خاندان ابوسفیان
توسط : fgf

در میان تمام كسانى كه در مقابل دعوت اسلام به توحید و خداپرستى عناد ورزیده ، و لجوجانه مخالفت كرده ، و مقاومت نشان دادند، ابوسفیان فساد و عناد و اصرارش از دیگران بیشتر بود، براى خاموش كردن انوار آفتاب اسلام تلاش كرد و در جنگ بدر و احد و خندق سردار لشكر و زعیم سپاه كفر بود.
ابوسفیان خودش و زنش و پسرانش آنچه توانستند پیغمبر صلى الله علیه و آله را آزردند و از شرك وكفر پشتیبانى نمودند.
در جنگ بدر سه تن از فرزندانش معاویه ، حنظله و عمرو شركت داشتند. على علیه السلام حنظله را كشت ، و عمرو را اسیر كرد و معاویه گریخت ، و آن چنان فرار كرد كه وقتى به مكه رسید پاهایش ورم كرده بود و تا دو ماه خود را معالجه مى كرد.  ابوسفیان گفت : به خدا اگر زنده بمانم حكومت را از دست هاشمیان بیرون خواهم كرد.هنگامى كه عثمان به خلافت رسید، ابوسفیان بر او وارد شده اظهار داشت : خلافت را چون گوى در دست بنى امیه بچرخان كه خلافت و رسالت جز سلطنت چیز دیگرى نیست ، و من بهشت و جهنمى نمى فهمم.
زمخشرى گوید: ابوسفیان مردى بود كوتاه قامت و بدشكل و صباح كه مزدور و اجیر ابوسفیان بود از طراوت جوانى برخوردار بود. هند این جوان را به نظر خریدار نگاه مى كرد ، عاقبت نتوانست خوددارى كند و او را به سوى خویش خواند و در میانشان روابط پنهانى برقرار گشت. این روابط نامشروع در حدى بالا گرفت كه پاره اى از مورخان معتقدند علاوه بر معاویه ، عتبه فرزند دیگر ابوسفیان هم در حقیقت از صباح بوده است.
و نیز گفته اند: هند از به دنیا آوردن این طفل در منزل خویش خشنود نبود، از این رو سر به بیابان نهاد و در تنهایى كودك خود، عتبه را به دنیا آورد.

پرتوى از عظمت حسین علیه السلام ، ص 275.
الشیعه و الحاكمون ، ص 75.
 عایشه در دوران معاویه ، ص
125.

شنبه 29/10/1386 - 21:41
پسندیدم 0
UserName