در فضیلت على (ع )
توسط : ملام
فهم كن گر مؤمنى فضل امیرالمؤمنین ----- فضل حیدر، شیر یزدان مرتضاى پاكدین
فضل آن كس كز پیمبر بگذرى فاضلتر اوست ----- فضل آن ركن مسلمانى ، امام المتقین
فضل زین الاصفیا داماد فخر انبیا ----- كافریدش خالق خلق آفرین از آفرین
اى نواصب ، گر ندانى فضل سر ذوالجلال ----- آیت قربى نگه كن و آن اصحاب الیمین
قل تعالوا ندع بر خوان ، ور ندانى گوش دار ----- لعنت یزدان ببین از نبتهل تاكاذبین
لافتى الا على برخوان و تفسیرش بدان ----- یا كه گفت و یا كه داند گفت جزروح الامین ؟
آن نبى ، وز انبیا كس نى به علم او را نظیر ----- وین ولى ، وز اولیا كس نى به فضل او راقرین
آن چراغ عالم آمد، وز همه عالم بدیع ----- وین امام امت آمد، وز همه امت گزین
آن قوام علم و حكمت چون مبارك پى قوام ----- وین معین دین و دنیا، وز منازل بى معین
از متابع گشتن او حور یابى با بهشت ----- وز مخالف گشتن او ویل یابى با انین
اى به دست دیو ملعون سال و مه مانده اسیر ----- تكیه كرده بر گمان ، برگشته ازعین الیقین
گر نجات خویش خواهى ، در سفینه نوح شو ----- چند باشى چون رهى تو بینواى دل رهین
دامن اولاد حیدر گیر و از طوفان مترس ----- گرد كشتى گیر و بنشان این فزع اندرپسین
گر نیاسایى تو هرگز، روزه نگشایى به روز، ----- وز نماز شب همیدون ریش گردانى جبین ،
بى تولا بر على و آل او دوزخ تو راست ----- خوار و بى تسلیمى از تسنیم و از خلدبرین
هر كسى كو دل به نقص مرتضى معیوب كرد ----- نیست آن كس بر دل پیغمبر مكى مكین
اى به كرسى بر، نشسته آیت الكرسى به دست ----- نیش زنبوران نگه كن پیش خان انگبین
گر به تخت و گاه و كرسى غره خواهى گشت ، خیز ----- سجده كن كرسیگران را درنگارستان چین
سیصد و هفتاد سال از وقت پیغمبر گذشت ----- سیر شد منبر ز نام و خوى تگسین وتگین
منبرى كالوده گشت از پاى مروان و یزید ----- حق صادق كى شناسد و ان زین العابدین ؟
مرتضى و آل او با ما چه كردند از جفا ----- ما چه خلعت یافتیم از معتصم یا مستعین
كان همه مقتول و مسموم اند و مجروح از جهان ----- وین همه میمون و منصورندامیرالفاسقین
اى كـسـایـى هـیـچ مـنـدیـش از نـواصـب وز عـدو ----- تـا چـنـیـن گویى مناقب ، دل چرا دارى حزین؟(6)

كسایى مروزى (ت : 341 ه )
يکشنبه 15/10/1387 - 20:58
پسندیدم 0
UserName