اسارت به بهانه رهایی
توسط : regnant2020

اگرچه نخستین نشانه‌های كشف حجاب را می‌توان در دربار ناصر‌الدین‌شاه قاجار سراغ گرفت اما رسمیت‌یافتن آن به دوران رضاخان بازمی‌گردد.
 این رضاخان بود كه قانون ضداسلامی كشف حجاب را در هفدهم دی صادر كرد. نخستین جرقه‌های كشف حجاب زمانی زده شد كه رضاشاه تحت‌تأثیر اصلاحات در افغانستان، شاه و ملكه آن كشور را به ایران(1308) دعوت كرد. در جریان سفر آنها به ایران، ملكه افغانستان بی‌حجاب ظاهر شده بود. درست از این زمان، روحانیون خطر را حس كردند و به رضاخان تذكر دادند.

اما پس از سفر رضاخان به تركیه در 12خرداد 1313، وی تحت‌تأثیر اقدامات غربگرایانه آتاتورك قرار گرفت و یك سال پس از آن، در 14 آذر 1314 با محمود جم «رئیس‌الوزراء»، درخصوص تمایلش به این مسئله صحبت كرد. از این‌رو بود كه بخشنامه كشف حجاب در 27 آذر 1314 از طرف محمود جم به دربار فرستاده شد و در اول دی دستورالعمل اجرای غیررسمی قانون كشف‌حجاب به تمام ولایات ایران فرستاده شد. رضاخان در 17 دی(1314) طی جشن فارغ‌التحصیلی دختران بی‌حجاب در دانشسرای مقدماتی رسماً بر كشف‌حجاب تأكید كرد.

اگرچه، رضاخان فلسفه كشف حجاب را آزادی و تجدد زن می‌دانست اما باید توجه داشت كه جامعه این قانون را عین اسارت می‌دانست. كشف حجاب، مفاسد اخلاقی زیادی در پی داشت و زنان معتقد به حفظ حجاب، ناچار به حبس خود در خانه شدند. از سویی دیگر بسیاری از زنانی كه در دوره رضاخان به اجبار از پوشش اسلامی محروم شده بودند در دوره پهلوی دوم و در پی آزادی نسبی پس از سقوط رضاخان به حجاب اسلامی خود بازگشتند. مطلب حاضر كه به انگیزه قانون كشف‌حجاب نگاشته شده، به ابعاد تاریخی آن اشاره دارد.

آشنایی ایرانیان با كشورهای اروپایی و مظاهر غربی، این زمینه فكری را در میان تجددطلبان ایرانی به‌وجود آورد كه زنان باید همپای مردان در زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقش داشته باشند و برای تحقق این نقش، پذیرفتن روابط حاكم بر اجتماع غرب، علاوه بر تقلید در زمینه علوم و تكنولوژی، ضروری به‌نظر می‌رسد چرا كه از دید بسیاری از این تجددگرایان، غربی‌ها به‌همان نسبت كه در صنایع و تكنولوژی پیشرفت كرده‌اند، در روابط اجتماعی نیز پیشرفت كرده‌اند.مسلماً به‌علت استواری سنت اسلامی حجاب در ایران و اصل غیرت دینی و اخلاقی، در آغاز، سخن‌گفتن بر ضد‌ آن چندان آسان نبود؛ اما دریده‌شدن پرده حیا در مشروطه، طی 2سال پس از پیروزی آن جنبش سبب شد تا به هر سنتی  - اعم از آنكه دینی، ملی یا عرفی باشد- به‌شدت حمله شود.

یكی از مسائلی كه غرب داعیه آن را داشت، حق تساوی حضور زن و مرد در اجتماع بود. این مسئله باعث شد زمینه‌های مخالفت با حجاب در روشنفكرانی كه زمینه فكری‌شان به مشروطه انجامید، شكل بگیرد. كشف حجاب در ایران زاییده تجددطلبی بود و باید آن را در آینه تجددطلبی در ایران جست‌وجو كرد اما در هر حال باید دانست كه جریان كشف حجاب در ایران ریشه‌های خارجی دارد.در واقع مسئله كشف حجاب از آنجایی شروع شد كه تجددطلبان شیفته غرب می‌خواستند برای متمدن‌شدن، عین همان مناسبات اجتماعی و فرهنگی را در ایران پیاده كنند.اما اینكه كشف‌حجاب نخستین‌بار كی و چگونه در ایران علنی شد، مسئله‌ای است كه برای بررسی آن باید به تاریخ دوره قاجار نقبی زد.

اولین زن بی‌حجاب در تاریخ معاصر قره‌العین بود؛ زنی كه در خانواده‌ای مذهبی به‌دنیا آمده بود ولی پس از ورود به فرقه بهائیت، شوهر و سه فرزندش را ترك كرد و به تبلیغ بهائیت پرداخت. او در سخنرانی‌های خود، آزادی ارتباط زن با مردان متعدد را مطرح می‌كرد. می‌توان به‌درستی ادعا كرد كه سنگ بنای كشف حجاب را قره‌العین با حمایت فرقه بهائیت نهاد. انجمن‌های فراماسونری و غربزدگان نیز آن را دنبال كردند و با توصیه انگلیسی‌ها رضاشاه آن را تكمیل و اجرا كرد.

اما اینكه از زمان ظهور بابیت در دوره قاجار تا روی‌كار‌آمدن رضاشاه چه بر سر حجاب آمد، سؤالی است كه برای پاسخگویی به آن، باید حتماً به برخی مسائل فرهنگی دوره ناصرالدین‌شاه قاجار توجهی ویژه داشت.

براساس آنچه از منابع تاریخی بر می‌آید، مسافرت ناصرالدین‌شاه به اروپا و مشاهده بالِرین‌ها، وی را بر آن داشت تا زنان حرم را به شكل آنها درآورد. یكی از شاهدخت‌هایی كه تحت‌تأثیر لباس جدید قرار گرفت، تاج‌ا‌لسلطنه بود كه از مروجان كشف حجاب به شمار می‌آید‌؛ چنان‌كه در خاطرات خود خطاب به معلمش می‌نویسد:«  اول كاری كه كردم تغییر لباس دادم. لباس فرنگی، سربرهنه، در حالی كه هنوز در ایران لباس،   فرم قدیم را داشته. پس از لباس، ترك نماز و طاعت را هم كردم زیرا كه با آستین‌های تنگ و لباس چسبیده، وضوساختن مشكل بود.»

زندگی زنان ایران از دیدگاه تاج‌السلطنه از 2چیز تركیب شده: یكی سیاه و دیگری سفید. او چادر را به‌مانند كفن سیاه برای زنان می‌داند. بااینكه او بعدها درباره این طرز تفكر اظهار پشیمانی می‌كند ولی این نگرش او گفتمان مطرح در مشروطه شد؛ خصوصاً این نكته كه جامعه زنان از حقوق اجتماعی برخوردار نبودند. به این ترتیب، در برخی عكس‌های مانده از قاجار، زنان بالاپوشی به فرم سنتی خود دارند اما به جای شلوار، دامنی كوتاه به همراه جوراب به تن دارند؛ نیمی قجری و نیمی اروپایی! در هیچ‌یك از تصاویر زنان این دوره، زنی بدون چارقد (روسری) دیده نمی‌شود.

برخی اندیشه‌گران مشروطه كه كم‌و‌بیش با فرهنگ غرب آشنا بودند و با شعار «حجاب‌زدایی» تنها راه رهایی زن را از عقب‌ماندگی، رفع حجاب فرض می‌كردند، باعث شدند كه به این وسیله قبل از تغییر سلطنت قاجار به پهلوی، زمینه برداشتن چادر نیز فراهم شود. همچنین با آغاز نهضت مشروطیت، از آنجا كه  برخی نظریه‌پردازان آن عمدتاً غربزده و غربگرا بودند، در پیشبرد این جریان تلاش بیشتری صورت پذیرفت.

از جمله این افراد میرزا ملكم خان بود كه چكیده تفكرات او را در نقل قولی از خود او می‌توان مشاهده كرد؛ « در اخذ اصول تمدن و مبانی ترقّی عقلی و فكری حق نداریم درصدد اختراع باشیم بلكه باید از فرنگی سرمشق بگیریم و در جمیع صنایع ـ از باروت گرفته تا كفش‌دوزی ـ محتاج سرمشق بوده و هستیم.»

میرزا فتحعلی آخوندزاده از دیگر طرفداران بی‌قید و شرط «غربی شدن» بود و یكی از شاخصه‌های اعتقادی وی حمله به حجاب. تقی‌زاده (از همفكران آخوندزاده) عقیده داشت: ایرانی باید روحاً، جسماً، ظاهراً و باطناً فرنگی‌مآب شود.

بعد از كودتای سال 1300 و به‌قدرت‌رسیدن رضاشاه، آرامش ظاهری مملكت را فرا می‌گیرد. توجه به این نكته لازم است كه جنگ جهانی و آشوب سیاسی و اجتماعی و همچنین حادثه كشف حجاب همزمان در سه كشور مذهبی تركیه، ایران و افغانستان تأثیر عمیقی در جامعه زنان ایرانی به جا گذاشته و وضعیت زنان در اجتماع دستخوش این دگرگونی‌ها شده است.

2 سال پس از به قدرت رسیدن رضاخان، مجاهد «محمدحسن بن فضل‌الله حائری مازندرانی» كه اخبار بی‌حجابی در مصر و تركیه را شنیده بود، در كتاب كوچكی به مسئله حجاب پرداخت. او در جایی از این كتاب می‌نویسد: «این مردان هستند كه برای رفع حجاب كوشش می‌كنند؛ این‌چنین اشتیاق در زنان نیست. بنابراین حجاب نگهبان عصمت دوشیزگان و بهترین حاجب است از موجبات بی‌خانمانی و خودكشی و امراض بی‌علاج و اخلاق پست و شقاوت ابدی و سقوط در جامعه بر فطرت معصومانه ایشان و فطرت هر فرزانه سهل و آسان خواهد بود».

اما در واقع برخلاف آنچه گفته می‌شود، ابتكار كشف حجاب با رضاشاه نبود بلكه با جریان تجددطلبانه‌ای بود كه سابقه تاریخی هرچند كوتاه داشت. در مرحله نظری، این گرایش تا قبل از تغییر سلطنت بیشتر مطرح بود و رضاشاه فرصت عملی‌شدن این طرح را در سطح وسیعی فراهم كرد.

بنابراین می‌توان رضاشاه را رسمیت دهنده به این جریان نامید نه مبدع آن زیرا برای اجرای طرح‌های استعماری انگلستان باید جامعه ایران برای تبدیل‌شدن به جامعه‌ای بی‌هویت و غیرمولد از فرهنگ و ارزش‌ها و سنت‌های اسلامی ـ  ملی تهی می‌شد. از آنجا كه به علت ریشه‌داربودن تفكر دینی و تقیدات مذهبی و عرف و سنن ملی، سیاست مذهب‌زدایی با مشكلات جدی و مقاومت اجتماعی مواجه بود، بنابراین دولتمردان رژیم جدید ـ همانند تجربه اروپا ـ تهاجم به مذهب را ابتدا از طریق رواج سكولاریسم و لاقیدی و بی‌اعتنایی و تحقیر نمادهای دینی و سنن ملی آغاز كردند.

تـأسیس مدارس خارجی، حضور میسیونــرهـای مـذهبی، بــازگشت تحصیل‌كرده‌های اشرافی از فرنگ، نشر برخی مطبوعات، تأسیس انجمن‌ها و كانون‌های روشنفكری، تغییر نظام آموزشی، اجباری‌كردن كلاه شاپو، صدور قانون متحدالشكل كردن البسه و كشف حجاب، جلوگیری از ورود زنان باحجاب به پارك‌ها، سینماها، هتل‌ها، وسایل حمل‌ونقل عمومی و... ـ متأثر از فرهنگ غربی ـ و نهایتاً فكر تشابه به غرب، از جمله عوامل داخلی بود كه زمینه اندكی را ـ آن هم محدود به طبقه اشراف جامعه شهری ـ برای اجرای سیاست كشف حجاب فراهم كرده بود. بنابراین سیاستمداران انگلیسی و به‌تبع آن رضاخان، ریشه‌دار بودن تفكر دینی و پایبند بودن به این مبانی را سد راه فرایند مدرن‌سازی می‌دانستند و اینگونه پس از تنها سفر خارجی او به تركیه در دوازدهم خرداد 1313، رضاخان بیش از اندازه تحت‌تأثیر اقدامات غربگرایانه آتاتورك قرار گرفت.

یكی از جریان‌های اجتماعی كه در برخورد با فرهنگ و آداب و رسوم غربی، سخت مورد توجه تجددگرایان قرار گرفت، متحدالشكل‌كردن لباس مردان و كشف حجاب زنان بود. رضاخان می‌پنداشت با تغییر لباس و كشف حجاب می‌تواند پندار و افكار مردم را عوض كند. همان موقع عده‌ای مخالف دخالت در زندگی مردم بودند.

یكی می‌‌گفت: «  اگر ما در كلاه و تنبان مردم در این مجلس صحبت كنیم، این راه را نمی‌دانم صحیح است یا نیست... بنده هم نشنیده‌ام كه در دنیا در هیچ پارلمانی بنشینند و قانون به جهت كلاه و تنبان مردم بنویسند».

با وجود مخالفت‌های بعضی از نمایندگان، طرح متحدالشكل كردن البسه به تصویب رسید و برای متخلفان، جزای نقدی یا حبس ـ از یك تا هفت روز ـ معین شد و معلوم نیست كه این طرح چه ثمری داشت كه دولت پهلوی را به اجرای طرح مشابهی برای كشف حجاب ترغیب كرد.

دولتمردان عصر پهلوی قاعده «هركس آنچنان می‌پوشد كه می‌اندیشد» را به نحو معكوسی برخوانده و به گمان خود به اكسیر نوینی دست یافتند كه بر مبنای آن، هركس آنچنان می‌اندیشید كه می‌پوشید! آنها چنان از كشف فرمول تازه به هیجان آمده بودند كه بی‌توجه به نتایج برنامه متحدالشكل كردن لباس، كشف حجاب را به اجرا گذاشتند و حتی معطل طی مراحل قانونی هم نشدند و مجلس و هیأت وزیران ـ هیچ‌كدام ـ مجال اظهار نظر نیافتند. فقط شاه و شاهدخت‌های بی‌حجاب به دانشسرای مقدماتی رفتند و به قول علی‌اصغر حكمت ـ   وزیر فرهنگ وقت ـ آزادی زنان ایران را به اطلاع اهل عالم رساندند!

مردم در حالی كه از حداقل بهداشت و رفاه زندگی محروم بودند، سعی می‌كردند در پوشیدن لباس از اروپاییان تقلید كنند. می‌توان گفت تنها كسانی كه از طرح كشف حجاب در ایران سود بردند، شركت‌های تجاری غربی بودند كه سال‌ها سود سرشاری از فروش محصولاتشان در ایران نصیبشان شد. این تمایل به استفاده از این محصولات، در ایران باقی ماند و اگر كسی از مصرف آنها سر باز می‌زد به كهنه‌پرستی و مبارزه با تجدد محكوم می‌شد.

واكنش‌های مردم هنگامی به اوج خود رسید كه حجاب ممنوع شد و برخلاف قانون اتحاد شكل البسه ـ كه 8طبقه را مستثنی كرده بود ـ برای هیچ‌كس استثنا قائل نشد. مغایر‌بودن این طرح با اعتقادات مذهبی و سنتی مردم، آنها را به نشان‌دادن عكس‌العمل واداشت. این مخالفت‌ها تا جایی كه امكان داشت علنی بود. در چنین شرایطی بیشتر به خاطر فشار نیروهای نظامی بود كه به‌نظر می‌رسید مردم اعتراضی ندارند زیرا به محض اخراج رضاخان از كشور، حجاب مجدداً به جامعه بازگشت. این در حالی بود كه لباس اروپایی مردان چندان تغییری نكرده بود.

تصویب و ابلاغ قانون كشف حجاب، جامعه روحانیت را نیز به‌شدت دچار ناراحتی و نگرانی كرد و اعتراضات گسترده مردمی را در سراسر كشور در پی داشت كه مهم‌ترین آنها قیام مسجد گوهرشاد بود. شگفت آنكه در سال 1307ش در مقایسه با دوره‌های بعد، بیشترین رساله‌های حجاب توسط علما نوشته شده كه نشانگر اوج‌گرفتن تبلیغات ضد‌حجاب در این سال‌هاست. فقدان رهبری منسجم و خشونت شدید حكومت از جمله عواملی بود كه این اعتراضات را ناكام گذاشت و باعث شد كه رضاخان مصمم به اجرای خشونت‌بار كشف حجاب شود.

در سال 1304 فتوایی با عنوان «البرهان فی تحجّب النسوان» توسط «ضیاءالدین محمد» در جواب خواستاران رفع حجاب منتشر شد كه پس از تشریح آیات قرآن در مورد حجاب و اشاره به چند حدیث و یادآوری سنت شیعیان، نمونه‌هایی از خانواده پیامبر(ص) ـ مانند حضرت زینب و سكینه ـ را مثال می‌زد. جالب اینكه او در پایان فتوایش اضافه می‌كند: «اگر زنان مسلمان بخواهند درخشندگی پوست صورت خود را حفظ نمایند، باید صورت خود را بپوشانند؛ برای اینكه آفتاب و هوای گرم و سوزان، آن را می‌سوزاند و پیر می‌كند». در سال 1306 تمام مباحث قلمی درباره حجاب جمع‌آوری شده و در كتابی به‌نام جواب به طرفداران بی‌حجابی به چاپ رسید.

كتاب، گفت‌وگویی بین شیخ محمدتقی اصفهانی و «مهجوره» (یك زن مسلمان مخالف كشف حجاب) است كه با استفاده مكرر از آیات قرآن و احادیث، شرح بسیار دقیقی درباره اصل حجاب می‌دهد و از بیشتر كتاب‌های مذهبی كه حتی جمله‌‌ای درباره حجاب دارد، نام برده است.

   
 

 

سه شنبه 22/10/1388 - 10:7
پسندیدم 0
UserName