خدایا
توسط : avrin3500

خدایا بشکن این آئینه ها را

 

خدا یا بشكن این آئینه ها را

 

كه من از دیدن آئینه سیرم

 

مرا روی خوشی از زندگی نیست

 

ولی از زنده ماندن نا گزیرم

 

از آن روزیكه دانستم سخن چیست ـــ

همه گفتند: این دختر چه زشت است

 

كدامین مرد ، او را می پسندد؟

 

دریغا دختری بی سرنوشت است.

***

 

چو در آئینه بینم روی خود را

در آید از درم، غم با سپاهی

 

مرا روز سیاهی دادی ،اما

نبخشیدی به من چشم سیاهی

***

به هر جا پا نهم ، از شومی بخت ـــ

 

نگاه دلنوازی سوی من نیست

 

از این دلها كه بخشیدی به مردم ـــ

 

یكی در حلقه گیسوی من نیست

***

مرا دل هست ، اما دلبری نیست

 

تنم دادی ولی جانم ندادی

 

بمن حال پریشان دادی، اما ـــ

 

سر زلف پریشانم ندادی

***

 

به هر ماه رویان رخ نمودند ــ

ـ

نبردم توشه ای جز شرمساری

 

خزیدم گوشه ای سر در گریبان

 

به درگاه تو نالیدم بزاری

 

***

چو رخ پوشم ز بزم خوب رویان ـــ

 

همه گویند : كه او مردم گریز است

 

نمیدانند، زین درد گرانبار ـــ

 

فضای سینه من ناله خیز است

 

***

 

به هر جا همگنانم حلقه بستند ـــ

نگینش دختر ی ناز آفرین بود

 

ز شرم روی نا زیبا در آن جمع ـــ

 

سر من لحظه ها بر آستین بود

***

چو مادر بیندم در خلوت غم ــ

ـ

ز راه مهربانی مینوازد

 

ولی چشم غم آلوده اش گواهست

 

كه در اندوه دختر می گدازد

***

ببام آفرینش جغد كورم

 

كه در ویرانه هم ، نا آشنایم

 

نه آهنگی مرا ،تا نغمه خوانم ــ

 

نه روشن دیده ای ، تا پرگشایم

***

خدایا ! بشكن این آئینه هارا

 

كه من از دیدن آئینه سیرم

 

مرا روی خوشی از زندگی نیست

 

ولی از زنده ماندن ناگزیرم

***

خداوندا !خطا گفتم ، ببخشای

 

تو بر من سینه ای بی كینه دادی

 

مرا همراه روئی نا خوشایند ـــ

 

دلی روشنتر از آئینه دادی

***

مرا صورت پرستان خوار دارند ـــ

 

ولی سیرت پرستان میستایند

 

به بزم پاكجانان چون نهم پای

 

در دل را به رویم می گشایند

***

میان سیرت وصورت ،خدایا ! ـــ

 

دل زیبا به از رخسار زیباست

 

بپاس سیرت زیبا ، كریما! ـــ

 

دلم بر زشتی صورت شكیباست

 

دوشنبه 1/11/1386 - 14:43
پسندیدم 0
UserName