای حكم و حكومت الهی در زمین واز بین بردن ظلم و فساد است، به طوری كه زمین جایگاه عبادت و بندگی خداوند شود و تمام استعدادهای كمال بشری و كمال جمادات و حیوانات به فعلیت برسد و بهشت زمینی و آنچه مقصود تمام انبیا و اوصیا و حجج الهی بود حاصل شود و بشر طعم سعادت دنیوی و اخروی را بچشد و خلاصه اینكه هدف از این قیام آن غایت مطلوبی است كه اگر ظلم ظالمین و انتخاب بد بدكاران عالم نبود، پیش از این به دست انبیا و حجج الهی در زمین اجرا می‌شد و اكنون باید توسط خاتم الاوصیاء4 بر روی كره خاكی متجلی شود.
آری! این پاسخ بر آمده از حجم بسیار زیادی از آیات و روایاتی است كه به موضوع ظهور حضرت صاحب الأمر4 پرداخته است.
اما دسته و گروه دیگری از روایات و متون و منابع دینی كه شامل تعداد زیادی از روایات می‌شود و در ضمن آنها روایات مفسره‌ی آیات شریفه‌ی قرآن نیز كم نیست، ماهیت قیام حضرت صاحب الزمان4 را قیامی انتقامی و در راستای انتقام گرفتن از ظالمان بزرگ بشریت و مجازات كردن آنان در همین دنیا قبل از عالم قیامت معرفی می‌كند. انتقام ازكسانی كه لبه‌ی تیز شمشیر ستم خود را به سوی برگزیدگان الهی برای اجرای حق وعدالت در زمین گرفته بودند و نه تنها به خود و جامعه‌ی زمان خود و خوبان و اولیای الهی در زمان خود ستم كردند بلكه به تاریخ و جامعه‌ی بشری و تمام موجودات عالم، تا روز تشكیل حكومت حق ظلم كردند!
آری! بسیاری از روایات دلالت دارد كه هدف قیام حضرت بقیـة الله4 اِعمال مجازات دنیایی قبل از مجازات قیامت، برای سركردگان ظلم و گمراهی و پیروان آنان است و مقصود خشكاندن ریشه های ستم و گمراهی وزدن شاخه‌ها و فروع آن است. علی الخصوص گرفتن انتقام مصائب وارده بر اجداد طاهرین صاحب العصر4 موردنظر آن حضرت می‌باشد.
آنچه بیشتر در روایات به چشم می‌خورد آنكه انتقام از ظالمین به مادر مظلوم و شهید آن حضرت و خون به ناحق ریخته‌ی جد غریبش حسین بن علی(ع) و یاران و اهل بیت او و ظلمهایی كه به فرزندان و بانوان اهل بیت روا شد، داعیه و انگیزه‌ی آن حضرت است. این تنها حجت بازمانده‌ی الهی وسبب متصل بین آسمان و زمین و واسطه‌ی بین خلق وخالق سالهای زیادی است كه شب و روز در عزای اجداد مطهر خود خون گریه می‌كند و تمام مصایبی كه بر آنان وارد شد نزد او حاضر است واو ناظر آنها. او مضطر حقیقی است كه بار این غمها را به دوش می‌كشد و هر لحظه كه می‌گذرد بار این غم بر او سنگین‌تر می‌شود!
شاید من و شما عظمت مصیبت وارد بر اهل بیت: را ندانیم و هیچ گاه به عمق آن حادثه ها پی نبریم، اما كشته شدن كسی كه فرزند خاتم الانبیاء(ص) است، همان كه در حق او فرمود: (حسین منی و انا من حسین) و كسی كه عزیز كرده‌ی نقطه‌ی پرگار لولاك، حضرت سیدة النساء فاطمه‌ی زهرا(س) و نور دیدگان و پاره تن وصّی رسول الله ونفس مصطفی، حضرت علی مرتضی امیرالمؤمنین(ع) است،آنهم به آن كیفیت از غربت وتشنگی و قطعه قطعه شدن و روی زمین ماندن بدنها و اسارت اهل و عیال و فرزندان، برای خود رسول الله(ص) و عترت معصومین: گشته، همانان و آخرین باقی مانده از حجج الهی بسیار گران و سخت و جانكاه است. غمی كه تحمل آن باعث حزن و اندوه طویل چهارده معصوم: گشته، همانان كه خود سرچشمه های خلقت عالم هستی و غایات وجودی خلق تمام عوالم هستند،[1] و موجب شده كه موعود تمام انبیاء و اولیا در ضُرّ شدید و كرب عظیم به سر برد. «و انت یا رب الذی تكشف الضرّ و تُجیب المُضطَرَّ إذا دعاك و تُنجی من الكرب العظیم، فاكشف الضرّ عن ولیك و اجعله خلیفة فی أرضك كما ضمنت له».[2]
ظلمی كه بر سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) روا شد انبیا و اوصیای الهی را به جزع و فزع در آورده و ملائكه‌ی مقرب الهی را به ستوه آورده، تا جایی كه فرشتگان الهی خواستند در مقابل این زیرپا گذاشتن حریم الهی و كشتن صفوه و برگزیده‌ی خدا تمام خلق را هلاك كنند و خداوند تنها با نشان دادن بقیـة الله4 به آنان و وعده‌ی انتقام ملائكه را آرام كرد.[3]
آری! شاید روز انتقام، روز بزرگی باشد و در آن زمان ظالمان در هر روز هزاران بار بدست امامان و مقربان و اولیا و تمام مؤمنین مجازات شوند،[4] اما باز مانند روز محنت اهل بیت: در كربلا نخواهد شد، روزی كه برای اهل بیت «كرب و بلا» را به ارث گذاشت «إلی یوم الانقضاء»...گرچه روز سقیفه و سوزاندن درب خانه بر امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه‌ی زهرا(س) و حسن(ع) و حسین(ع) و زینب (س) و ام كلثوم(س) و فضه و قتل محسن شهید(ع) با لگد ظالم برای اهل بیت بزرگتر و تلخ‌تر و وحشتناك‌تر از روز كربلا بود چرا كه آن روز ریشه‌ی تمام رنجها و سختی‌ها بود.[5]
به هرحال وجود این دو دسته روایات كه گروهی هدف از قیام منجی را اقامه‌ی عدل و داد و گروهی هدف از قیام او را انتقام از ظالمان معرفی می‌كنند، ممكن است انسان را در برخورد اولیه با این روایات دچار سردرگمی كند، ولی با اندك تأملی مسئله روشن می‌شود و واضح می‌شود كه این دو هدف بالمآل به امر واحد منتهی می‌شوند و در حقیقت این دو غایت، دو مرحله از ظهور دولت حق هستند كه هر كدام بدون دیگری ناقص و ناكارآمد است.
با كمی تأمل در عظمت این حركت و ظهور و عظمت پرچمدار آن می‌یابیم كه عدالت مورد اجرا در زمان حكومت حق، باید عدالتی كامل، بی عیب و نقص، فراگیر و دائمی باشد و واضح است كه عدالت تام و دائمی در زمین بدون مجازات و انتقام از ظالمینی كه در طول تاریخ مانع از اجرای آن شده اند میسر نیست. عدالت كامل در روی زمین آنگاه محقق می‌شود كه حق مظلوم از ظالم گرفته شده و ستمكاران گذشته به مجازات خود برسند و ریشه‌های درخت تباهی خشك شده و شاخه‌های آن زدوده شود و پایه‌گذاران ظلم و پیروان آنان و ادامه‌دهندگان راه آنان به مجازات خود برسند و از آن پس نیز ظلمی صورت نگیرد.
به طور مثال فرض كنید پدر خانواده به خانه بیاید و در زمان نبودن او بعضی از فرزندان حق دیگری را ضایع كرده باشند، حال پدر بگوید من از این لحظه به بعد می‌خواهم عدالت را در درون خانه اجرا كنم! ‌حتماً به او خواهید گفت ابتدا حساب بی عدالتی قبل را تصفیه كن و سپس به اجرای عدالت بپرداز (خصوصاً اگر بی عدالتی قبلی استمراری و موجب سرایت ظلم به زمان آینده باشد).
در اینجا ممكن است شبهه‌ای در ذهن ما پیدا شود و آن اینكه: با مطرح كردن بحث انتقام در قیام حضرت حجت4 و اینكه آن حضرت از ظالمین به اجداد طاهرینش انتقام خواهد گرفت، این قیام و حركت عظیم جنبه‌ی شخصی خواهد گرفت و این دور از شأن و مقام آن حضرت و عظمت قیام اوست!
در پاسخ باید گفت: گاهی شخصی به قتل می‌رسد و خونخواهی از او صرفاً یك اثر تشفّی شخصی و تأمین احساسات یك فرد یا خانواده را دارد و گاهی انتقام از قاتل برای تأمین وجهه و پاسخ احساسات یك قبیله است و یا دفاع از آبروی یك شهر یا یك كشور و گاه برای تأمین امنیت جامعه‌ی انسانی و ادامه حیات صحیح اجتماعی است و اثر اصلاحی به نسبت جامعه بشری دارد )و لكم فی القصاص حیاة یا اولی الباب([6]. اینها همه در جای خود خوب است، اما اگر شخصیتی نماد حق و رهبر و راهنمای جامعه‌ی بشری به سوی حق و خلاصه‌ی تمام خوبیها باشد و به این درجه رسیده باشد كه حق دائر مدار او می‌گردد )علی(ع) مع الحق و الحق مع علی(ع) یدور حیثما دار(، حال اگر چنین شخصی حركت اصلاحی را آغاز كند و گروهی در مقابل او سد راه شوند و او را شهید كنند، دیگر انتقام از قاتلان او جنبه‌ی شخصی ندارد. انتقام از قاتلان و مجازات ظالمان به او بمعنی احقاق حق و تنها راه رسیدن به حقیقت و استمرار حركت اصلاحی او خواهد بود.
آری! در جایی كه آینه و نماد حق كشته شده است، تا انتقام از او گرفته نشود حق در زمین برقرار نخواهد شد و حركت انتقامی، آغازی دوباره برای استمرار حركت اصلاحی خواهد بود و این چنین است كه خداوند خود خونخواه و منتقم آن مظلوم خواهد بود.
به تعبیر دیگر اگر خداوند شخصی را خیر محض قرار داده باشد به طوری كه او اصل و ریشه‌ی هر خیری است و هر نیكی و خوبی از او سرچشمه می‌گیرد، دشمن او نمی‌تواند جز شر محض باشد به طوری كه اصل و ریشه‌ی هر شری خواهد بود و هر زشتی و پلیدی از او شاخه می‌گیرد؛ «قال الصادق(ع): نحن أصل كل خیر و من فروعنا كل برّ ... وعدونا أصل كل شر و من فروعهم كل قبیح».[7] بنابراین برای اجرای خیر در جامعه باید ریشه و اصل شر خشك شود تا فروع و شاخه های آن نیز نابود شود و در اینجاست كه حركت انتقامی اولین قدم اجرای خیر خواهد بود.
به طور خلاصه در توافق و همسو بودن دو هدف مطرح شده در آیات و روایات ظهور (یعنی انتقام از ظلمه و مجازات آنان و بسط و گسترش عدل و داد در زمین) به بیانی كه برای هر عقلی كه معنی عدل و ظلم را می‌داند قابل درك است می‌توان گفت: ظلم سردمداران ظلم و ضلالت به قدری وسیع بوده كه دامنه‌ی آن، انسانها و موجودات نسل های آینده و زمانهای بعد را گرفته است و محرومیت تمامی آنان را از بهشت زمینی به دنبال داشته است و دست بشر را از سعادت و آسایش تحت راهبری راهنمای الهی كوتاه كرده است، به طوری كه هر ظلم و رنج و تعبی كه بشریت تا روز اجرای حكومت حق متحمل می‌شود به گردن آن ظالمان است. بنابراین مجری عدالت و منجی بشریت باید ابتدا حساب ظالمینی را كه ظلم و گمراهی آنان تا كنون استمرار دارد تصفیه كند و آن ظالمان و پیروان و ادامه دهندگان راه آنان را به مجازات برساند سپس به بسط عدل و داد در عالم بپردازد.
هر انسانی كه خود از طریق آن ظالمان پیروی نكرده حق دارد از مدعی و مجری عدالت تقاضای تقاص بی‌عدالتیهایی را كه لااقل نسبت به خود او انجام شده بخواهد و مجازات محرومیت‌ها و رنجهایی را كه خود متحمل شده مدعی شود و ما به التفاوت زندگی كردن در بهشت زمینی كه بعد از ظهور دولت حق محقق می‌شود و زندگی در رنج و محنت دوران غیبت را از آن ظالمان طلب كند.
بنابراین دو هدف مذكور لازم و ملزوم و مكمل یكدیگر هستند و هرگاه منجی عالم بشریت حضرت بقیـة الله الاعظم4 جمع و تعداد مناسب از یارانی را بیابد كه دو خصیصه: «عدالت‌خواهی و انتقام‌جویی از ظالمان» در آنان متجلی باشد و از لحاظ خصوصیاتی همچون «معرفت و شناخت آن حضرت و ارتباط با او، اقتدا و اطاعت از او، ایثار و جانبازی در راه او، برتری دادن آنحضرت نسبت به خود، استقامت داشتن و ثابت قدم بودن در این امر و وفاداری كامل نسبت به آن حضرت»، به درجه مطلوب رسیده باشند و انتقام از ظالمین در آنان انگیزه كافی برای همراهی در جنگ با ظلم و تباهی ایجاد كرده باشد، آن حضرت لحظه ای برای ظهور و شروع حركت و قیام جهانی خود درنگ نخواهد فرمود، چرا كه خود در توقیع شریف خطاب به شیعیان چنین فرموده است:
«و لو أن أشیاعنا و فقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجّلت لهم السعادة بمشاهدتنا علی حق المعرفة و صدقها منهم بنا فما یحبسنا عنهم إلا ما یتصل بنا مما نكرهه و لانؤثره منهم».[8]
«اگر شیعیان ما كه خداوند توفیقشان دهد به اطاعت از خود، با قلبهای خود بر سر وفای به عهدی كه بر گردن ایشان است اجتماع می‌كردند و یكدل می‌شدند، هر آینه یمن و خوشروزی دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد و به سرعت سعادت مشاهده و دیدار ما نصیب ایشان می‌گردید و آنگونه به دیدار ما می‌رسیدند كه به معرفت حقیقی ما را بشناسند و معرفت راستین نسبت به ما پیدا كنند، پس چیزی ما را از ایشان باز نمی‌دارد جز آنچه به ما می‌رسد از آنها، از اموری كه ما نمی‌پسندیم و كارهایی كه برای آنان شایسته نمی‌بینیم».
در این بخش كه آخرین بخش این نوشتار است به تناسب روایات بخش اول و بخش دوم، نمونه‌هایی از دسته‌ی دوم روایات ظهور، كه دلالت بر جنبه‌ی انتقام و خونخواهی قیام صاحب الامر 4 دارد انتخاب شده و تقدیم می‌گردد و استقراء كامل روایات و گردآوری تمام متون و تفصیل وتحلیل آن و ذكر روایات مرتبط با این موضوع به مباحث جداگانه و كتب مفصل و مشروح محول می‌شود:
---------------------------------------------
[1] ـ درباره اینكه امام (ع) مبدأ وجود و غایت هستی است روایات زیاد است بطور نمونه می توان به روایت طارق بن شهاب از امیر المؤمنین(ع): الامام مبدء الوجود و غایته و قدر\ الربّ و مشیّته ... بحار الانوار جلد 25 صفحه 169 الی 174 مراجعه كرد.
[2] ـ قسمتی از دعا در غیبت امام زمان4 ملحق مفاتیج الجنان شیخ عباس قمی نقل از سید ابن طاووس در جمال الاسبوع.
[3] ـ ... یا رب ائذن لنا فی هلاك الخلق، بحارالانوار 45/228.
[4] ـ چنانچه در روایات آمده است.
[5] ـ ... و لاكیوم محنتنا بكربلا و ان كان یوم السقیفه ... (الهدایـ] الكبری ص 403).
[6] ـ بقره، 179.
[7] ـ الفروع من الكافی 8/242.
[8] ـ االاحتجاج (العلامـ] أبی منصور احمد بن علی بن أبی طالب الطبرسی;. انتشارات الأسو\. قم. 1413 هـ . ق) ، 2/600.
--------------------------------
سید علیرضا شاهرودی

دوشنبه 18/10/1391 - 1:5
پسندیدم 0
UserName
x