تمنا ...
توسط : 2Esteghlal2
تمنا ...

بامدادی دگر است ..

دور شدن از تو را نمی خواهم ..

اما زندگی اجبار می كند رفتن را ...

و دور شدن حتی برای ساعتی ..

نمی خواهم حرفم را در بغچه ی دلم پنهان كنم ...

دیر زمانی است ..

پناهگاهی به جز چشمهایت ندارم ..

مرا سرمه كن در چشمت بكش ..

تا سیر ببینمت ..

 
دوشنبه 1/11/1386 - 14:53
پسندیدم 0
UserName