فیض گریستن به شهداى كربلا
توسط : shokry1344
به نام خدا
سلام
السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین(ع)
فیض گریستن به شهداى كربلا
 
روزى شخصى بخدمت حضرت سیّدالساجدین علیه السلام رفته و استدعاى ضیافت از آن بزرگوار نمود و در بعضى از كتب مراثى نام آن شخص را زهرى ذكر كرده اند و معروض داشت كه بناى دامادى و عروس ‍ آوردن براى فرزند خودم دارم ، استدعا از جناب شما دارم كه با اهل بیت (ع ) به خانه من تشریف آورده و خانه مرا رشك گلستان اِرَم فرمایید آن سرور در جواب فرمود:
كه بعد از شهادت پدر بزرگوار خود و جوانان هاشمى اكل و شرب من شربت اشك چشم و مائده من الم و محنت و مصیبت ایشان است آن شخص عرض كرد: اى آقاى من غرض من از میهمانى آنست كه مجلسى آراسته كرده ام و جمعى از اعوان را به مجلس دعوت نموده ام كه عزادارى پدر مظلومت را نمایند، و منظورم ذكر مصیبت و بیان مرثیه سیّد الشّهداء علیه السلام است ، تا شیعیان شما از فیض گریستن به شهداى كربلا بهره مند شوند.
چون آن بزرگوار نام عزادارى سیّد الشّهداء علیه السلام را شنیدند، وعده داده و قبول فرمودند، و آن مرد در خدمت امام زین العابدین علیه السلام بود تا به خانه خود وارد گردید، و مجلسى از شیعیان و جگر سوخته گان منعقد گردانید، و روضه خوان مشغول ذكر مصائب شهید كربلا گردید تا كلام به این جا رسانید كه گفت : غریب كربلا.
 
 
در آن زمان كه لب تشنه بود و حالت زار
رخش چو آینه دل گرفته زنگ غبار
 
نشسته بر تن او بس كه ناوك كارى
نهال قامت او شد خدنگ پردارى
 
 نداد آب كمش غیر اشك گلگون رنگ
كسى نرفت به دل جوئیش بغیر خدنگ
 
 بغیر تیغ كسى سرگذشت او نشنید
كسى به سوز دل او بجز عطش نرسید
 
 ز خاك كسى سر او را بر نداشت غیر سنان
نكرد حفظ تنش كسى بغیر دیده وران
 
 كسى نكرد بجز خاك مرهم داغش
چو ابر وارد گلزار قتلگاه شدند
 
 
چو دید زینب غمدیده نعش شاه شهید
 رو نمود به مدینه ز سوز ناله كشید
 
چون سخن به اینجا رسید ناله و فریاد از حضّار مجلس بلند گردید و حضرت سیّد السّاجدین علیه السلام چنان گریست كه بیهوش گردید، و صداى گریه اهل مجلس غلغله اى به صوامع ملكوت انداخت و چون ذاكر از مرثیه فارغ گردید، صاحب خانه زهرى در صدد خدمت گذارى و خوردن وآشامیدن میهمانان مجلس مشغول شد،
سپس متوجّه مجلس گردید دید آن حضرت در جاى خود نیستند مضطرب الحال شد و به تفحّص و جویاى آن بزرگوار در آمد، دید آن حضرت داخل خدمتكاران مجلس شده و مشغول خدمتگذارى به اهل مجلس میباشد، حتّى كفش اهل مجلس را جفت میكرد.
 
تحفة الحسینیّه ، فاضل بسطامى ص 432
 
يکشنبه 30/10/1386 - 20:55
پسندیدم 0
UserName