یزید پس از مرگ معاویه
توسط : fgf

یزید پس از اطلاع از حوران بیرون شد و بعد از سه روز خود را به دمشق رسانید ضحاك با گروهى از وى استقبال كردند. پس از آن كه به همدیگر رسیدند ضحاك او را بالاى قبر پدرش برد و او بر قبر پدرش نماز گزارد و پس ‍ از آن داخل شهر شد و در مسجد جامع بر منبر قرار گرفت و گفت :
اى مردم ، معاویه یكى از بندگان خدا بود، خداوند بر وى احسان كرد و سپس به سوى خود فراخواند.
معاویه از جانشین بهتر و از سابقینش پایین تر بود. من از اعمال و كردار او سخن نمى گویم ، زیرا خداوند به اسرار آن داناتر است . اگر پروردگار از وى درگذرد با رحمت خود از وى در گذشته و اگر او را عقوبت كند، به سبب گناهانى است كه وى مرتكب شده ، من اینك بعد از وى به مقام خلافت نشسته ام.
من اكنون در نظر ندارم حادثه ایجاد كنم و در تعقیب كسى باشم و لیكن اگر كسى بخواهد از حدش تجاوز كند از او عذرى نخواهم پذیرفت. پدرم معاویه شما را در دریا به جنگ وا مى داشت ولیكن من این برنامه را اجرا نخواهم كرد و شما را به جنگ دریایى نخواهم فرستاد. پدرم در تابستان با رومیان جنگ مى كرد و من این كار را نخواهم كرد. پدرم حقوق شما را در سه قسمت مى پرداخت ولیكن من یكجا پرداخت مى كنم آرى ، او باید حقوق زیاد به سربازان بى دینش بدهد تا فرزندان على علیه السلام را اذیت و آزار نمایند

بانوى اسلام ، ص 125.

يکشنبه 30/10/1386 - 11:0
پسندیدم 0
UserName