تشکر
توسط : lovely_reyhan

به نام  خدایی که همه چیز دست اوست


4روز بود که در غم فراغت سوختم و اب شدم و گریه های بی امانم شده بود کار شبانه روزیه من

اما وقتی اومدم تبیانو یه مطلب ثبت کردمو یه ختم صلوات نذر کردم دلم اروم شد

انگار تموم غمو  غصه هام تموم شد

وقتی اون نذرو کردم شبش خواب مادربزرگمو دیدم خیلی ازم خوشحال بود خیلی

امروز اومدم نت دیدم که خیلیا شرکت کردن

واقعا خوشحال شدم

وظیفه خودم دونستم که ازشون تشکر کنم واسه این لطف بزرگشون


تو می دانی و همه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من ،از آوردن برق امیدی در نگاه من ،از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز است .


تو می دانی و همه می دانند که شکنجه دیدن بخاطر تو ،زندانی کشیدن بخاطر تو و رنج بردن به پای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است ،از شادی توست که من در دل می خندم،از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم . نمی توانم خوب حرف بزنم . نیروی شگفتی را که در زیر کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام دریاب،دریاب.


من ترا دوست دارم ،همه زندگی ام و همه روزها و شبهای زندگی ام بر این دوستی شهادت می دهند،شاهد بوده اند و شاهد هستند.
آزادی تو مذهب من است ، خوشبختی تو عشق من است ،آینده تو تنها آرزوی من است.


اگر تنها ترین تنها شوم، باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان، هول و کینه بر سرم ببارد، تو مهربان و جاودان آسیب نا پذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی! تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.

 

شنبه 29/8/1389 - 10:39
پسندیدم 0
UserName
x