داستانهائی از زنگانی علی (ع) 13
 

كودك بت شكن

حضرت على (علیه السلام ) دوران كودكى خود را مى گذرانید. روزى پدرش ابوطالب نزد همسرش فاطمه بنت اسد آمد و گفت : على (علیه السلام ) را دیدم كه بتهاى بت پرستان را مى شكند. مى ترسم كه بزرگان قریش با خبر شوند و به او آسیب برسانند، فاطمه مادر على گفت : شگفتا من خبرى عجیب تر از این به تو بدهم آن هنگامى كه على (علیه السلام ) بچه بود و در رحم من قرار داشت روزى كنار كعبه رفتم به طواف كعبه ، قصد پرستش خدا را كردم . بت پرستان ، بت هاى خود را در محلى در كنار كعبه گذاشته بودند. وقتى كه در طواف به روبروى آن محل رسیدم على (علیه السلام ) در رحمم آنچنان دو پاى خود را فشار مى داد كه من از نزدیك شدن به جایگاه بتها ناتوان مى شدم .(1)

1 بحارالانوار، ج 42، ص 18.

سه شنبه 2/11/1386 - 14:7
پسندیدم 0
UserName