6 شهادت ابوالفضل (ع)
توسط : mmmmmmmm
 

بسم الله الرحمن الرحیم

6 شهادت ابوالفضل (ع)  
در كتاب مقاتل الطالبیین آمده است : حضرت ابوالفضل العباس مردى خوش قامت و زیباروى بود. او چون بر اسبى درشت هیكل و قوى مى نشست و پاى از ركاب بیرون مى كدر، پاهاى او بر زمین كشیده مى شد. به علت زیبایى رخسار به او قمر بنى هاشم مى گفتند. در روز عاشورا پرچم سیاه امام حسین در دست او بود. او بزرگترین فرزند ام البنین و آخرین آنها بود كه در راه جهاد و دفاع از امامش به درجه شهادت رسیده است .
در مقتل خوارزمى آمده است : در حالى كه عباس سمت سقایت حرم حسین را بر عهده داشت ، به سپاه كوفیان حمله برد، و در آن حال مى گفت :

اقسمت بالله الاعز الاعظم

 

و بالحجون صادقا و زمزم

 

و بالحظیم و الفنا المحرم

 

لیضبن الیوم جسمى بدمى

 

دون الحسین ذى الفحار الاقدم

 

امام اءهل الفضل و التكرم (212)

در كتاب الارشاد و مثیرالاحزان و اللهوف آمده است : چون تشنگى بر حسین (ع ) چیره گشت ، سوار شد و رو به فرات آورد، در حالى كه برادرش ‍ عباس پیش روى او شمشیر مى زد و سپاه ابن سعد را، كه با تمام قوا مانع پیشروى ایشان و دست یابیشان به آب شده بودند، از هم مى شكافت و پیش مى رفت . در مناقب ابن شهر آشوب آمده است : ابوالفضل (ع ) به قصد برداشتن آب به شریعه فرات رو آورد. قواى ابن سعد به قصد ممانعتش به وى حمله بردند.
عباس (ع ) به ایشان حمله برد، در حالى كه مى گفت :

لا اءرهب اذا الموت رقى

 

حتى اوارى فى المصالیت لقا

 

نفس لنفس المصطفى الطهر وقا

 

انى اءنا العباس اءغدوا بالسقا

و لا اءخاف الشر یوم الملتقى
چون مرگ پیش آید از آن نمى ترسم تا در میان رزم آوران خود را پنهان كنم ! با جان خود از فرزند پیامبر پاك حمایت مى كنم . من عباس آب آور هستم كه از پیشامدهاى ناگوار جنگ نمى هراسم .
او آن سپاه به هم فشرده را از هم بدرید و رزمندگانش را پراكنده ساخت . در این حال زید بن ورقاء در پشت نخلى به كمین نشست ، و با یارى حكیم بن طفیل بناگاه برجست و بر ابوالفضل حمله برد و دست راست او را بینداخت . عباس بچالاكى شمشیر را به دست چپ گرفت و بر خیل دشمان حمله برد، در حالى كه مى گفت :

والله ان قطعتم یمینى

 

انى احامى اءبدا عن دینى

 

و عن امام صادق الیقین

 

نجل النبى الطاهر الامین

به خدا سوگند اگر چه دست راستم را بریدید، من هماره از دینم و پیشواى بر حقم ، كه فرزند پاك پیامبر امین مى باشد، حمایت خواهم كرد.
و آن قدر جنگید تا (به سبب خونریزى شدید از دست و تشنگى مفرط) ضعف بر او چیره شد. آنگاه بار دیگر حكیم بن طفیل از پشت نخلى بر او حمله برد و دست چپ حضرتش را از كار بینداخت . پس در آن حال حضرت ابوالفضل (ع ) چنین خواند:

یا نفس لا تخشى من الكفار

 

وابشرى برحمة الجبار

 

مع النبى السید المختار

 

قد قطعوا ببغیهم یسارى

فاءصلهم یا رب حر النار
اى نفس من ! از كفار مترس و مژده باد تو را به رحمت پروردگار در كنار پیامبر خدا. این كوردلان كه با خیره سرى دست چپ مرا بریدند، پس خدایا ایشان را به آتش دوزخ درانداز.
دیرى نپائید كه ملعونى دیگر، گرز آهنین خود را بشدت بر فرقش كوبید و حضرتش را به شهادت رسانید.
در مقتل خوارزمى آمده است : با شهادت عباس (ع )، حسین گفت :
هم اكنون پشتم شكست ، و رشته تدبیرم از هم بگسیخت .

شنبه 29/10/1386 - 14:13
پسندیدم 0
UserName