سرزمین عشق
توسط : fgf

ابوالفرج از محمد بن حسن اشنائى نقل كرده ، بعد از تخریب قبر سیدالشهداء علیه السلام به دست متوكل عباسى لعنة الله خود را در خطر انداختیم و با مرد عطارى براى زیارت امام حركت كردیم روزها پنهان و شب ها را مى رفتیم تا به غاضریه رسیدیم نیمه شب از دو پاسگاه كه خواب بودند گذشتیم و خود را به قبر رسانیدم نشانى نداشت ، جست وجوى مى كردیم ، تا به صندوقى كه دور قبر بود و سوازنده بودند رسیدیم ، جاى خشت ها چون خندق فرو رفته بود زیارت كردیم ، بوى خوشى از آن استشمام نمودیم كه مانندش بو نكرده بودیم من به رفیق عطر فروش گفتم : بو كن چه عطرى است ؟
گفت : به خدا از هیچ عطرى آن را نبوییده ام.
با قبر وداع كردیم و رفتیم و گرد آن چند جا نشانه گذاشتیم چون متوكل كشته شد با جمعى از سادات و شیعه سر قبر رفته آن نشانه ها را آوردیم و آنان را به صورت اول باز گردانیدیم ، صدق زیارت روشن شد.
اشهد لقد طیب الله لك التراب واوضح بك الكتاب.
گواهى كه خدا خاك را به تو خوشبو كرد و كتاب را به سبب تو روشن كرد

 مقتل جامع ، جلد 2، ص 70.

جمعه 28/10/1386 - 17:9
پسندیدم 0
UserName