و باز تنهایی
توسط : hermaneshgh
 

سلام

و باز تنهایی

باز سکوت

و تنهایی

نمی دونم چرا شروع شد

و یا از کی شروع شد که حالا باید در پایانش غمگین باشم

شاید اشتباه از من بود

شاید هم نه

ولی باید پست جالبی بشه برای قالب جدید

قالبی که فکر نکنم حالا حالاها عوض بشه

چرا؟

چون سیاهی رنگ منه

اگه نخوام بگم رنگ سرنوشتم

درسته که غرورم رو کشتم

ولی هنوز تکبر، خود بینی و ....

هنوز هزار تا کوفت و زهر مار دیگه تو این وجود من زنده ست

هرگز سرنوشتم رو سیاه ندیدم و نمی بینم

یاد نوشته های قبلیم افتادم

اونجا که می گفتم

« بین کوچه های تنهایی فریاد میزنم hold my hand »

چقدر مسخره

بی خیالش بابا

راستی منی که این همه از سکوت خوشم میاد

چرا اینقدر حرف میزنم

پس بی خیال

یا علی

چهارشنبه 1/3/1387 - 14:25
پسندیدم 0
UserName