شهادت
توسط : Merat

فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روی زمین افتاده بود. شمر و سنان بالای سرش آمدند، شمر با لگد بر سینه مبارکش کوبید و گفت: ای پسر ابوتراب! مگر تو نمی‌گویی پدرت ساقی کوثر است و به هر کس دوست دارد از آب کوثر می‌دهد صبر کن تا به دست او سیراب شوی. آن‌گاه به سنان گفت: سرش را جدا کن. سنان امتناع کرد و گفت: نمی‌خواهم در قیامت پیامبر خصم من باشد. شمر خشمگین شد بر سینه مبارک امام نشست، دست به خنجر برد. حضرت لبخندی زد فرمودند: نمی‌دانی من کیستم که مرا می‌کشی؟

گفت: به خوبی می‌شناسمت، مادرت فاطمه زهراست، پدرت علی مرتضی است و جدت محمد مصطفی، ولی بی باکانه ترا می‌کشم. آن‌گاه شمشیر کشید و جسم شریف حضرت را زیر ضربات شمشیر گرفت و در نهایت سر مبارکش را جدا کرد.

 

اللهمَّ خُصَّ انتَ اوَّل ظالمٍ باللَّعنِ منّی، و ابدأ بهِ اوَّلاً ثمَّ الثّانیَ و الثّالثَ و الرّابع اللهمَّ العَن یزیدَ خامساً و العَن عبیداللهِ بنِ زیاد و ابنَ مرجانَة و عُمَرَبن سعدٍ و شمراً و آلَ ابی سُفیان و آلَ زیادٍ و آل مروانَ الی یوم القیامة.

 

شنبه 29/10/1386 - 11:49
پسندیدم 0
UserName