روانشناسی خلاقیت در کودکان
توسط : belfi0631

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"


می‌گویند: لئوناردو داوینچی در شب‌های بارانی لكه‌هایی را كه روی دیوار‌ها بر اثر رطوبت نقش می‌بست، تماشا می‌كرد و به توصیف تصاویری كه می‌دید، می‌پرداخت و حتی آنها را نشان می‌داد. همین طور در ترك‌های دیوار، چین و شكن آب‌های راكد را مشاهده می‌كرد یا در ابرها، تصاویر و مناظری را می‌دید. شاید خود ما هم بازی ابرها را در دوران كودكی به یاد داشته باشیم كه چگونه در روزهای ابری به آسمان نگاه می‌كردیم و نام حیوان یا منظره‌ای را می‌گفتیم و هر یك در ابرها به دنبالش می‌گشتیم و آن كس كه زودتر آن را پیدا می‌كرد، برنده می‌شد. نگاه لئوناردو داوینچی و بازی‌های كودكانه شما نشان از تخیل و خلاقیت می‌باشد همراه با تخیل، خلاقیت در سال‌های اول زندگی كودك و سپس در سایر زمینه‌ها و فعالیت‌های او قابل مشاهده است. مطالعات انجام شده حاكی از آن است كه اوج خلاقیت در حدود 30 سالگی است. پس از آن در همان حد باقی مانده یا بتدریج كاهش پیدا می‌كند. لذا توجه به مساله آفرینش‌های ذهنی در دوره كودكی، نوجوانی و جوانی فوق‌العاده حائز اهمیت است.در دنیای پیچیده كنونی كه شاهد رقابت‌های بسیار فشرده جوامع مختلف برای دستیابی به جدیدترین تكنولوژی و منابع قدرت هستیم، افراد تیز هوش و خلاق و صاحبان  اندیشه نو و تفكر واگرا به مثابه گرانبهاترین سرمایه، از جایگاه بسیار والا و ارزشمندی برخوردار هستند امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگر به افراد هوشمند و خلاق نیاز دارد. هر قدر جهانی كه در آن زندگی می‌كنیم پیچیده‌تر می‌شود. نیاز به شناسایی و پرورش ذهن‌های خلاق و آفریننده بیشتر و شدیدتر می‌گردد. به همین دلیل در شرایط كنونی مساله خلاقیت از مهم‌ترین مسائل در قلمرو خانواده، مدرسه و جامعه می‌باشد. از آن جایی كه به نظر غالب روان‌شناسان خلاقیت در سال‌های اول زندگی كودك ظهور می‌كند و در آغاز؛ با تخیل همراه است بدون تردید تخیل از مهم‌ترین عواملی است كه تفكر خلاق را ممكن می‌سازد.ارتباط بین خلاقیت و تخیلخلاقیت و تخیل در عین حال كه یكی نیستند ولی كاملا با هم ارتباط دارند. خلاقیت غالبا مستلزم كاربرد تخیل است. به نظر فروید تفكر خلاق شكل عالی تخیلات آزاد و بازی‌های دوره كودكی است. به عقیده او سرچشمه خلاقیت را باید در تجربیات دوره كودكی جستجو نمود، زیرا چگونگی تجارب دوران خردسالی در ظهور اندیشه‌های نوفوق‌العاده موثر است. در هر حال باید اذعان داشت كه از مهم‌ترین عواملی كه تفكر خلاق را ممكن می‌سازد، تخیل است. از جمله ویژگی‌های مشترك میان افراد خلاق كه مورد قبول همه روان‌شناسان و محققان این رشته است، وجود قدرت تخیل فوق‌العاده در نزد همه كودكان و بزرگسالان خلاق است. در ادامه  برای این رابطه فقط به یك مثال اشاره می‌شود.

چسب لباس كه كار دكمه را می‌كند و بسیار راحت‌تر از دكمه بستن است در نتیجه مشاهدات مبدع آن خلق شد. او هنگامی كه از مزرعه‌ای می‌گذشت دید كه خار و خسك به لباسش چسبیده است. او از این مشاهده با استفاده از تخیلش مدلی برای بستن لباس ابداع كرد. بسیاری از افراد در طول سال‌ها می‌دانستند كه خار و خسك چه خاصیتی دارد ولی او اولین كسی بود كه كاربرد گسترده‌تر آن را دید. او با استفاده از خلاقیتش مشاهداتش از خار و خسك را به لباسش ارتباط داد.
اهمیت تخیل وخلاقیت در كودكانوقتی كه به هنگام سخن گفتن از تربیت فرزندان بر تشویق خلاقیت و تخیل آنان تاكید می‌كنیم فقط به خاطر آینده جامعه نیست، بلكه وضعیت فعلی كودكان نیز مد نظر است. با تشویق خلاقیت و تخیل، كودكان بهتر می‌توانند به روابط تازه و درك تازه از پدیده‌ها دست یابند. كودكان خرد سال طبیعتا در مورد افراد و جهان پیرامون خود كنجكاوند و می‌خواهند ارتباط خود را با آن‌ها بدانند. كودكان به كمك تخیل می‌توانند از زمان حال به گذشته و آینده و آنچه خواهد شد فراتر بروند. آنان از جهان حسی خود در لحظه رها می‌شوند. كودكان از طریق كوشش‌های خلاقه و پر تخیل خود افكار خود را بیان می‌كنند برای مثال، از طریق نقاشی و طراحی زیبایی و ارزش جاودانی را تجربه می‌كنند. درباره مفاهیم تازه می‌اندیشند و آن‌ها را می‌آفرینند. مشكلات را حل می‌كنند و در این كار مسلط می‌شوند. عزت نفس پیدا می‌كنند. مثلا از طریق شناختن هویت خود آنان می‌توانند تصور و دیدی از جهان داشته باشند كه متعلق به خودشان است. ما می‌توانیم با بررسی و كاوش در بیان خلاقانه و تخیلی كودكان بفهمیم درباره جهان خود چه می‌دانند، چه چیزی را مهم می‌دانند و چگونه آن را بیان می‌كنند.

كودكان در سنین مختلف جلوه‌هایی از خلاقیت را از خود نشان می‌دهند. در این جا سعی می‌شود به برخی از فعالیت‌ها و بازی‌های كودكان كه در آن تخیل و خلاقیت تواما ظهور می‌یابند، اشاره شود.
جان دارپنداریجان‌دار پنداری تمایلی است كه ضمن آن كودك سعی می‌كند به اشیای بی جان شعور بدهد. در واقع كودكان خردسال اطلاعات و تجارب زیادی ندارند تا تفاوتی بین اشیای جان دار و بی‌جان قائل شوند. كودك تصور می‌كند همان گونه كه خودش محیط اطراف را درك نموده، با آن ارتباط برقرار می‌كند، اشیاء و پدیدهای دیگر نیز همانند او عمل می‌كنند. خیلی مشكل است كه بگوییم تفكر جان‌دار پنداری به این دلیل شروع می‌شود كه كودكان خردسال قادر نیستند تصورات ذهنی خود را به زبان بیاورند، لذا باید افكار آنان در عمل به نمایش درآید. اندیشه جان پنداری در حدود 2 سالگی شروع شده، در سنین 4 تا 5 سالگی به اوج خود می‌رسد و پس از آن با سرعت كاهش یافته، در آستانه ورود كودك به مدرسه از بین می‌رود. مسلما كودكان سنین كودكستانی و پیش دبستانی، در خانواده از زمینه مساعدی برای تمایل به داشتن اندیشه جاندار پنداری برخوردارند.

خانواده كودكان را تشویق می‌كند كه برنامه‌های تلویزیونی، بخصوص برنامه‌های كودك را تماشا نمایند، برنامه‌هایی كه در آن اسباب بازی‌ها، گل‌ها، حیوانات، ستاره‌ها واشیای مختلف مثل آدم‌ها رفتار كرده، حرف می‌زنند. زمانی هم كه پدر و مادر كودكان را از لگد زدن به در و دیوار منع كرده، یا مثلا می‌گویند: «استكان را پرت نكن، دردش می‌آید»، اندیشه جاندار پنداری را در آنها تقویت می‌كنند.

بدون تردید جاندارپنداری یا حیات بخشی به پدیده‌ها یا اشیای بی‌روح، برای كودكان نوعی احساس خوشایند و رضامندی درونی را به همراه دارد. جاندارپنداری بازی‌های آنها را بانشاط‌تر می‌كند، بخصوص در دورانی كه كودكان نمی‌توانند با اطرافیان بازی كنند. زمانی كه كودك با كسب مهارت‌های اجتماعی می‌تواند با دیگران ارتباط بیشتری برقرار كند، رغبت او به بازی با اسباب بازی كمتر می‌شود. جاندارپنداری نه تنها مانعی برای رشد مهارت‌های اجتماعی نیست، بلكه كودك با نشان دادن احساس همدلی و همدردی با اشیایی كه آنها را در تخیل خود جاندار می‌پندارد، می‌آموزد كه با دیگران در موقعیت‌های مختلف چگونه رفتار كند. وقتی كه كودك با لالایی عروسك خود را می‌خواباند، ترس او از تنهایی كاهش می‌یابد.
بازی نمایشی در بازی نمایشی كه اغلب به بازی ساختگی و قصه گونه (باور كنید كه همین طور است) معروف است، كودك از اسباب بازی‌ها به جای آدم‌ها و حیوانات استفاده می‌كند. بازی نمایشی همانند جاندارپنداری است و به هنگام شروع مدرسه، كودكان رغبت كمتری به این بازی نشان می‌دهند. در واقع زمانی كه قدرت استدلال كودك بیشتر می‌شود، گرایش او به بازی‌های ساختگی به حداقل می‌رسد و تخیل و اندیشه خلاق كودك به طرف چیزهای دیگر سوق می‌یابد. استون و چرچ الگوهای بازی نمایشی كودكان را به این صورت توصیف كرده‌اند:

1- برای كودك 2 ساله یك قطعه آجر می‌تواند به جای عروسك، قطار، ساختمان یا گاو باشد.

2- برای بچه 5 ساله یك قطعه آجر از وسایل ساختمان سازی محسوب می‌شود و با آن ایستگاه قطار یا ماشین درست می‌كند.

در بازی‌های نمایشی، كودك با خلاقیت خود از هر چیزی استفاده می‌كند و صدای مورد نظر را هم از خودش در می‌آورد.
بازی‌های سازندهبازی‌های سازنده شكل بسیار مطلوبی از خلاقیت كودكان است. عمدتا به هنگام ورود به مدرسه علاقه كودكان به بازی‌های دراماتیك بتدریج كاهش یافته، به بازی‌های سازنده بیشتر روی می‌آورند. البته این بدان معنا نیست كه بازی‌های سازنده با خاتمه یافتن بازی‌های دراماتیك آغاز می‌گردد، بلكه بازی‌های سازنده خیلی زود و حتی غالبا زودتر از بازی‌های دراماتیك شروع می‌شود.

یكی از دلایل این امر كه بازی‌های سازنده بخصوص در سنین قبل از دبستان از اشكال بسیار جالب و دوست داشتنی خلاقیت می‌باشد، این است كه در این بازی كودك می‌تواند بدون همبازی مدت‌ها سرگرم بوده، لذت ببرد. در بازی‌های دراماتیك غالبا كودك نیاز به همبازی‌هایی دارد كه بعضی از نقش‌ها را عهده‌دار شوند مثلا نقش پدر یا مادر را بازی كنند. گرچه كودكان از عروسك‌ها نیز برای همین منظور بهره می‌گیرند، اما این بازی در صورتی لذت بخش تر خواهد بود كه كودك لااقل یكی دو نفر همبازی داشته باشد. از متداولترین اشكال بازی سازنده می‌توان از كشیدن نقاشی و ساختن چیزهای مختلف نام برد. انتخاب موضوع نقاشی یا ساختن چیزهای مختلف از گل، خمیر، آجر، سنگ، كاغذ، تخته و غیره به عوامل گوناگون از جمله قدرت تخیل و خلاقیت كودكان بستگی دارد. كشیدن تصاویر چیزهایی كه كودك به یاد می‌آورد و یا چیزهایی كه دوست دارد، بیانگر ذهن خلاق اوست. بازی‌های سازنده قدرت تخیل و خلاقیت كودك را تقویت نموده، موجبات بهداشت روانی و لذت بخش حیاتی او را فراهم می‌كند.
همبازی‌های تخیلیدوست یا همبازی تخیلی می‌تواند، یك شخص، یك حیوان و یا چیزی باشد كه كودك در ذهن خود خلق كرده، تا همدم و همبازی او باشد. در بسیاری از بازی‌ها، كودك دوست دارد كه یك همبازی داشته باشد تا از بازی لذت بیشتری ببرد. زمانی كه كودك همبازی دلخواه ندارد، در ذهن خود یك همبازی تخیلی بوجود می‌آورد. در شرایطی نیز كه كودك تجارب  ناخوشایندی از بازی كردن با سایر كودكان دارد و یا این كه به لحاظ كمرویی فوق‌العاده قدرت برقراری ارتباط با دیگران را ندارد، همبازی تخیلی را به همبازی واقعی ترجیح می‌دهد. غالبا دوستان تخیلی بچه‌ها، كودكانی هستند همجنس و همسن و سال خودشان كه برای آنها اسم‌هایی هم تعیین می‌كنند. ویژگی دوست یا همبازی تخیلی این است كه هر وقت كودك بخواهد حاضر است، همبازی تخیلی كاملا مطیع كودك است، هرچه او بخواهد انجام می‌دهد و هر زمان كه اراده كند حضور دارد. همبازیهای تخیلی در نزد كودكان فوق‌العاده تیز هوش، بیشتر از كودكانی است كه از نظر هوشی در حد متوسط قرار دارند. در واقع داشتن یك همبازی تخیلی، خود نشانه‌ای از قدرت خلاقیت كودك است و به همین دلیل برای كودكان عقب مانده ذهنی، این مساله نمی‌تواند مورد چندانی داشته باشد. خیالبافیخیالبافی شكل دیگری از بازی ذهنی است كه در آن كودك خودش را در عالم خیال رها می‌كند. در این بازی ذهنی (فانتزی) كودك خود را به گونه‌ای می‌پندارد كه دوست دارد. اگر خیالبافی كودكان كه عمدتا موضوعات آن از رسانه‌های جمعی، رادیو، تلویزیون و سینما سرچشمه می‌گیرد، كنترل نشود می‌تواند خطرناك باشد.دروغ‌های عجیب و غریب یكی دیگر از جلوه‌های بسیار متداول خلاقیت در میان كودكان، گفتن دروغ‌های عجیب و غریب یا به اصطلاح دروغ‌های شاخ‌دار است. بدیهی است این نوع دروغ‌ها با دروغ گفتن آدم‌های بزرگسال كاملا متمایز و متفاوت است. در این جا كودك هرگز نیت تقلب، كتمان حقیقت یا فریب دیگران را ندارد و به آنچه كه می‌گوید واقعا و به روشنی باور دارد. بسیاری از این قبیل دروغ‌های بچگانه و باورنكردنی، از خیالبافی سرچشمه می‌گیرد. در عالم خیال كودك خودش را در هر موضعی كه تمایل دارد، قرار می‌دهد و به لحاظ لذتی كه از این حالت می‌برد بسیار مشتاق است تصورات او در عالم واقع نیز رخ می‌دهد، لذا آنچه را كه می‌خواهد باشد به زبان می‌آورد و نه آنچه را كه واقعا هست!

این نوع دروغ‌های تخیلی در سنین 4 و 5 سالگی به اوج خود رسیده، بتدریج همراه با رشد ذهنی كودك و گسترده شدن دامنه اطلاعات وی بطور قابل ملاحظه‌ای كاهش می‌یابد و بندرت پس از ورود به مدرسه قابل مشاهده است. در هر حال واكنش بزرگسالان نسبت به این كودكان كه بسیار مهم نشانی از قدرت تخیل و خلاقیت آنهاست، هرگز نباید تنبیه‌گرانه باشد، و هیچ وقت نیز نباید دروغهای تخیلی كودكان را حمل بر نیت سوء آنها كرد.
سه شنبه 8/10/1388 - 11:48
پسندیدم 0
UserName
x