ویژگیهاى روحى سرورمان عباس ( علیه السّلام )
توسط : drmgangineh
ویژگیهاى روحى 
سرورمان عباس ( علیه السّلام ) دنیایى از فضایل و نیكى بود. هر صفتنیك و گرایش والا را كه بتوان تصور كرد، جزء ذاتیات او بود و همین افتخار او را بسكه زاده امیرالمؤ منین ( علیه السّلام ) داراى تمامى فضایل دنیا بود. ابوالفضلهمه فضیلتها و صفات پدر را به ارث برد تا آنكه نزد مسلمانان سَمبل هر فضیلتى و نمادهر ارزشى والا گشت .
در اینجا به اختصار برخى صفات حضرت را یاد مى كنیم
:
1 شجاعت

دلیرى و شجاعت ، گویاترین نشانمردانگى است ؛ زیرا نشانه قوت و استوارى و ایستادگى در برابر حوادث مى باشد. ابوالفضل این صفت والا را از پدرش كه شجاعترین انسان هستى است و داییهایش كه ازدلاوران نامدار عرب بودند و در میان سایر قبایل بدین صفت مشهور بودند، به ارث بردهبود.
ابوالفضل دنیایى از قهرمانیها بود و آنگونه كه مورخان گفته اند در جنگهاىهمراه پدرش هرگز ترسى به خود راه نداد. روز عاشورا نیز آنچنان شجاعتى از خود نشانداد كه زبانزد تاریخ گشت . ابوالفضل در این روز كه از حماسى ترین روزهاى تاریخاسلام است ، در برابر انبوه دشمنان كه دشت را پر كرده بودند آنقدر دلاورى نشان دادكه شجاعان قوم را متزلزل و عامه سپاهیان را هراسان كرد و زمین ، زیر پایشان لرزید ومرگ بر آنان سایه افكند تا آنجا كه به حضرتش پیشنهاد فرماندهى كل سپاه را در صورتكناره گیرى از یارى برادرش دادند. لیكن عباس بر آن تمسخر زد و بر ایمان و عقیده اشو دفاع از آرمان مقدسش افزوده شد
.
شجاعت و دلاورى حضرت عباس ( علیه السّلام ) درروز عاشورا براى به دست آوردن سودى مادى از این زندگى نبود، بلكه دفاع ازمقدّسّترین آرمانهاى مجسم در نهضت برادرش سیدالشهداء بزرگترین مدافع حقوق محرومان وستمدیدگان به شمار مى رفت
.
باشاعران

شاعران از شجاعت، دلیرى ، رادمردى حضرت و شكستى كه یك تنه به سپاه اموى وارد كرد، همواره در شگفتبوده اند و شیفته شخصیت والاى او گشته اند. براى مثال ، شمارى از آنان را كه در اینباب داد سخن داده اند مى آوریم .
الف سید جعفر حلى :

شاعر علوىسید جعفر حلىدر قصیده درخشان خود، ترس و هراس ‍ سپاه اموى از پیكارهاى حضرت را چنین تصویر مىكند:
از شیر كارآزموده نبردها، بر سپاهیان اموى ، عذابفرو ریخت . جز هجوم شیرى خشمگین و غرّان كه خواسته اش را نیك آشكار كرده بود، چیزىآنان را هراسان نكرد. ترس از مرگ ، چهره هاى آنان را اندوهگین كرده بود. اما عباسدر آن میانه خندان بود
.
میمنه و میسره سپاه را درهم مى ریخت ، آنان را درهم مىكوفت و سرهایشان را درو مى كرد. دلاورى به او حمله نمى كرد مگر آنكه مى گریخت و سرش، پیشاپیش او حركت مى كرد. اسبان را چنان با نیزه اش رنگ آمیزى كرد كه سیاه وسپیدشان یكسان شدند. بر شكارش خشمناكانه هجوم نمى آورد مگر آنكه بلاى محتوم را براو سرازیر مى كرد. پیشروى او رنگى از درنگ و هراس ‍ داشت ، گویى براى تسلیم پیش مىرود. قهرمانى كه شجاعت را از پدرش به ارث برد و بدان ، دماغ پرباد گمراه زادگان رابه خاك مالید

مى بینید چگونهحلىهراس فراگیر امویان را از هجوم قمربنى هاشم ، قهرمان اسلاموصف مى كند و آشفتگى صفوف آنان را تصویر مى نماید.
عباس با قلبى آرام و چهره اىخندان به لشكر دشمن مى تازد و از كشته ، پشته مى سازد و اسبان آنان را با خونشانرنگین مى كند. تا جایى كه مى دانیم هرگز كسى شجاعت و دلیرى را چنین ترسیم نكرده استو بدون گزافگویى ، عباس همانگونه كه مورخان نوشته اند خسارتهاى سنگینى به اهل كوفهوارد كرد
.
سید جعفر حلىهمچنان دروصف شجاعت ابوالفضل ، داد سخن مى دهد و مى گوید
:
قهرمانىكه هنگام سوار شدن بر اسب بزرگ ، گویى كوهى سرافراز، بر اسب نشسته است و شگفتا كهاسبى ، چنین كوهى را خوب تحمل مى كند و رهوار مى تازد! سوگند به برق شمشیرش و من جزبه آذرخش آسمانى ، سوگند نمى خورم اگر شهادت او مقدّر نبود، با شمشیرش هستى را مىزدود؛ لیكن این خداوند است كه هرچه اراده كند، مقدر مى سازد و بر آن حكم مىراند

تیغ ابوالفضلصاعقه اى ویرانگر بود كه بركوفیان فرود آمد و اگر قضاى الهى نبود، آنان را از صفحهروزگار محو مى كرد.
ب كاشف الغطاء:

اماممحمد كاشف الغطاء)) شیفته شجاعت ابوالفضل شدهو طى قصیده درخشانى او را چنین مى ستاید:
هنگامى كه عباسخندان به رزمگاه پا مى گذاشت ، چهره هاى امویان را هراس از مرگ ، دژم (اندوهگین( مى كرد
.
به مرگ آورى ، آگاه بود و شمشیرش كارآزمودگان را از پا درمىآورد
.
وقتى كه تیرگى و سختى جنگ ، چون شبى تاریك به اوج مى رسید، مرگبارترین روزدشمنانش آغاز مى شد

هراس از ابوالفضلچهره هاى امویان را تیره كرده ، زیرا سرهاى قهرمانان آنان را درو كرد و روحیه آنانرا درهم شكست و بارانى از عذاب بر آنان فروبارید.
ج فرطوسى :

شاعر دلباخته اهل بیت ، شیخعبدالمنعم فرطوسىنور به قبرش ببارد در حماسه جاویدان خود، دلیرى و شجاعتابوالفضل در میدان نبرد را چنین مى ستاید:
در هر هجومى درجهاد، كوه است و در استوارى هنگام رویارویى كوهى است . تمامى گُردى و عزت پدرش علىدر او ریشه دواند و بارور گشت . در هر دلى و جانى ، نقشى از خود به یادگار گذاشته ودر هر دیدار، هراسى در روان دشمن افكنده است

سپس همو،شكستهاى سنگین سپاه اموى به وسیله ابوالفضل را چنین ترسیم مى كند:
چون پرچمى برفراز دژى ، بر پشت اسب خود نشست و در تیرگى چون شب جنگ، ماهوار درخشید. دلهاى دلاوران از دیدن هیبت او فرو ریخت و چون هوا از پهلوهایشانبه درآمد و بدنهاى درهم شكسته شان بر زمین افتاد در حالى كه سرهایشان پرّان بود واو انبوه لشكریان را با ید بیضاى خود به سوى مرگ مى راند

شجاعت و دلاورى ابوالفضل ، شاعران بزرگ راشیفته خود كرد و ضرب المثل تاریخ گشت .
آنچه بر اهمیت این شجاعت مى افزایدللّهبودن آن است . حضرت ، شجاعت خود را درراه یارى حق و دفاع از آرمانهاى والاى اسلام به كار گرفت و هرگز دربند دستاوردهاىمادى زندگى زودگذر نبود
.
2 ایمان بهخدا

قوت ایمان به خدا واستوارى در آن ، یكى از بارزترین و بنیادى ترین ویژگیهاى ابوالفضل بود. حضرت دردامان ایمان ، مركز تقوا و آموزشگاه خداپرستى و خداخواهى ، تربیت یافت و پدرش ،پیشواى موحّدان و سرور متقیان ، جانش را با جوهر ایمان و توحید حقیقى پرورش داد وتغذیه كرد. پدر، او را با ایمان مبتنى بر آگاهى و تعمّق در حقایق هستى و رازهاىطبیعت ، تغذیه نمود؛ ایمانى كه خود چنین وصفش كرده بود:
اگر پرده ها برایم كنار زده شوند، بر یقینم افزوده نخواهد شد

این ایمان ژرف و ریشه دار با ذرّات وجود حضرت عباس عجین شد واو را به یكى از بزرگان تقوا و توحید بدل ساخت . و بر اثر همین ایمان پایدار و عظیمبود كه ایشان ، خود، برادران و شمارى از فرزندانش را در راه خدا و تنها براى خداقربانى كرد.
عباس ( علیه السّلام ) با دلاورى به دفاع از دین خدا و حمایت ازعقاید اسلامى كه در آستانه تحریف شدن و نابودى در زمان حكومت امویان قرار گرفتهبود، برخاست و در این كار فقط خداوند و رضاى حق و جایگاه اخروى را مد نظر داشت
.
3 خویشتندارى

یكى دیگر از صفات برجسته ابوالفضل) علیه السّلام ) عزّت نفس و خویشتندارى بود. حضرت از زندگى خفت بار زیر سایه حكومتاموى ابا داشت ؛ حكومتى كه بندگان خدا را برده خود و اموال بیت المال را دارایىشخصى كرده بود و به دنبال برادرش ، پدر آزادگان كه صلاى عزّت و كرامت در داده بود ومرگ زیر سایه هاى نیزه ها را سعادت و زندگى با ظالمان را اندوهبار اعلام كرده بود،دست به قیامى خونین زد و به میدان نبرد و جهاد پا گذاشت .
ابوالفضل ( علیهالسّلام ) در روز عاشورا عزّت نفس و خویشتندارى را با تمام ابعاد و آفاقش مجسم ساخت . امویان او را به شرط كناره گیرى از برادرش ، وعده فرماندهى كل قوا دادند، لیكنحضرت بر آنان تمسخر زد و فرماندهى سپاه آنان را لگدمال كرد و با شوق و اخلاص ، بهسوى آوردگاه شتافت و در راه دفاع از حرّیت ، دین و آزادگى خود، كُندآوران را به خاكانداخت و سرها را درو كرد
.
4 صبر

یكى از ویژگیهاىابوالفضل ( علیه السّلام ) شكیبایى و بردبارى در برابر حوادث تلخ و دشوار بود. مصایبى كه در روز عاشورا بر سر حضرت آمد، كوهها را مى گداخت ، لیكن ایشان همچناناستوار بودند و كمترین سخنى دالّ بر دردمندى بر زبان نیاوردند. حضرت همچون برادرش ،سیدالشهداء كه صبرش ‍ از صلابت و سنگینى كوههاى سر به فلك كشیده ، بیش بود و بهپیروى از امامش ، خود و اراده اش را تسلیم پروردگار بزرگ كرد و هرچه را بر خود وخاندانش نازل شد با چشم رضامندى نگریست . حضرت ابوالفضل ، ستارگان تابناك و اصحابباوفا را مى دید كه بر دشت سوزان كربلا چون قربانیها به خون تپیده اند و آفتاب ،آنان را مى گدازد، مویه و فریاد كودكان را مى شنید كه بانگالعطشسر داده اند، نوحه بانوان حرم وحى بركشتگان خود را مى شنید، تنهایى برادرش ، سیدالشهداء را در میان كركسهاى كوفه ومزدوران ابن مرجانه كه براى كشتنش بر یكدیگر پیشى مى گرفتند تا به رهبرشان نزدیكشوند، مى دید. آرى ، همه این حوادث سنگین را مى دید، لیكن امر خود را به خداى متعالواگذار كرده بود و بدون كمترین تزلزلى پاداش را از پروردگارش ‍ درخواست مىكرد.
5 وفادارى

یكى دیگر از صفات ابوالفضل كه ازبرترین و برجسته ترین صفات است ،وفادارىاست . حضرت در این صفت ، گوى سبقت از همگان ربود و ركوردى جاودانىبرجاى گذاشت و به بالاترین حد آن رسید. نمونه هاى وفادارى حضرت را در اینجا مىآوریم .
الف وفادارى به دین :

ابوالفضل العباس) علیه السّلام ) از وفادارترین كسان به دین خود بود و بشدت از آن دفاع كرد. هنگامىكه اسلام در خطر نابودى قرار گرفت و دشمنان كمر بسته آن امویان با تمام وجود بهانكار آن برخاستند و شبانه روز محو آن را وجهه نظر خود قرار دادند و با آن جنگیدند،ابوالفضل به رزمگاه پاگذاشت و در راه دین خود، مخلصانه جهاد كرد تا آنكه كلمه توحیددر زمین برقرار باشد و در آرمانهاى اعتقادیش دستانش قطع گشت و به خون خوددرغلتید.
ب وفادارى به امت :

سرور ما حضرت عباس) علیه السّلام ) مى دید كه امت اسلامى در زیر كابوس تیره امویان دست و پا مى زند وزندگى مرگبار سراسر ذلت و خوارى را سپرى مى كند. گروهى از مجرمان اموى سرنوشت آنانرا در دست گرفته ، ثروتهاى آنان را به باد مى دهند، با مقدرات آنان بازى مى كنند وحتى یكى از سپاسگزاران اموى با وقاحت و بدون شرم و حیا اعلام مى كند كهمنطقه سواد؛ باغستان قریش استو چهاهانتى به امت بیش از این .
در برابر وضعیت طاقت فرسا، ابوالفضل وفادارى به امترا در قیام دید. پس همراه با برادرش و گروهى از رادمردان اهل بیت و آزادگان دلباختهآنان بپاخاست و شعار آزادى از یوغ بندگى امویان را سر داد و رهایى امت اسلامى ازبردگى آنان را هدف خود كرد و جهادى مقدّس براى بازگرداندن زندگى كریمانه براى آنانرا آغاز كرد و در راه این هدف والا، خود و تمامى بپاخاستگان به شهادت رسیدند. پسكدام وفادارى به امت مثل این وفادارى است ؟
!
ج وفادارى بهوطن :

سرزمین اسلامى در گرداب محنت و رنجهاى توانفرسا در ایام حكومتامویان ، غوطه ور بود. استقلال و كرامت خود را از دست داده بود و به باغستانى براىامویان ، سرمایه داران قریش و دیگر مزدوران بدل گشته بود.
تهیدستى و فقر، همهگیر و مصلحان و آزادگان خوار شده بودند و مجالى براى آزادى فكر و نظر نمانده بود. حضرت عباس تحت رهبرى برادرش ‍ سیدالشهداء براى درهم شكستن این حكومت سیاه و فروپاشىپایه هاى آن ، قیام كرد و بر اثر فداكاریهاى آنان بود كه طومار حكومت اموى پس ازچندى درهم پیچیده شد؛ در حقیقت بزرگترین وفادارى به وطن اسلامى همین است
.
د وفادارى به برادر:

ابوالفضل پیمانى را كه با خداوند براىحفظ بیعت خود با برادرش ریحانه رسول خدا( صلّى اللّه علیه و آله ) و اولین مدافعحقوق مظلومان و محرومان بسته بود، بدان وفادار ماند. مردمان در طول تاریخ مانند اینوفادارى در حق برادر را ندیده اند و قطعاً زیباتر از این وفادارى در كارنامه وفاىانسانى به ثبت نرسیده است ؛ وفاداریى كه هر آزاده شریفى را به خود جذب مىكند.
6 قوّت اراده

استوارى وقدرت ارادهاز مهمترین و بارزترین صفات بزرگان جاوید تاریخاست كه در كار خود موفق بوده اند؛ زیرا محال است افراد سست عنصر و ضعیف الارادهبتوانند كمترین هدف اجتماعى را محقق كنند یا كارى سیاسى را به پایانبرند.
ابوالفضل ( علیه السّلام ) در اراده نیرومند و عزم و جزم ، در بالاترینسطح قرار داشت . به اردوگاه حق پیوست و بدون تزلزل یا تردید، پیش رفت و در عرصهتاریخ به عنوان بزرگترین فرمانده بى مانند شناخته شد و اگر این صفت در او نبود،افتخار و جاودانگى در طول تاریخ برایش ثبت نمى شد
.
7 مهربانى

محبت و مهربانى به محرومان و ستمدیدگان بر وجود ابوالفضل مستولى بودو این پدیده به زیباترین شكل خود در كربلا آشكار شد و جلوه كرد؛ سپاه امویان آبشخورفرات را بر اهل بیت بستند تا آنان بر اثر تشنگى بمیرند یا تسلیم گردند. ابوالفضل كهلبهاى خشكیده و چهره هاى رنگ پریده فرزندان برادرش ‍ و دیگر كودكان را از شدت تشنگىدید، قلبش فشرده گشت و از عطوفت و مهربانى دلش آتش گرفت . سپس به مهاجمان حمله كرد،راهى براى خود گشود و براى كودكان آب آورد و آنان را سیراب كرد. در روز دهم محرمنیز بانگالعطشكودكان را شنید، دلشبه درد آمد و مهر به آنان ، او را از جا كند. مشكى برداشت و در میان صفوف به همفشرده دشمنان خدا رفت ، با آنان درآویخت و از فرات دورشان ساخت ، مشتى آب برداشت تاتشنگى خود را برطرف كند، لیكن مهربانى او اجازه نداد قبل از برادر و كودكانش سیرابشود، پس آب را فرو ریخت . حال در تاریخ امتها و ملتها بگردید آیا چنین محبت و رحمتىرا جز در قمر بنى هاشم و افتخار عدنان خواهید یافت ؟!
اینها پاره اى از صفات وفضایل ابوالفضل است كه با داشتن آنها چون پدرش به بالاترین قلّه مجد و كرامت دستیافت .
دوشنبه 1/11/1386 - 21:52
پسندیدم 0
UserName