واعظی آشتیانی و آنچه که او نمی داند !
توسط : 2Esteghlal2
واعظی آشتیانی و آنچه که او نمی داند ! بزرگ ترین ایرادی که به روش مدیریت تغییر باشگاه استقلال وارد می دانیم کافی نبودن ارتباط و صحبت با هواداران است. بد نیست اشاره شود که در ذات یک فرآیند تغییر و پیش از رسیدن به یک نقطه تعادل در آینده آشفتگی وجود دارد بنابراین درگیر شدن رسانه ای مدیر باشگاه با سرمربی موفق فصل گذشته و محبوب هواداران فقط بر این آشفتگی می افزاید. واعظی آشتیانی باید با تمرکز بالا مسیری را که آغاز کرده است به پایان ببرد و در این راه مدیران باشگاه های دیگر را نیز با خود همراه سازد. هواداران همه شاد بودند که ناگهان مدیر باشگاه استقلال دست به تغییرات وسیعی زد؛ سرمربی تیم قهرمان لیگ را نخواست، با آشوب و هتاکی تماشاچیان به مبارزه برخاست، گروه موسوم به لیدر را از ارتباط مستقیم و بدون ضابطه با باشگاه و تیم بازداشت و برای هواداران نیز خط و نشان کشید. هیچ کس نمی دانست که به یکباره چه شد؛ هیچ کس هم به آنها نگفت که چه شد و چه باید بشود... در اینکه همیشه باید از حضور مدیران رادیکال و تندرو در هر صنعتی استقبال کنیم تردیدی نیست. به این مدیران برای شکستن چرخه های روزمرگی و ایجاد فضا برای نوآوری نیاز است. استراتژی های کاری تکراری، نتایجی را در پی دارند که هیچ کدام موجب ارتقاء یک سازمان نمی شوند. فضای مدیریتی فوتبال ایران به میزان بالائی دچار تکرار و روزمرگی می باشد. مروری بر جراید در طول چند فصل نشان می دهد که حتی چالش ها و مشکلاتی که فوتبال درگیر آنها است تغییری نکرده اند. مسائلی مانند تماشاگرنما ها، لیدرها یا تعویض های پی در پی مربیان که گاهی نمی دانیم چرا از اول انتخاب شده بودند و حتی مصاحبه های پیش و پس از بازی بازیکنان و مربیان که در آنها چند جمله تکراری را می بینید که در طول فصل تکرارمی شوند و از هفته اول تا آخر تغییری نمی کنند. نمایش نخ نمای به کار گرفتن مربیان مطرح و صاحب نام دنیا را که هر فصل می شنویم و می دانیم که آخرش هیچ است. از سوی دیگر حلقه محدود مربیان که هم انتخاب باشگاه ها را محدود می کند و هم از تنوع افکار فنی و جذابیت های بازی ها می کاهد زیرا فضا، افکار، حرکات و حرف ها با کمترین تغییر همان است که پارسال بود و پیرارسال بود و سال های پیش از آن نیز. به اینها اضافه کنیم واپس ماندگی فرهنگی بسیاری از عوامل این فوتبال مانند بازیکنان و غیره به این معنی که برخی از عناصر فرهنگ فوتبال مانند پول و امکانات بهبود و رشد داشته اند ولی برخی دیگر از عناصر این فرهنگ مانند سواد، دانش، مسؤولیت پذیری، استانداردهای حرفه ای و منش اجتماعی رشدنکرده اند در نتیجه بی تعادلی و نا هماهنگی در این فوتبال چشم و ذهن را می آزارد. تماشاگرانی که نمی گذاریم با این حقیقت روبرو شوند و بدانند که بهترین تماشاچیان دنیا نیستند. در نتیجه اراده ای برای بهتر شدن ندارند و هر فصل بدتر می شوند. فهرست تکراری بودن اتفاقات و افکار در این فوتبال و به تبع آن سکون و روزمرگی و پوسیدگی طولانی است اما همین برای اشاره کافی است. در یک کلام باید بگوئیم که همه اینها پیامدهای کیفیت مدیریتی حاکم بر فوتبال است. حرکاتی نظیر آنچه از واعظی آشتیانی می بینیم برای ایجاد تغییر و بهبود شرایط فوتبال ما ضروری هستند حتی اگر موجب ناراحتی گروهی یا آسیب به افرادی گردند. این مدیران می توانند سکون را از یک صنعت بگیرند ولی چنین مدیرانی بایدمدیریت تغییر را به دقت اجرا کنند. در هنگام اجرای تغییر عوامل بسیاری بایست در نظر گرفته و مدیریت شوند که شکست در هر کدام می تواند مانع انجام تغییر موثر گردد. از میان این عوامل در اینجا مایلم به عامل بسیار پر اهمیت ارتباطات یا اطلاع رسانی اشاره کنم. ارتباطات و اطلاع رسانی ضعیف می تواند مانع تغییر موثر گردد. انسان در برابر تغییر مقاومت دارد چون آن سوی مرز تغییرات برایش ناشناخته است و در نتیجه نگران کننده. همیشه تغییر اجباری یا توجیه نشده به مقاومت بیشتر بین افراد منجر می گردد. همچنین اثرات شکست در اعمال تغییر موثرمی تواند شدید باشد مانند از دست دادن موقعیت در بازار، تغییر مدیریت ارشد، از دست رفتن اعتبار نزدذی نفعان و از دست رفتن کارکنان کلیدی (در اینجا مانند بازیکنان، مربیان و به ویژه هواداران). به این منظور ابتدا باید استراتژی تغییر مناسب برگزیده شود که این انتخاب استراتژی مناسب توسط باشگاه استقلال برای انجام تغییرات را می توانیم در فرصتی در آینده مورد بررسی قرار دهیم. در اینجا به مدل معروفی در توسعه سازمانی اشاره می کنیم به نام فرمول مدل تغییر یا معادله تغییر "بکارد و هریس" که قابل تعمیم به شرایط امروز باشگاه استقلال است و می تواند چشم اندازی از نیازهای باشگاه به دست دهد. نارضایتی × دورنما × قدم های اول > مقاومت در برابر تغییر اگر هر یک از متغیرهای بالا صفر یا نزدیک به صفر باشند نتیجه کل فرآیند تغییر صفر یا نزدیک به آن خواهد شد. نارضایتی– نیاز به تغییر و همکاری با آن زمانی وجود دارد که افراد از وضعیت کنونی نارضایتی داشته باشند. کار باشگاه استقلال در این بخش بسیار سخت است زیرا هواداران از مربی که تیمشان را قهرمان لیگ کرده است رضایت دارند. اگر هم باشگاه شکست در رقابت های آسیائی را دلیلی برای تغییر بداند، این دلیل را به درستی به آگاهی هواداران استقلال نرسانده است و نتوانسته است از نارضایتی بالقوه آنها در این زمینه استفاده کند. دورنما– تجسم وضعیت جدیدی که در آینده ایجاد خواهد شد. مدیریت باشگاه باید به صورت مداوم و از طریق رسانه های مختلف هواداران را در ارتباط با منافع حاصل از تغییر و دورنمای شرایط جدید در آینده مانند سالم شدن فضای ورزشگاهی آگاه می نمود. قدم های اول– انتخاب سرمربی جانشین سرمربی قهرمان لیگ یکی از اقدامات اولیه حیاتی برای مستحکم کردن فرآیند تغییر بود. با اینکه در اختیار گذاردن فرصت به مربیان جوانی مانند آقای مرفاوی و ورود آنها و شکستن چرخه کم و بیش تکراری مربیان لیگ، استراتژی مدیریتی ضروری و درستی است ولی از آنجائی که این جایگزینی در آغاز یک فرآیند تغییر گسترده صورت گرفت و نگرانی هواداران و جراید را در پی داشت، می تواند پروسه تغییر را شکننده نماید. مدیریت باشگاه استقلال در پوشاندن این نقطه وظیفه مهمی بر عهده دارد و باید در جهت تقویت جنبه مدیریتی صمد مرفاوی او را یاری دهد و تنها نگذارد. چند مسابقه اول استقلال نیز از دیگر قدم های اول باشگاه در فرآیند تغییر محسوب می گردند. اگر هواداران تیمی با افکار متفاوت و امیدوار کننده حتی بدون پیروزی های زیاد را ببینند همراهی بیشتری با مدیریت باشگاه خواهند داشت. از طرفی اگر هدف باشگاه استقلال ایجاد تغییرات بنیادین و آینده نگر است نباید بر روی تکرار قهرمانی در لیگ مانور بدهد. بهتر است دورنمای تغییرات واقع گرایانه، قابل دست یابی برای سازمان و امیدوار کننده باشد. به عوامل و احتمالات زیادی در مدیریت تغییر باشگاه استقلال می توان اشاره کرد که شاید در فرصت دیگری به آنها بپردازیم. اینجا فقط به باشگاه استقلال توصیه می کنیم هرچه سریع تر با نظرسنجی و مطالعه هواداران باشگاه شاخص هائی مانند میزان اطلاع از نیاز به تغییر، میزان پذیرش اقدامات صورت گرفته، میزان آگاهی از اهداف تغییرات و میزان امیدواری به دورنمای تغییرات را اندازه گیری کند. اگر هر یک از این شاخص ها پائین باشد باشگاه باید بهبود آنها را با اتخاذ استراتژی های مناسب در اولویت کاری خود قرار دهد زیرا در غیر این صورت نتیجه معادله تغییر به صفر نزدیک خواهد شد. بزرگ ترین ایرادی که به روش مدیریت تغییر باشگاه استقلال وارد می دانیم کافی نبودن ارتباط و صحبت با هواداران است. بد نیست اشاره شود که در ذات یک فرآیند تغییر و پیش از رسیدن به یک نقطه تعادل در آینده آشفتگی وجود دارد بنابراین درگیر شدن رسانه ای مدیر باشگاه با سرمربی موفق فصل گذشته و محبوب هواداران فقط بر این آشفتگی می افزاید. واعظی آشتیانی باید با تمرکز بالا مسیری را که آغاز کرده است به پایان ببرد و در این راه مدیران باشگاه های دیگر را نیز با خود همراه سازد. منبع : دنیای فوتبال / دکتر محسن پرورش
يکشنبه 25/5/1388 - 21:13
پسندیدم 0
UserName