کاریکلماتور (سری اول)
توسط : m273gradc
*نکته : کاریکلماتور یعنی کاریکاتوری که با کلمات به ثبت می رسد.


1)آن‌قدر مهربان بود برای اینکه مردم در زمستان سرما نخورند, سرشان کلاه می‌گذاشت و در فصول دیگر کلاه‌شان را بر می‌داشت.
2)گربه ها عاشق آدم هایی هستند که در زندگی دیگران موش می دوانند .
3)از بس که روشنفکر بود از خاموشی برق هراسی نداشت.
4)از دودلی خسته شده بودم ، یكی از آنها را برای زاپاس كنار گذاشتم
5)آدم ها وقتی به آسمان خوشبین بودند هواپیما ساختند و وقتی بدبین شدند چترنجات را
6)كسی كه خود را به نور ماه راضی كند ، نور خورشید كورش خواهد كرد
7)وقتی پائیز از درخت بالا می رود بهار از این شاخه به آن شاخه می پرد .
8)ریلهای راه آهن به هم نمی رسند ولی دیگران را به هم می رسانند.
9)بعد از درد و دل کردن برای سیگار، او هم آتش گرفت و دود گریست.
10)برای اینکه پیر نشوی ، ساعتت را از کار بینداز.

* پرواز را نمی شناخت ، هر چه بالاتر رفتم در نگاهش کوچکتر شدم .

جمعه 28/10/1386 - 21:1
پسندیدم 0
UserName