روایتی معتبر از سیف بن عمیره صحابه امام صادق و امام کاظم درباره حضرت رقیه
توسط : bahaar88

سیف بن عمیره نخعی از اصحاب برجسته حضرت امام صادق (ع) و حضرت امام کاظم (ع) می باشد.

وی از راویان ممتاز و مشهوری است که اساتید علم رجال به وثاقت و عظمتش گواهی داده اند. (برای نمونه به فهرست شیخ طوسی، رجال نجاشی، خلاصه الاقول علامه حلی، رجال ابن داود، وجیزه علامه مجلسی مراجعه شود.) ابن ندیم در کتاب خود، سیف بن عمیره را از مشایخ روایی شمرده است. شیخ طوسی و نجاشی او را صاحب کتاب معرفی کرده اند و این مدح بزرگی برای او می باشد. سید بحر العلوم در "الفوائد الرجالیه" عده ای را نام برده که همگی در نقل حدیث دارای مقامات بسیار عالی هستند و از سیف بن عمیره روایت نقل کرده اند و این امر دلالت بر وثاقت سیف میکند.

جناب سیف بن عمیره از راویان زیارت عاشورا معروفه ی امام حسین علیه السلام است!!

او در قصیده زیبایی که سروده است صراحتا به نام حضرت رقیه و بخشی از سرگذشت ایشان اشاره میکند :


و سکینة عنها السکینهة فارقت ................... لما ابتدیت بفرقة و تغیر

و رقیة رقّ الحسود لضعفها ................. و غدا" لیعذرها الذی لم یعذر

ولام کثوم یجد جدیدها .........................  لثمُ عقیب دموعها لم یکرر

لم انسها و سکینه و رقیة ............................ یبکینه بتحسر و تزفر

یدعون امهم البتولة فاطما" ................. دعوی الحزین الوالح المتحیر

یا امنا هذا لحسین مجدلا" .................... ملغی عفیرا مثل بدر مزهر

فی تربها متعفرا" و مضخما ......................... جثمانه بنجیع دم احمر

ظمآن فارغ راسه جثمانه ...................... عریان مسلوب الرداو المئزر

یا امنا نوحی علیه و عَوّلی ................. فی قبرک المستور بین الاقبر

یا امنا لو تعلمین بحالنا ........................... لرایت ذاحال قبیح المنظر

اما الرجال فموسر و معفر ................ والمحصنات ففی سبی و تشهر

و عبیدکم سیف ابن عمیره ...................... عبد لعبد عبید حیدر قنبر

 

ترجمه این شعر  چنین است :


آرامش از سکینه جدا شد چون که او از امام خود جدا گردید... حضرت رقیه کسی بود که حسودان برای ضعف و ناتوانیش دل سوزاندند. این عده فردای قیامت مجبور به عذرخواهی از او میشوند هرچند که هیچ عذری برای آنها وجود ندارد...حضرت ام کلثوم نیز هر لحظه صورت اشک آلودش را با پارچه ای پاک میکند... من هیچگاه ام کلثوم و سکینه و رقیه را فراموش نمیکنم که برای امام حسین با آهو ناله حسرت گریه میکردند... آنها مادرشان حضرت فاطمه علیهاالسلام را با حال محزون و سرگردان و حیران صدا میزدند... آنها با مادر هود چنین میگفتند: ای مادر! این حسین فرزند توست که همچون ماه روشن به روی خاک افتاده و در خاک و خون غلطیده است... ای مادر این حسین توست که با پیکری برهنه و پر خون در خاک افتاده و به خون بدنش سرخ گشته است... ای مادر این حسین توست که دشمنان او را با لب تشنه شهد کردند و سرش را از بدنش جدا نمودند و بدنش را عریان و برهنه روی خاک رها کردند... ای مادر در میان قبرت که در میان قبرها مخفی و مستور است برای حسینت نوحه سرائی کن و فریاد واویلا سر بده... ای مادر اگر بودی و از حال ما خبر داشتی یقینا ما را با حال دلخراش و دیدگانی ناراحت کننده میدیدی.... ای مادر مردان ما یا اسیرند و یا در خاک و خون غلطان میباشند و زنان ما نیز در اسارت و در معرض دید مردم کوچه و بازار قرار گرفته اند.... "ترجمه بیت آخر": ای سادات و موالی من! سیف بن عمیره بنده ی بنده ی غلام حیدر قنبر است!


 

(ضمنا علامه سید محسن امین در اعیان الشیعه جلد 7 صفحه 326 و شهید سید جواد شبر از خطبای فاضل لبنان در ادب الطف او شعرا الحسین جلد یک صفحه 196 به این جریان حضرت رقیه از سیف اشاره کرده اند)


http://www.roghayeh.net

چهارشنبه 29/9/1391 - 12:5
پسندیدم 0
UserName