از هر دم لحظه‌اي بنياد كن، به خاطر ماندني. انساني باش، از آن دست كه زندگي را به اصالت معناي آن عز
توسط :

از هر دم لحظه‌اي بنياد كن، به خاطر ماندني.

انساني باش، از آن دست كه زندگي را به اصالت معناي آن عزيز مي‌دارد، كه به انجام هر كاري بر مي‌شود و اوقات را به شكوه تباه نمي‌كند، به آرزويي خام، كه اي كاش زمانه ديگر بود.

زندگي را به اشتياق طلب كن و هر چه را از آن فراچنگ تواند آمد. دلواپسي را حذر كن و اضطراب را كه ملازم بي‌چون آن است. و حال را زندگي كن، بي‌حسرت ديروز، بي‌انديشه فردا.

به تجربه‌هاي تازه دست برآور و به راه‌هاي ناشناخته قدم بگذار. به استقلال و استحكام، رها باش. بندهاي توقع و انتظار را بگسل و آزادي خويش را درياب و براي آنان كه عزيز مي‌داري طلب كن تا عنان انتخاب را در دست خود گيرند و راه زندگي را به اراده گام‌هاي خويش در‌نوردند. خنديدن را بياموز و خنداندن را. خويشتن را آن‌چنان كه هستي بپذير، بي‌گلايه و بي‌شكايت و گيتي را به طبيعت خويش عزيز‌دار.

به جهان روي كن، به طبيعت و به جستجوي آن‌چه اصيل است و با طراوت. در رفتار ديگران به فراست نظر كن و در كردار خويش. به اطاعت هيچ هراسي، سر به‌راهي مگذار و به كاري در آميز كه زندگي ديگران را حلاوتي ارمغان كند يا دست كم آن را آسان‌تر سازد و تحمل‌پذير.

به جسم خويش مهرباني كن و درستكار باش. خلاق باش. زندگاني را دوست بدار و تمامي حركت و خروشي را كه در آن موج مي‌زند. بي‌محابا كنجكاوي كن و پيوسته بر آن باش كه در هر لحظه عمر بيشتر بياموزي.

از شكست مهراس، بلكه قدمش را عزيز‌دار. توفيق انسان بودن را با پيروزي در هيچ كاري برابر مكن. ديگران را چنان‌كه هستند بپذير و به دگرگون ساختن حوادث متغيري كه دوست نمي‌داري،خويشتن را سرگرم كن. در همگان به چشم انسان نظر كن و هيچكس را به اعتبار، بالاتر از خويش منشان. به‌شتاب در پي خوشبختي متاز، زندگاني كن چنان‌كه بايد، تا كه خوشبختي پاداش تو باشد.
دوشنبه 27/7/1383 - 23:29
پسندیدم 0
UserName
x