رابطه انسان و جهان
توسط : ali_firoozi

رابطه انسان و جهان

در فصل پیش روشن كردیم كه آنچه از نظر قرآن و طبعا از نظر نهج البلاغه نیز مذموم است نه‏«وجود فى نفسه‏»جهان است و نه‏«تمایلات و علایق فطرى و طبیعى‏»انسان.در این مكتب،نه جهان بیهوده آفریده شده است و نه انسان راه خود را گم كرده و به غلط در این جهان آمده است.

مكاتبى بوده و هستند كه نسبت‏به نظام آفرینش با دیده بدبینى مى‏نگرند،نظام موجود را نظام كامل نمى‏پندارند.و نیز مكتبهایى بوده كه آمدن انسان را به این جهان نتیجه یك اشتباه!و از نوع راه گم كردن!مى‏دانند،انسان را موجودى صد در صد بیگانه با جهان مى‏شمارند كه هیچ گونه پیوند و خویشاوندى با این جهان ندارد،زندانى این جهان است،یوسفى است كه به دست‏برادران دشمن در چاه این جهان محبوس گشته است،تمام مساعى‏اش باید صرف فرار از این زندان و بیرون آمدن از این چاه گردد.

بدیهى است هنگامى كه رابطه انسان با جهان دنیا و طبیعت رابطه زندانى و زندان و به چاه افتاده و چاه است،انسان نمى‏تواند هدفى جز«خلاصى‏»داشته باشد.

سه شنبه 2/11/1386 - 11:44
پسندیدم 0
UserName