داستان قارون در قرآن 12
 

 داستان قارون در تورات


تورات همچنان قصه را ادامه مى دهد، و در ضمن مى گوید كه فرداى آن روز آمدند، و آتشدانها كه در آن آتش و بخور بود آوردند، و در باب خیمه اجتماع كردند، آنگاه در تورات گفته شده كه زمین زیر پایشان شكافته شد و دهان خود را باز كرد، آنان و خانه هایشان را بلعید، و قورح و همه مردمش و همه اموالش را نیز فرو برد، و آنچه از آنان زنده ماند در همان بیابان در بین جمعیت در زمین فرو رفتند، به طورى كه بقیه اسرائیلیان كه در اطرافشان بودند از صداى آنان فرار كردند، چون با خود گفتند: ممكن است ما را هم فرو ببرد، آنگاه آتشى از ناحیه رب بیرون آمد، و آن دویست و پنجاه مرد را كه بخور آورده بودند بسوزانید، این بود آن مقدار از داستان تورات كه مورد حاجت ما بود.
و در مجمع البیان در ذیل آیه ((ان قارون كان من قوم موسى )) گفته است : كه وى پسر خاله موسى (علیه السلام ) بود، نقل از عطاء از ابن عباس ، و از روایت امام صادق (علیه السلام ).
و در تفسیر قمى در ذیل جمله ((ما ان مفاتحه لتنوء...)) گفته : كلید گنجینه هایش را جمعى نیرومند نمى توانستند حمل و نقل كنند.
و در معانى الاخبار به سند خود از موسى بن اسماعیل بن موسى بن جعفر (علیه السلام ) از پدرش از جدش از آباى گرامش از على (علیه السلام ) روایت كرده كه در ذیل جمله ((و لا تنس نصیبك من الدنیا)) فرمود: سلامتى و نیرومندى و فراغت و جوانیت و نشاطت را فراموش مكن ، و با این سرمایه هاى گرانبها آخرت خود را تامین نما.
و نیز در تفسیر قمى در ذیل جمله ((فخرج على قومه فى زینته )) گفته : قارون با جامه هاى رنگین ، و دامن بلند از خانه بیرون مى آمد، و دامن خود را به زمین مى كشید.
و در مجمع البیان مى گوید: زاذان از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) روایت كرده كه در دوران خلافتش در بازارها قدم مى زد و گم شدگان را به مقصد مى رساند، و ضعیفان را كمك مى كرد، و به فروشندگان و بقالان مى گذشت ،و قرآن را پیش رویش باز مى كرد، و مى خواند: ((تلك الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فى الارض و لا فسادا)) و مى فرمود: این آیه درباره اهل عدالت و تواضع از والیان امور، و درباره قدرتمندان از سایر مردم نازل شده .
و نیز در مجمع البیان آمده كه سلام اعرج از امیرالمومنین (علیه السلام ) روایت كرده كه فرمود: بند كفش كسى باعث عجب او مى شود، و به همین جهت مشمول این آیه مى شود، كه مى فرماید: ((تلك الدار الاخره )).
مؤ لف : سید بن طاووس در كتاب سعد السعود خود روایت را به این صورت از مرحوم طبرسى صاحب مجمع البیان نقل كرده ، كه فرمود: مردى به همین مقدار كه بند كفش او بهتر از بند كفش رفیقش است باعث عجب او مى شود، لذا مشمول این آیه مى شود.
و در الدر المنثور است كه : محاملى و دیلمى از ابى هریره روایت كرده اند كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: جبارى در زمین و اخذ بدون حق از مصادیق این آیه است .

سه شنبه 2/11/1386 - 13:44
پسندیدم 0
UserName