من اگر یک معلم بودم
توسط : azam45
درپی فراخوان مقاله نویسی از دانش آموزان مدارس خود گردان تحت عنوان "من اگریک معلم بودم "مقلاتی زیادی بدست ما رسید ازمیان آنها تعدادی را انتخاب نمودیم و در این شماره به نشرسپردیم اگرچه هدف ما از فراخوان تشویق دانش آموزان به امر نویسندگی است و لی درمیان مقالات دانش آموزان عزیز که لطف نموده برای ما دل نوشته های خود را ارسال نمودند مطالب قشنگ ونکته های کاربردی زیادی وجود داشت در این شماره تعدادی از آنهارا باهم می خوانیم .ودرشماره بعد نیز تعدادی دیگری را باهم خواهیم خواند انشاء الله


رحمت الله رضایی،

سوم راهنمایی،

مدرسه ابوریحان .

این نام بهترین سر آغاز

بی نام توکی نامه کنم باز

زکات علم ، آموزش دادن ونشر آن است .

یکی از شریف ترین شغل ها،شغل معلمی است چه بسیار معلمانی که در راه یادگیری دانش آموزان از جان خود گذشته و دراین راه زحمت بسیار کشیده اند.اگر به تاریخ اسلام نگاه کنیم متوجه می شویم که بزرگترین معلمان ما، پیامبران وامامان ما بودند که مردم را به راه راست هدایت کرده و آن هارا بادین اسلام آشنامی کردند بی جهت نیست که می گویند،شغل معلمی شغل انبیا است.

این موضوع می تواند بهانه ی باشد که ما دانش آموزان اززحمات معلمان خود قدردانی

کرده و تا می توانیم رضایت و خوشنودی آنان را جلب نماییم .

من اگر معلم بودم تا می توانستم آنچه را می دانستم کاملا به دانش آموزان انتقال داده و سعی می‎‎‎ کردم قبل از آموزش به "پرورش "بچه ها بپردازم

من اگر معلم بودم دوست داشتم درکارم بسیار دقیق ودلسوز و مهربان باشم بچه ها را از خود بدانم و سعی کنم حرف درست و رفتارشایسته به آن ها بیاموزم. اگر سخن می گفتم در حد حرف نباشد ابتدا خودم آن کار را انجام می دادم بعد آن را به دانش آموزان یاد می دادم. اگر معلم بودم کاری می کردم که شاگردانم خاطره خوش ازمن ومدرسه، کلاس،دوستان،درس و... داشته باشند.

هنوز عاشقم آن مهربان یکتارا

کسی که به من یاد داد الفبارا

کسی که ساخت مراآشنا به واژه آب

سپرده بود به دستم کلید دریارا

هنوز دروسط ذهن کودکانه من

نشسته است به پاسخ سوال دنیارا

کجاست تا که ببیند شیار چهره من

کسی که توصیه می کرد خط خوانارا

گرفتم از نگه ات راز پرسیدن

به قله های نجابت شکوه فردارا

سید سجاد معصومی

كلاس دوم رهنمایی

مدرسه اهلبیت‌(ع)

معلم را با حروف هایش باید صرف کنیم
معلم با اولین حرف میم آغازمی شود .میم اول آن به معنای محبوبیت است یعنی او باید بین دانش آموزان محبوبیت داشت باشد.رفتارو کردار معلم باید طوری باشد که بین معلم ودانش آموزان دوستی و الفت ایجاد شود.

حرف دوم آن عین است عین معلم به معنای عالم بودن اوست معلم باید علم داشته باشد و به مسایل آگاه باشد. حرف سوم واژه معلم لام است حرف لام به معنای لبخند و شادی است و شاید تشدید داشتن لام به معنای شدت شادی وگشاده روی اوست و او با لبخند خود شادی را برای دانش آموزان هدیه می کند.

آخرین حرف آن نیز میم است میم آخر آن به معنای مهربانی است. پس میم اول محبوبیت وعین آن علم معلم ولام مشدد آن لبخند ولام آخر آن لطف و مهربانی است و من اگر معلم شوم سعی خواهم کرد تمام این صفات را داشته باشم .

محمد ابراهیم احمدی ،

کلاس اول راهنمایی ،

مدرسه اهل بیت .(ع)

معلمی یکی از بهترین وسخترین شغل ها به شمار می رود ، معلمان محترم با عشق وعلاقه درس میدهند . اگر معلمی وجود نداشت ویا اگر کسی حاضر نمی شد علم خودرا به دیکران بیاموزد مسلما الان این همه پیشرفت وتکنولوژی درزمینه های مختلف وجود نداشت واین همه آسایش،رفاه وسلامتی نبود .

معلمی یعنی ازخود گذشتگی،برباری،صداقت، محبت کردن. معلم یعنی حضرت محمد (ص) وامامان معصوم علیهم السلام. پیامبران بهترین وبزرگترین معلهای بشریت اند ایشان با ازخود گذشتگی وبه خطر انداختن جان شان دین خدا را به مردم جهان آموختند وبه آن ها یاد دادند که چگونه زندگی کنند.

من اگرمعلم‌بودم‌بازحمت وصبر وازخودگذشتگی،دانش آموزان را به سوی جهان روشن، وعلم ودانش راهنمایی می کردم ودرهای دانش وآداب درست زندگی کردن راه باز نمایم ازجهالت ونادانی نجاتش می دادم وبسوی کارهای خوب راهنمایی می کردم وازکارهای بد باز می داشتم. همانند پیامبران الهی که راه زندگی وراه راست را به ما آموختند آموزش می دادم .

اگر معلم بودم بودم به بچه های وطنم وهمشهریهای خودم درس میدادم وذره از نیاز های آن را برطرف سازم. به بچه های درس بدهم که آرزوی معلمی دارند. به آنها طوری درس دهم که ازدرس خواندن لذت ببرند وهیچ وقت ازیاد گرفتن ودرس خواندن دل سرد وخسته نشوند وباتمام وجودشان درس بخوانند.

من برای همه معلمان وشاگردان،آرزوی موفقیت می کنم وامید وارم که همیشه درحال پیشرفت وترقی درهمه زمینه ها باشند وبه امید آن روز که همه ما کشورمان را آباد وسربلند سازیم.

باقرحسینی

، کلاس اول راهنمایی،

مدرسه اهل بیت (ع

اگر من یک معلم بودم همیشه سعی می کردم به موقع به مدرسه بیایم وبه دانش آموزان محبت می کردم که آنها مرا دوست خود بدانند وازدرس خواندن لذت ببرند. من اگر معلم بودم، شاگردم را سرکلاس جلوبچه هاتهدید نمی کرد م تا غرورش را بشکنم دوست دارم لبخند روی لبهای آنها باشند. اگر شاگردان، شاد باشند من هم شاد خواهم بود واگریکی ازآنها مشکل برایش پیش آمد ه وغمگین است مثل این است که برای من مشکل پیش آمده ومن بیشتر از آن ناراحت خواهم شد. واگر بعضی موقع سخت گیری می کردم دلیل آن را تذکر می دادم که این کار فقط بخاطر خود تان است

تکلیف پنجره ای روبه آسمان

تکلیف یعنی لایق شدن انسان برای ارتباط پیدا کردن باخداوند،تکلیف یعنی باخدادوست شدن، تکلیف یعنی باخداحرف زدن تکلیف یعنی خدا با انسان حرف زدن. انسان تاموقعی که بالغ نشده باشد خدابا اوسخن نمی‎گوید وازاوتوقع هیچ کاری راندارد همان طور که از موجودات بی روح وحیوانات هیچ کاری نمی خواهد.

اما وقتی انسان بالغ شد وبه حد تکلیف رسید خداوند مهربان ازاومی خواهد بعضی کارهای را بعدازتکلیف انجام دهد که قبلا ازاونمی خواست وبعضی ازکارهارا نباید انجام دهد که قبلاانجام می داد . خداوند ازاومی خواهد ازاین پس نماز بخواند،روزه بگیرد دروغ نگوید. دخترخانم حجاب داشته باشدو...

انسانی که به حد تکلیف رسید برایش پنجره ا به آسمان باز می شود وخداوند بزرک با اوسخن می‎‎گوید وازاومی‏خواهد ازدستورهای او پیروی کند ودرقبال آن پاداش های زیادی را دریافت نماید.خداوند برای انسان ها نعمت های زیادی را تهیه نموده است هم در این دنیا وهم در عالم آخرت. خداوند برای آدمهای خوب بهشت قشنگ وزیبا آماده نموده است تا همیشه در آن زندگی نمایند وازنعمت های آن استفاده کنند .

بمناسبت چنین روزی بیاد ماندنی وگرامی داشت روز به تکلیف رسیدن تعدادی از دختران در مدارس خودگردان زیر مراسمی برگذارشد که به آنها اشاره می شود.

1- مدرسه سید جمال الدین اسد آبادی

2- مدرسه قمربنی هاشم (افق)

3- مدرسه ابوریحان
شنبه 10/10/1390 - 13:29
پسندیدم 52
UserName