سه داستان کوتاه ، اما زیبا
توسط : fn_400

چند مطلب کوتاه ، اما زیبا

 

قرص

 

مادرم بعد از این که فهمید قرص های پوکی استخوانی که برایش گرفته ام ساخت رژیم صهیونیستی است ، گفت : نمی دونم چرا این قرص ها از گلویم پایین نمی ره..؟!!

 

 

مالیات

 

خدا را شکر که حرف های عاشقانه که سال هاست به ناچار در دلم مانده مالیات و عوارض ندارد ، چرا که هیچ کس را جز تو لایق نمی بینم برای گفتن

 

 

گیتار

 

مرد پیر شده بود . دیگر نمی توانست گیتار بزند و سکوتی ابدی بر خانه اش حکم می راند . باید کاری می کرد . پس از ساعاتی تفکر ، گیتارش را برد در حیاط گذاشت و دور و بر آن خرده نان ریخت . پس از چند روز ، درست زمانی که داشت جان می داد ، سکوت خانه اش شکسته شد و با خوشحالی چشم هایش را بست . پرنده آمده بود و در گیتارش لانه کرده بود .

 

منبع : خراسان

 

************************************************

 Thank You For Your Attention

 

fn_400

شنبه 1/3/1389 - 8:37
پسندیدم 0
UserName