نیكى به پدر و مادر و خانواده
توسط : doooroooghgooo

نیكى به پدر و مادر و خانواده

نیكى به پدر و مادر، وظیفه‏اى اخلاقى است كه در واجب بودن شكر منعم ریشه دارد. انسان فطرتا شاكر و سپاسگزار كسى است كه به او نیكى كرده است.

سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسى كه به پدر و مادر خود نیكى مى‏كند، از فطرت خود پاسدارى كرده است. اهمیت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزارى از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:
و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه و هنا على و هن و فصاله فى عامین ان اشكر لى و لوالدیك الى المصیر؛ (1)

و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كردیم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد و دوران شیرخوارگى او در دو سال پایان مى‏یابد آرى او را سفارش كردیم كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت همه به سوى من است.

و همان طور كه كسى نمى‏تواند شكر پروردگار به جاى آورد، شكرگزارى از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حد محال است.


از پیامبراكرم(ص) روایت شده است:
لن یجزى ولد عن والده حتى یجده مملوكا فیشتریه و یعتقه؛ (2)
هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمى‏كند، مگر آن كه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.


و نیز از ایشان روایت شده است:
بر الوالدین افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد فى سبیل اللَّه؛ (3)
نیكى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.


نیكى به پدر و مادر چنان اهمیتى دارد كه حتى پدر و مادرى كه از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم كرده‏اند باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیكى كند. (4)

مادر حق ویژه‏اى دارد و نیكى به او مقدم است. امام صادق(ع) فرمودند:
شخصى نزد پیامبر اكرم(ص) آمد و پرسید اى پیامبر! به چه كسى نیكى كنم؟
فرمودند:
مادرت
پرسید: سپس به چه كسى؟
فرمودند: به مادرت.
باز پرسید: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت،
دوباره پرسید: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به پدرت. (۵)

وجوب پرهیز از آزار پدر و مادر
خداوند در قرآن كریم نیكى به پدر و مادر را وظیفه‏اى واجب معرفى فرموده است؛

وظیفه‏اى كه پس از توحید در پرستش ذكر شده است:
و قضى ربك الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندك الكبر احدهما او كلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كریما؛ (6)
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر خود احسان كنید؛ اگر یكى از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.


مطابق این آیه به پدر و مادر امرى واجب وكوچك‏ترین بى‏احترامى به آنان ممنوع است.این وجوب و ممنوعیت چنان كه گفتیم پس از بیان وجوب یگانه پرستى ذكر شده است و این گواه اهمیت حقوق والدین است.


اهانت و بى‏احترامى نسبت به والدین به هیچ روى پذیرفته نیست؛ حتى كوچك‏ترین رفتار یا گفتارى كه موجب آزار آنان باشد بر طبق این آیه ممنوع است.


امام رضا (ع) فرمودند:
اگر لفظى كوتاه‏تر و سبك‏تر از اف وجود داشت خداوند آن را در آیه ذكر مى‏فرمود.(7)

و در روایت دیگرى آمده است كه مقصود از اف كمترین ازار است و اگر كلمه‏اى وجود داشت كه بر آزارى كوچك‏تر دلالت مى‏كرد، خداوند از آن نهى مى‏فرمود.(8)
روایات بسیارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است.

امام باقر(ع) از پیامبر اكرم(ص) نقل فرموده‏اند:
ایاكم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف سنة و لا یجدها عاق... (9)
از آزار پدر و مادر بپرهیزید، زیرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوییده مى‏شود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمى‏یابد.


آزار والدین حتى اگر آنان ظالم باشند جایز نیست. امام صادق(ع) فرمود:
من نظر الى ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل اللَّه تعالى له صلوة؛ (10)
كسى كه به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمى‏پذیرد.


فروتنى در برابر والدین ::
فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نیكى به پدر و مادر است و نشانه‏اى از روح شكرگزارى به شمار مى‏رود:


واحفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب رحمهما كما ربیانى صغیرا؛ (11)
دو بال فروتنى خویش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردى پروردند.


از این بخش از آیه كه فرمود: و قل رب ارحمهما كما ربیانى صغیرا مى‏توان دریافت كه طلب رحمت و بخشایش براى والدین نیز ریشه در احساس شكرگزارى انسان دارد.


امام صادق(ع) فرمودند:
لا تملا عینیك من النظر الیهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا یدك فوق ایدیهما، و لا تقدم قدمهما؛ (12)
چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدایت را از صداى آنان بلندتر مكن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پیشى مگیر.


وظیفه فرزند پس از درگذشت والدین
فرزند حتى پس از آن كه پدر و مادرش از دنیا مى‏روند. همچنان وظیفه‏اى اخلاقى دارد. او باید براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برایشان درخواست رحمت و مغفرت كند. از امام باقر(ع) روایت شده است:


ان العبد لیكون باراً بوالدیه فى حیاتهما ثم یموتان فلا یقصى عنهما دینهما و لا یستغفر لهما فیكتبه اللَّه عاقاً و انه لیكون عاقا لهما فى حیاتهما غیر بار بهما فاذا ما تا قضى دینهما و استغفر لهما فیكتبه اللَّه باراً؛ (13)
هر آینه كسى كه نسبت به پدر و مادر خود نیكوكار بوده پس از مرگ آنها دین آنان را ادا نمى‏كند و براى آنان استغفار نمى‏نماید پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار مى‏دهد. و بسا كه كسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حیاتشان به آنان نیكى نمى‏كرده است ولى پس از مرگ آنها دین آنها را ادا كرده و برایشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نیكى كنندگان به والدین قرار مى‏دهد.


از این روایت فهمیده مى‏شود كه اولا: وظیفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمى‏یابد و دیگر این كه خداوند راه را براى جبران كوتاهى‏هاى فرزند خطا كار باز گزارده است.


خواهر و برادر ::
رابطه میان فرزندان یك خانواده رابطه‏اى حساس است. عاطفه‏اى كه میان والدین و فرزندان وجود دارد در رابطه خواهرى و برادرى رقیق‏تر مى‏شود. از طرف دیگر خواهران و برادران با یكدیگر به اندازه‏اى كه پدر و مادر با فرزندان مدارا مى‏كنند، مدارا نمى‏نمایند؛ به همین دلیل اصطكاك و برخورد سلیقه‏ها و اراده‏ها میان آنان بیشتر است.


فرزندان خانواده در روابط متقابل خود به تدریج آماده ظاهر شدن در جامعه مى‏شوند؛ آنها روابطى را برقرار مى‏كنند كه عواطف شدیدى همچون رابطه والدین و فرزندان در آنها نیست. كودك در رابطه با پدر و مادر خود بسیارى از مشكلات این رابطه را به سبب محبت پدر و مادر از سر مى‏گذراند و به سبب اعتمادى كه به آنها دارد قادربه ایجاد رابطه مثبت با آنان است. اما در جایى كه چنین اعتمادى نیست و چنان محبتى هم وجود ندارد طرف مقابل گذشت كمترى مى‏كند و براى ایجاد ارتباط تشخیص درست انسان‏هاى صالح و درستكار از بدكاران را ضرورى است. اگر كودك از كنار پدر و مادر خود ناگهان به جامعه منتقل شود، در واقع از فضایى كه محبت و اعتماد در آن فراوان بوده است به فضایى منتقل مى‏شود كه این دو عنصر بسیار كمتر است این انتقال دفعى او را با مشكلاتى در برقرارى رابطه مواجه خواهد ساخت؛ اما اگر در خانواده فرصت ایجاد رابطه با خواهران و برادران خود را داشته باشد حالت میانه‏اى را تجربه مى‏كند كه متوسط رابطه والدین و فرزند و رابطه عمومى شهروندان است. بنابراین رابطه خواهرى و برادرى بسیار اهمیت دارد. تجربه نیز نشان مى‏دهد كه فرزندان خانواده‏هاى تك فرزند به اندازه كسانى كه خواهر و برادر داشته مهارت برقرارى رابطه با همسالان و همكاران را ندارند.


به میزانى كه رابطه اعتماد و محبت میان خواهران و برادران كمتر از اعتماد و محبت میان والدین و فرزندان است، حقوق آنان نیز بر یكدیگر كمتر است. در عین حال خواهران و برادران حقوق زیادى نسبت به یكدیگر دارند و وظایف اخلاقى آنان بسیار با اهمیت است. رعایت حقوق خواهران و برادران رابطه عاطفى آنان را تقویت مى‏كند و تقویت این رابطه در واقع نیكى به پدر و مادر است؛ زیرا والدین همواره دوست دارند فرزندانشان رابطه‏اى محبت‏آمیز با هم داشته باشند و اگر این خواسته خود را برآورده ببینند، خشنود خواهند شد.


براى آشنایى با حق خواهران و برادران به رسالة الحقوق امام زین العابدین (ع) رجوع مى‏كنیم:


و اما حق اخیك فتعلم انه یدك التى تبسطها و ظهرك الذى تلتجى الیه و عزك الذى تعتمد علیه و قوتك التى تصول بها فلا تتخذه سلاحا على معصیة اللَّه و لا عدة لظلم بحق اللَّه و لا تدع نصرته على نفسه و معونته على عدوه و الحول بینه و بین شیاطینه و تأدیة النصیحة و الاقبال علیه فى اللَّه، فان انقاد لربه و احسن الاجابة له و الا فلیكن اللَّه آثر عندك و اكرم علیك منه؛ (14)

و اما حق برادر تو این است كه بدانى كه او برایت چون دستى است كه مى‏گشایى و پشتوانه‏اى است كه به آن پناه مى‏برى و عزتى است كه به آن تكیه مى‏كنى و نیرویى است كه به وسیله آن چیرگى مى‏یابى. پس او را وسیله‏اى براى معصیت خدا و كمكى براى ستم به حق خداوند مگیر و در یارى او كوتاهى مكن و او را در برابر دشمنش یارى كن و میان او و شیاطینش فاصله انداز و او را نصیحت كن و در راه خدا به او روى آور. پس اگر مطیع فرمانبر پروردگارش بود با او باش و گرنه باید كه خداوند در نزد تو محبوب‏تر و بزرگ‏تر از او باشد.


از این جملات در مى‏یابیم كه در نسبت برادرى اصل بر آن است كه برادران دو وظیفه را نسبت به هم انجام مى‏دهند:


۱ - یار و حامى یكدیگر باشند.
۲ - در راه خدا ناصح و خیر خواه یكدیگر باشند.


این دو وظیفه یكدیگر را تكمیل مى‏كنند و هیچ یك بدون دیگرى وظایف برادرى را كامل نمى‏كند به نظر مى‏رسد رابطه خونى و عاطفى برادرى تا اندازه بسیار موجب حمایت برادران از یكدیگر مى‏شود ولى اگر این حمایت توأم با بصیرت نسبت به اهداف زندگى نباشد به حمایت‏هاى ناروا و ظالمانه مى‏انجامد براى پیشگیرى از این گونه حمایت‏هاى ناروا لازم است فقط از كسى كه هدف اخلاقى و الهى را تعقیب مى‏كند حمایت شود و اگر كسى در مسیر ناصواب حركت مى‏كند. از آن راه باز داشته و نصیحت شود. توجه به حق بودن یا نبودن آن چه مورد حمایت واقع مى‏شود، حمایت كننده و حمایت شونده را از گناه و ظلم باز مى‏دارد. هر گاه برادرى در مسیر مخالف خدا گام زند وظیفه برادران او نصیحت كردن است و چون در طریق الهى حركت كند وظیفه برادران حمایت از اوست.


اگر حمایت و نصیحت با هم جمع شوند، مصداق حقیقى نیكى كردن پدید مى‏آید. نیكى حقیقى به پدر و مادر نیز باید تركیبى از این دو باشد؛ با این تفاوت كه پدر و مادر حتى اگر نصیحت‏پذیر نباشند باز هم باید از آزردن و جدایى از آنها پرهیز كرد، ولى رابطه برادرى و خواهرى این گونه نیست.


از پیامبر اكرم(ص) روایت شده است:
بر امك و اباك و اختك و اخاك ثم ادناك فادناك؛ (15)
به مادر و پدر و خواهر و برادرت نیكى كن، سپس به خویشاوندان نزدیك و آن گاه به خویشان دور نیكى كن.


صله رحم ::
پس از اعضاى اصلى هر خانواده خویشاوندان قرار دارند. رابطه خویشاوندانى كه رابطه‏اى خونى و مادرى (رحم) دارند، ادامه روابط خانوادگى خواهران و برادران است. داشتن رابطه و احترام به خاله دایى و نزدیكان مادر كه مادر روزى با آنان در یك خانه زندگى كرده و رابطه‏اى عاطفى با آنان دارد و هنوز خواستار ادامه رابطه با آنهاست احترام به خواسته مادر تلقى مى‏شود. در مورد عمه و عمو نیز همین مسئله صادق است؛ احترام به آنان و حفظ و ادامه رابطه عاطفى با آنها نیز، در واقع احترام به خواسته پدر است.


در روابط خویشاوندى نیز محبت میان طرفین شدید است ولى به اندازه محبت میان والدین و فرزندان نیست. حفظ پیوند عاطفى و محبت‏آمیز میان خویشاوندان محافظت از مهربانى در گستره‏اى وسیع است. خویشاوندى در حقیقت زمینه روحى و عاطفى مناسب براى نیكى كردن به دیگران است.


پیوند با ارحام موجب مى‏شود برخى شئون مربوط به ارحام را شأنى از خود تلقى كنیم و نیكى به آنان را نیكى به خود بدانیم. این ویژگى رابطه خویشاوندى انگیزه نیكى كردن را افزایش مى‏دهد و توفیق عمل صالح را بیشتر مى‏سازد. و عمل صالح بیشتر موجب نزدیك شدن انسان به هدف زندگى است. پیامبر اكرم(ص) فرموده‏اند كه خداوند فرمود:


انا الرحمن و هذه الرحم، شققت لها اسماً من اسمى فمن وصلها وصلته و من قطعها بتته؛(16)

من الرحمن هستیم و اینان رحم از نام خود نامى برایشان جدا كردم، پس كسى كه به رحم بپیوندد به او مى‏پیوندم و كسى كه از رحم بگسلد از او بگسلم.


رحم مادران مایه پیوند مهرآمیز آدمیان است و این رحمت و مهربانى میان خویشاوندان را خداوند قرار داده است؛ همان گونه كه رحمت میان مؤمنان را به رحمت خویش پدید آورد. خداوند همه انسان‏ها را از یك پدر و مادر آفرید؛ آدمیان همه خویشاوند هستند و اگر به این موضوع اندیشه كنند مهربانى میان آنان بیشتر خواهد بود:


یا ایها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثیرا و نساءاً و اتقوا اللَّه الذى تساءلون به و الارحام ان اللَّه كان علیكم رقیباً؛ (17)

اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفرید و جفتش را نیز از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیارى پراكنده كرد پروا دارید، و از خدایى كه به نام او از همدیگر درخواست مى‏كنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مبرید كه خدا همواره بر شما نگهبان است.


اولیاء خدا حتى جنگ با گمراهان را براى بسط توحید و از سر مهربانى به انسان‏ها انجام داده‏اند.


به هر حال رحمت طبیعى میان ارحام، راه پیوندهاى انسانى را هموارتر مى‏كند و كسى كه از ارحام خود بگسلد، به گسستن از بیگانگان نزدیك‏تر است و از همین روست كه قطع رحم نكوهش شده است.


امام صادق(ع) فرمودند:
اتقوا الحالقة فانها تمیت الرجال، قلت: و مالحالقه؟ قال: قطیعة الرحم؛ (18)
از حالقه بپرهیزید كه مردان را مى‏میراند. شخصى پرسید: حالقه چیست؟ امام پاسخ دادند: گسستن از خویشاوندان.


امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‏اى چنین فرمودند:
اعوذباللَّه من الذنوب التى تعجل الفناء؛
از گناهانى كه نابودى را زود هنگام مى‏كنند به خدا پناه مى‏برم. شخصى پرسید: مگر گناهى هست كه نابودى زودرس آورد؟ ایشان فرمودند:


نعم و یلك قطیعة الرحم؛
آرى، واى بر تو، بریدن از خویشاوندان. سپس فرمودند:


ان اهل البیت لیجتمعون و یتواسون و هم فجرة فیرزقهم اللَّه جل و عز، و ان اهل البیت لیتفرقون و یقطع بعضهم بعضا فیحرمهم اللَّه و هم اتقیاء (19)


بسا خویشاوندانى كه گناهكارند و لى با هم اجتماع و تواسى مى‏كنند، پس خداوند بزرگ عزیز آنان را روزى مى‏دهد، و بسا خویشاوندان پرهیزكارى كه از یكدیگر دورى مى‏كنند و از هم مى‏گسلند، پس خداوند آنان را محروم مى‏سازد.


هر چه بریدن از خویشاوندان نكوهیده و داراى آثار سوء است، صله رحم ستوده و مبارك است:


ان افضل ما توسل به المتوسلون الى اللَّه سبحانه الایمان... وصلة الرحم فانها مثراة فى المال؛(20)

همانا بهترین چیز كه نزدیكى خواهان به خداوند به آن دست یازیده‏اند ایمان... و پیوند با خویشان است كه مال را افزون سازد و اجل را واپس اندازد.


و نیز فرمود:
فرض اللَّه الایمان تطهیرا من الشرك... و صلة الرحم منماة للعدد؛ (21)

خدا ایمان را واجب كرد تا موجب پاكى از شرك باشد... و پیوند با خویشان را واجب كرد تا سبب رشد و فراوانى عدد گردد.


امام سجاد(ع) از رسول خدا(ص) روایت فرمود:
من سره ان یمداللَّه فى عمره، و ان یبسط له فى رزقه فلیصل رحمه؛ (22)
كسى كه خوش دارد خدا عمرش را دراز كند و روزیش را گشاده سازد پس به خویشاوندانش بپیوندد.


آثار صله رحم در بركات دنیاى خلاصه نمى‏شود، بلكه با جلوگیرى از گناه آخرت را نیز آباد مى‏كند:

امام صادق(ع) فرمود:
ان صلة الرحم و البر لیهونان الحساب و یعصمان من الذنوب فصلوا ارحاكم و بروا باخوانكم و لو بحسن السلام و رد الجواب؛ (23)

پیوند با خویشاوندان و نیكوكارى، حساب آخرت را آسان مى‏كند و از گناهان باز مى‏دارد. پس به خویشان خود بپیوندید و به برداران خود نیكى كنید، حتى اگر به نیكى سلام و دادن جواب باشد.



--------------------------------------------------------------------------------

پى‏نوشتها
(1) - لقمان، ۱۴.

(2) - المحجة البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴.

(3) - همان.

(4) - همان، ص ۴۴۲، ۴۴۱.

(۵) - همان، ص ۴۳۹.

(6) - اسراء، ۲۳.

(7) - اصول كافى، ج ۲، ص ۳۴۱، حدیث ۷.

(8) - مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۳۱.

(9) - همان، ص ۴۴۲.

(10) - همان.

(11) - اسراء، ۲۴.

(12) - المحجة البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۸.

(13) - همان، ص ۴۴۱.

(14) - تحف العقول، رسالة الحقوق، ص ۲۶۴.

(15) - المحجة البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۵.

(16) - همان، ص ۴۲۸.

(17) - نساء، ۱.

(18) - المحجة البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۱.

(19) - همان، ص ۴۳۲.

(20) - نهج‏البلاغه، الخطبه ۱۱۰.

(21) - همان، قصار الحكم، ۲۵۲.

(22) - المحجة البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۲.

(23) - همان، ج ۳، ص ۴۳۳.
جمعه 13/10/1387 - 17:7
پسندیدم 0
UserName