محبت فراوان پیامبر(ص) نسبت به فاطمه(س)
توسط : hermaneshgh
اذا اشتقت الى الجنة قبلت نحر فاطمة:
هنگامى كه شوق بهشت در دلم پیدا مى‏شود گلوى فاطمه را مى‏بوسم! (پیامبر اكرم (ص) فضائل الخمسة جلد 43 صفحه .127)




همه مورخان و ارباب حدیث نوشته‏اند كه پیامبر(ص) نسبت به دخترش فاطمه‏(س) علاقه عجیبى داشت.
بدیهى است علاقه پیامبر تنها به خاطر رابطه پدرى و فرزندى نبود، هر چند این عاطفه در وجود پیامبر(ص) موج مى‏زد، اما تعبیرات و سخنانى كه پیامبر(ص) به هنگام اظهار علاقه نسبت به دخترش فاطمه‏(س) بیان مى‏كرد، نشان مى‏داد كه در اینجا معیارهاى دیگرى مطرح است. و:
این محبت از محبتها جدا است‏
حب محبوب خدا، حب خدا است‏
از میان روایات فراوانى كه در این زمینه رسیده است كافى است به چند روایت زیر كه در كتب معروف شیعه و اهل سنت آمده اشاره كنیم:
1- ما كان احد من الرجال احب الى رسول اللّه من على و لا من النساءٍ احب الیه من فاطمة:
«احدى از مردان نزد پیامبر(ص) محبوبتر از امیر مؤمنان على‏(ع) نبود و نه از زنان، محبوبتر از فاطمه(س).
جالب این است كه این حدیث را گروه زیادى از عایشه نقل كرده‏اند.
2- هنگامى كه آیه شریفه:
لا تجعلوا دعاء الرسول بینكم كدعاءٍ بعضكم بعضاً:
پیامبر را آن گونه كه یكدیگر را صدا مى‏زنید، صدا نزنید
نازل شد مسلمانان پیامبر(ص) را با خطاب «یا محمد» صدا نكردند، بلكه «یا رسول اللّه و یا ایها النبى» مى‏گفتند.
فاطمه(س) مى‏گوید:
بعد از نزول این آیه من دیگر جرأت نكردم پدرم را به عنوان «یا ابتاه» (پدرجان!» صدا كنم، و هنگام كه خدمتش مى‏رسیدم «یا رسول‏اللّه» مى‏گفتم.
یكى دوبار این خطاب را تكرار كردم، دیدم پیامبر(ص) ناراحت شد و از من روبرگردانید. دفعه سوم رو به من كرد و گفت:
یا فاطمة انها لم تنزل فیك و لا فى اهلك و لا نسلك، انت منى و انا منك، انما نزلت فى اهل الجفاء و الغلظة من قریش!:
اى فاطمه این آیه درباره تو نازل نشده، و نه درباره خاندان و نسل تو، تو از منى و من از توأم، این در مورد جفاكاران و تند خویان بى ادب از قریش نازل شده است!
سپس این جمله عجیب و روح پرور را افزود:
قولى: یا ابه! فانها احیا للقلب و ارضى للرب!
«بگو پدرجان! كه این سخن قلب مرا زنده مى‏كند و خدا را خشنود مى‏سازد».
آرى آهنگ دلنواز پدرجان فاطمه‏(ع) با روح پیامبر(ص) همان مى‏كرد كه امواج نسیم بهارى با شكوفه‏هاى لطیف درختان.
3- در حدیث دیگرى آمده است پیامبر چنان مشتاق فاطمه(س)‏ بود كه هر گاه به سفر مى‏رفت آخرین كسى را كه با او وداع مى‏كرد زهرا(س) بود، و به هنگامى كه از سفر باز مى‏گشت نخستین كسى را كه به دیدنش مى‏شتافت فاطمه‏(س) بود.
4- این حدیث را نیز بسیارى از محدثان شیعه و اهل سنت نقل كرده‏اند كه پیامبر فرمود:
من آذاها فقد آذانى.
و من اغضبها فقد اغضبنى.
من سرها فقد سرنى.
و من سائه فقد سائنى.
هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده است.
و هر كس او را خشمگین كند مرا خمشگین ساخته.
هر كس او را مسرور كند مرا مسرور ساخته نموده.
و هر كس او را اندوهگین سازد مرا اندوهگین ساخته است!
بدون شك شخصیت والاى فاطمه(س)‏ علیها و آینده درخشان و مقام عرفان و ایمان و عبادتش اینهمه احترام را ایجاب مى‏كرد. چرا كه امامان، همه، از نسل او بودند. و بعلاوه او همسر بزرگمرد اسلام امیر مؤمنان على‏(ع) بود.
اما پیامبر(ص) با این عمل مى‏خواست حقیقت دیگرى را نیز به مردم تفهیم كند و دیدگاه اسلام را در زمینه دیگرى روشن سازد و انقلاب فكرى و فرهنگى بیافریند و بگوید:
دختر موجودى نیست كه باید زنده به گور شود.
ببینید من دست دخترم را مى‏بوسم، او را بر جاى خود مى‏نشانم، و اینهمه عظمت و احترام براى او قائلم.
دختر انسانى است همچون سایر انسانها، نعمتى است از نعمتهاى پرودرگار، موهبتى است الهى.
دختر نیز مى‏تواند مانند پسر مدارج كمال را طى كند و به حریم قرب خدا راه یابد.
و به این ترتبیب شخصیت در هم شكسته زن را در آن محیط تاریك احیاء فرمود.
يکشنبه 12/3/1387 - 9:46
پسندیدم 0
UserName