سرنوشت‏سرخ
توسط : حامد...
 

سرنوشت‏سرخ

 

حالا بكش به قامت این اتفاق سرخ

تصویرى از قیامت این اتفاق سرخ

 

ترسیمى از حرارت آتش، میان خون

رقصیدن سیاه زمین، سخت در جنون

 

این سو به سر كشیده زنى چادرى كبود

آن‏سو صداى هلهله غرق‏است، در سرود

 

خاكسترى رها شده در دست‏بادهاست

این آتش از شرارت ابن زیادهاست

 

تیرى میان بغض كبوتر شكسته است

غم در گلوى نازك اصغر شكسته است

 

دارد هجوم سیره كفتار مى‏خورد

قرآن به روى نیزه كفار مى‏وزد

 

بعضى میان حنجره‏ام گرگرفته است

آتش درون سینه‏ام انگار مى‏وزد

 

پیغمبرى رها شده از دست‏سرنوشت

حلاج گونه بر سر هر دار مى‏وزد

 

این سرزمین كجاست كه آتش گرفته است؟!

برنیزه‏ها دو دست علمدار مى‏وزد

 

غیرت شكست، این همه دیگر تمام‏شد

غم در نگاه خسته‏ام اینبار مى‏وزد

 

حالابكش به قامت این اتفاق سرخ

تصویرى از قیامت این اتفاق سرخ

 

دشتى پر از شقایق در خون نشسته را

فریادهاى مرده طفلان خسته را

 

باران تازیانه بر این گونه‏هاى زرد

با قلب غم گرفته زینب، بگو چه كرد؟!

 

این سرنوشت‏سرخ به كرات خواندنى است

این داغ تا همیشه تاریخ ماندنى است

 

روزى كنار كعبه به فریاد مى‏رسد

مردى از این قبیله به امداد مى‏رسد

يکشنبه 30/10/1386 - 10:6
پسندیدم 0
UserName