نگاه
توسط : mmb1381
 چراغها را خاموش کنید /  می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم  / غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی /  نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛ /  بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو  / میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم /  از من نگیر این لحظه های دلخوشی را  / نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ... /  یادت می آید حرفی را که زدی؛  / گفتی می روم، / گه گداری شاید به خوابت بیایم  / شاید در خواب، /  تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم /  لااقل همین وعده را برایم  بگذار ... /  غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش
يکشنبه 6/6/1390 - 0:10
پسندیدم 0
UserName
x