حرف هایی که هیچگاه دیده نمی شوند !

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم

رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم

***

 

 

پ.ن  ۱: این شعر از سعدی بیانگر خیلی چیزاست

حرف هایی که نمیشه به زبون آورد.... گاهی فکر می کنی چهره ات نشون میده چی تو دلت می گذره

ولی انگار این روزها چشم ها هم دیگر آینه ی سر درون نیستند

چشم ها هم دیگر صادق نیستند...

پ.ن ۲ : رابطه ام با خدا بهتر شده .... سعی می کنم بهتر اش کنم

احساس خوبی دارم .. انگار دیگه هیچ مشکلی تو زندگی ام نیست

خوشبختم!

خوشبخت خوشبخت

وقتی " او" هست...

ولی هنوز گاهی بعضی چیزا آزارم میده .... انگاری این درد درمان شدنی نیست!

 

پ.ن3:تابستون امسال ....چقدر زود گذشت.... چقدر دیر گذشت

سکوت ... !

 

پ.ن4: ابوالفضل تبیانی اومدا...کسی فهمید اومدنش رو؟اصلا کسی فهمید رفتنش رو؟

 

پ.ن5:عنوان ها تو ثبت مطالب زیاد شده دو ساعت باید دنبال عنوان مورد نظرت بگردی!!

 

پ.ن6:دیروز سالروز شیش تایی شدن آبی ها بود...

سه شنبه 16/6/1389 - 4:18
پسندیدم 0
UserName