.... - به نقل از سایت میعادگاه

خانه دوست
خانه دوست کجاست؟ در فلق بودم که پرسید سوار
اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به ناریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری  و گفت :
نرسیده به درخت ? کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
ودر ان عشق به اندازه ی پرهای ابی است
می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ ? سر بدر می ارد ?
پس به سمت کوچه تنهایی می پیچی ?
دو قدم مانده به گل
پای فواره اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی :
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا ? جوجه بردارد از لانه نور
و از او
می پرسی خانه دوست کجاست

 

يکشنبه 10/9/1387 - 2:59
پسندیدم 0
UserName