جاذبه های شمال غرب ایران
توسط : erkmid

  بسمه تعالی

جاذبه های شمال غرب ایران
مدارك مربوط به ادوار پیش از تاریخ استقرار در منطقه آذربایجان در شمال غربی ایران، به طور پراكنده از چند تپه باستانی به دست آمده است. اگر چه هیچ یك از این تپه ها در سطح وسیعی حفاری نشده است، اما آثار به دست آمده نشان می دهد كه از اواخر دوران نوسنگی و اوایل دوران فلز، ساكنان آذربایجان به صورت جوامع روستایی زندگی می كردند و در مقایسه با جوامع همزمان ساكن در مناطق خوزستان و فارس، در مراحل ابتدایی تری بودند.

" یانیك تپه" در 20 كیلومتری جنوب غربی شهر تبریز واقع شده است. قدیمترین لایه های استقرار در این تپه، آثار متعلق به حدود اواسط هزاره چهارم ق.م. را ارئه می كند. سفالهای قدیمی،پوششی قرمز دارند كه آنها را با نقشهای ساده تزیین كرده اند كه خود از ویژگیهای سنتی سفالگری منطقه دریاچه ارومیه است. از این همین دوره ظروفی با تزیین نقش انسان به دست آمده است كه برای عدسی چشم از سنگ ابسیدین شفاف استفاده كرده اند. به احتمال بسیار زیاد، این نوع سنگ از معادن واقع در كوههای سهند استخراج شده است كه به فاصله كمی در شرق این محوطه باستانی واقع شده و نوع آن با نوع به دست آمده از " یانیك تپه " بسیار شبیه است.

شواهد بیشتری نیز درباره عصر فلز از " گوی تپه " به دست آمده كه در 5 كیلومتری جنوب شرقی ارومیه واقع شده است. در " گوی تپه " از لایه
M بقایای دیوارهای خشتی بر روی پی سنگی مشخص شد. همچنین ، قطعاتی از ابزارهای مسی همراه با ادواتی از سنگ ابسیدین به دست آمده است. با این تیغه های سنگی مقداری تراشه و خرده سنگ نیز به دست آمده كه حكایت از وجود كارگاه در محل میكند. بیشتر سفالهای لایه M پوششی نخودی دارند كه با نقوش هندسی به رنگهای سیاه و قهوه ای تزیین شده اند. این سفالها بیشتر به سفالهای همزمان خود در آسیای صغیر شباهت دارند تا به سفالهی بین النهرینی. در دوره سولدوز در چند كیلومتری جنوب دریاچه ارومیه، در چندین تپه مانند " حسنلو" " حاجی فیروز" " دالما" " پیزدالی" آثار متعلق به ادوار گوناگون پیش از تاریخ به دست آمده است.

آثار تپه " حاجی فیروز" معرف استقرار انسان در مرحله نو سنگی در این منطقه است كه دارای سفالی ساده و ابتدایی بودند و با تولید از طریق كشاورزی، بخشی از نیازهای غذایی خود را تامین می كردند. " دالماتپه " در طول هزاره پنجم ق.م. و تپه " پیزدلی" در طول بخشی از هزاره چهارم ق.م. آباد و مسكونی بوده اند. ابعاد تپه " پیزدلی " و آثار به دست آمده از آن ، حكایتاز نوعی زندگی ساده روستایی در این منطقه دارد. اشیای به دست آمده از این تپه را عموما" تیغه های سنگ چخماق و ابسیدین و نیز، ابزارهای استخوانی تشكیل می دادند همچنین استخوانهای به
دست آمده بیشتر به جانوران شكار شده مانند گوزن تعلق داشتند .




**تپه های گودین و سه گابی **

بقایای باستانی منطقه كوهستانی غرب مركزی، در سلسله حفریاتی در تپه های " گودین " و " سه گابی " شناسایی شده استكه این آثار را به دوازده دوره تقسیم كرده اند. از قدیمترین آنها، یعنی دوره های دوازدهم ( دوره شاهین آباد ) و یازدهم ( دوره كوچه ) به ترتیب در هزاره های ششم و پنجم، تا كنون هیچ چیزی منتشر نشده است. دوره دهم ( 4100 4600 ق.م. ) معرف سفال " دالما " در دره " سولدوز" است. دوره نهم ( 3850 – 4100 ق.م. ) كه نخستین بار در تپه " سه گابی " شناسایی شده، به دوره سه گابی نامگذاری شده است. سفال این دوره، از یك سو به سفال دالما و از سوی دیگر به سفال سیلك 3، لایه های چهارم و پنجم شباهت دارد. از دوره ششم ( 3700 – 3850 ق.م. ) به نام طاهر آباد هیچ اطلاعی انتشار نیافته و تنها گفته شده است كه معرف فرهنگ كاملا" جدیدی می باشد. كه برای نخستین بار در دره " كنگاور " مشاهده گردیده است. دوره هفتم یا دوره " حسین آباد " ( 3500 – 3700 ق.م. ) دارای سفالی است با ماده چسباننده كاه، با پوششی به رنگ اغوانی گوجه برقانی با تزیین افزوده كه به دور لبه ظرف حلقه زده است. دوره ششم ( 3200 – ب 3500 ق.م. ) یا دوره " چشمه نوش " از نوع فرهنگهای سفال نخودی با نقش قهوه ای تیره است. ارتباط نزدیك و خویشاوندی میان گودین ششم با دوره چهارم در تپه قبرستان در دشت قزوین ( همزمان با سیلك سوم لایه های 6و 7 ) انكار ناپذیر است. دوره پنجم ( 3000 – 3200 ق.م. ) كه در واقع تداوم دوره ششم است، دوره ای می باشد كه در طول آن بخش مهمی از قلعه بالای تپه در اختیار تجار ایلامی مقدم قرار داشته است. دوره چهارم یا دوره یانیك ( 2450 – 2950 ق.م. ) همان گونه كه از نامش پیدا است، پس از سرازیر شدن مردم فرهنگ یانیك به قسمتهای جنوبی تر ایران به اشغال آنان در آمده است. دوره سوم یا دوره گودین ( 1300 2400 ق.م. ) وسیعترین و پرجمعیت ترین دوره ها بوده است. این دوره كه با دوره سوم گیان همزمان بود، سفالی به رنگ نخودی دارد كه اغلب با خطوط پهن موازی و گاهی با نقوش جانوران تزیین شده است. تعدادی از خمره های بزرگ كه از منطقه قبرستان به دست آمده است. برای تدفین اطفال به كار رفته بود. دوره دوم به مادها و دوره اول از آن قرون اخیر اسلام است.

**سرزمین انشان **

آثار قدیمترین استقرار شناخته شده در دره رود كر كه به دوره " موشكی" معروف شده است ( حدود 5000 ق.م. ) در شش تپه، از جمله موشكی شناسایی شده است. سفال این دوره از نوع سفال با نقش سیاه بر زمینه قرمز داغدار با ماده چسباننده كاه بوده است. از ویژگیهای سفال موشكی سطح هاشور متقاطع است و ظروف آن اغلب زاویه ای در بدنه دارند.
دوره دوم كه از تل " جاری " شناسایی شده و به دور جاری شهرت یافته است، سفالی با نقش قهوه ای یا سیاه بر روی زمینه ای نخودی رنگ دارد و گل آن مخلوط با ماده چسباننده كاه است. بقایای فرهنگی دوره جاری در 46 تپه دیگر مشاهده شده است كه اغلب آنها در منطقه غرب رود كر واقع شده اند. در اواخر دوره جاری، وقفه كوچك در استمرار سنت سفال منقوش پدیدار گشت و نوعی سفال ساده با ماده چسباننده كاه و بدنه ضخیم، كه به سفال " باكون "
BI معروف است، جای آن را گرفت.این سفال در 95 تپه گزارش شده است و برای آن تاریخی برابر 4500 ق.م. قائل شده اند.
سفال ساده باكون
BI در حدود آغاز هزاره چهارم یا اواخر هزاره پنجم ق.م. با سفال منقوش دیگری جایگزین شد كه به سفال منقوش باكون شهرت دارد. این سفال در بخش سفلای دره رود كر 139 تپه شناسایی شده است. سفال منقوش باكون در اواسط نیمه دوم هزاره چهارم ق.م. جای خود را به نوع سفال ساده قرمز یا خاكستری داد كه ما قبلا" در شوش و بین النهرین با آن آشنا شده ایم. این سفال در منطقه فارس به سفال " لاپویی " یا باكون AV معروف است و آن، سفالی است قرمز داغدار با پوشش قرمز و ماده چسباننده پودر شن یا ماسه به نسبت درشت كه به اشكال ساده ای همچون كاسه با لبه متمایل به خارج، ساغرهای زنگوله ای شكل و كوزه های كروی بدون گردن یا با گردن بسیار كوتاه ظاهر گشت.
در این دوره از تعداد مناطق مسكونی به نحو چشمگیری كاسته شد و شماره محوطه ها با آثار دوره " لاپویی " از 139 به 95 تقلیل یافت. كاهش واقعی مناطق مسكونی در دووره بعد، یعنی دوره " بانش " روی داد تا جای كه تعداد مجموعه های باستانی به 25 رسید. اما در عوض جمعیت "ملیان " رو به زوال نهاد و وسعت آن به حدود 50 هكتار رسید وبدین ترتیب نخستین شهر در رود كر تاسیس شد.
تل ملیان در بخش بیضا، در 46 كیلومتری شمال شیراز و 46 كیلومتری غرب تخت جمشید قرار دارد كه بقایای همان شهر باستانی انشان است. قدمت دوره بانش به حدود 3000 ق.م. سال می رسد. پس از دوره " بانش " افزایش چشمگیری را در تعداد آبادیهای منطقه ( با 77 روستا ) در دوره كفتری (2000 ق.م. ) مشاهده می كنیم. در دوره بعدی " شوگا – تیموران " شماره محوطه های مسكونی دوباره كاهش یافت و تعدا آ،ها به هفده رسید. سرانجام ، زمان هخامنشیان فرا رسید و دره فارس ضمیمه خاك شاهنشاهی هخامنشی شد.

**تل باكون**

تل باكون از دو تپه
A,B در فاصله 5/2 كیلومتری جنوب تخت جمشید در جلگه مرودشت تشكیل شده است. فاصله تپهA آثار جدیدتری را ارئه كرده است و گزارش نهایی حفریات تپه B هنوز منتشر نشده است
تپه آ از چهر لایه استقرار تشكیل شده است كه لایه اول قدیمترین آنها ست. آثار معماری از لایه های چهار گانه را خانه های تشكیل می دهد كه عموما" ازچینه ساخته شده است اما در ساختن آنها گاهی هم از خشت استفاده شده است. اتاقهای چهار گوشه و زوایه های نامنظم اند. در میان بقایای معماری تعدادی كوره، اجاق و تنور برای پخت نان شناسایی شده است.
در بین آثار سنگی بدست آمده از تل باكون تعدادی ابزار آلات سنگی مانند دستاس و هاون و تیغه داس و چكش سنگی مربوط به زندگی كشاورزی اولیه مشاهده می شود. اشای كوچكتری همچون سردوك نیز فراوان بود كه حكایت از ریسندگی و بافندگی دارد.
كف ظروف سفالی عموما" محخروطی است كه با مهارت تمام و همراه با نقشهایی تزیین شده است. رایج ترین این نقشها را نقوش تزیینی تجریدی تشكیل می دهند كه از طبیعت الهام گرفته شده اند و به صورت تكراری، روی ظروف را می پوشانند. نقش مایه های عمده عبارتند از : انسان، پرندگان، هیولا، جانوران خزنده مانند مار7 مارمولك، لاك پشت، و نیز حیواناتی همچون میش، بز كوهی، گراز، گوزن ، و جتنوران وحشی شاخدار و همچون ماهی كه به همراه نقوش هندسی تزیین سطح ظروف این دوره را پوشانند.
از نظر سبك تزیین سفال، میان تل باكون و شوش آ در خوزستان، ارتباط تنگاتنگی به چشم می خورد.

**تل گپ**

تل گپ در جلگه مرودشت در 12 كیلومتری جنوب شرقی باكون واقع شده است. آثار این تپه معرف در دوره استقرار بود و از 18 لایه باستانی تشكیل شده است. لایه های 18 تا 13 متعلق به دوره قدیمتر ، یعنی دوره گپ 1 بوده و لایه های 12 تا 1 ( لایه 1 سطح تپه است) به دوره جدیدتر گپ 2 تعلق دارد.
دیوار خانه ها در تل گپ از چینه ساخته شدهو كف اتاقها را گاهی با قطعات سفال فرش كرده اند. ساكنان تل گپ مردمانی بودند كه به كار كشاورزی نیز می پرداختند. زیرا، در حدود هفتاد درصد استخوان جانوران به دست آمده به جانوانی مانند غزال ،گراز، و آهو تعلق دارد.
سفال گپ 2 از نظر شكل و تزیین به سفال باكون آ شباهت زیادی دارد.
بر اساس آزمایشهای كربن 14 تاریخ دوره گپ 1 به نیمه اول هزاره چهارم و دوره گپ 2 به نیمه دوم هزار چهارم ق.م. می رسد.

**تل ابلیس**

تل ابلیس در جنوب شرقی بردسیر، در نزدیكی روستای فخرآباد واقع شده است. آثار سكونت انسان در این محوطه، از شش دوره به دست آمده است كه دوره صفر، كهن ترین و دوره پنجم، جدیدترین آنهاست. اهمیت عمده تل ابلیس در صنعت فلز كاری آن است. صنعتگران این محوطه باستانی در دوره اول ( حدود 4100 ق.م. ) توانستنند مس را از سنگ آن جدا كند و با روش قالب گیری، فلز ذوب شده را به ابزار ها و ادوات مورد نظر مبدل سازند.
مطالعه سفال به دست آمده از تل ابلیس نشان می دهد كه این محل از تل باكون تا ببن النهرین در غرب، و از تپه یحیی تا دره سند و دریای عمان در شرق و جنوب، و سیلك كاشان در شمال، ارتباط فرهنگی نزدیكی داشته است.
قدمت آثار به دست آمده از تل ابلیس نشان می دهد كه نخستین ساكنان این محل در اواسط هزاره پنجم ( 4500 ق.م. ) به منطقه وادار شده و در هزاره اول ( 1000 ق.م. ) آنجا را ترك كرده اند.

**تپه یحیی **

تپه یحیی در 25 كیلومتری جنوب كرمان در دره صوغان واقع شده است. ارتفاع آن از سطح زمینهای اطراف 18 متر و میانگین قطر آن 193 متر است. تپه یحیی بقایای شش دوره استقرار را در بر می كیرد كه قدیمترین آنها به اواخر دوره نو سنگی و جدید ترین آنها به دوره ساسانیان تعلق دارد.
قدیمترین ساكنان تپه یحیی، دیوار خانه های خود را كه از اتاقهای كوچك تشكیل می شد، از خشتهای دست ساز بنا كرده بودند. آنان علاوه بر ابزار ها و ادوات سنگی و استخوانی، از ظروف سفالی بسیار خشنی نیز استفاده می كردند كه به شكل ساغرهای كوچك و نیز خمره های بزرگ برای ذخیره مواد بودند. رنگ سفال این دوره قرمز است. به احتمال، تدفین در كف اتاقهای مسكونی انجام می گرفت.
دوره بعد در افق عصر مفرغ قرار دارد دوره یحیی خوانده شده است. سفالهای در این دوره ظریفتر و بیشتر منقوش اند. رنگ سفال قرمز و نقوش را اشكال هندسی به رنگ سیاه تشكیل می دهند.
همزمان با دوره چهارم ( 3500 ق.م. ) " خط " در تپه یحیی پدیدار شد. در معماری این دوره،بنا بزرگتر و وسیعتر ساخته شده است. داخل این اتاقها 6 لوح گلی و 24 مهرگلی و تعدادی نیز مهر استوانه ای با نوشته هایی به خط ایلامی مربوط به رسیدهای اقتصادی به دست آمد. از میان آثار باقیمانده از دوره چهارم تعدادی ابزار و وسایل مفرغی به دست آمد كه شباهت زیادی به اشیای مشابه از " موهنجودارو" و دره سند شرق ، " ماری " در شمال و بین النهرین در غرب دارند.
دوره چهارم در حدود سال 2200 ق.م. ادامه یافت. اما ناگهان متوقف و در عصر آهن ( حدود 1000 ق.م. ) با دیگر اقوام تازه ای به نقطه وارد و در آنجا ساكن شدند. از ویژگیهای عصر آهن در تپه یحیی ، شباهت میان بناها و سفالهای این محل با بناها و سفالهای عصر آهن در شمال غربی ایران است.
پس از عصر آهن، این تپه بار دیگر در زمان هخامنشیان آباد شد و تا زمان اشكانیان و ساسانیان به حیات خود ادامه داد اما پس از آن به كلی متروك شد.

**شهداد**

محوطه باستانی شهداد در حاشیه غربی دشت لوت قرار دارد و فاصله آن تا شهداد كنونی در حدود چهار كیلومتر است. بقایای باستانی در این محوطه، به جای آنكه به صورت لایه هایی بر روی هم قرار گرفته باشند، در منطقه ای به وسعت تقریبی 60 كیلومتری مربع گسترده شده است. كهن ترین بقایای فرهنگی در این منطقه به هزاره پنجم ق.م. تعلق دارد. آثار هنری به دست آمده از شهداد به ویژه پیكره ها شباهت چشمگیری به آثار مشابه از دوران سلسله های قدیم ، به خصوص دوران دوم در جنوب بین النهرین دارند. در نتیجه ارتباط تنگاتنگی میان شهداد و همسایگان غربی آن تا بین النهرین را به اثبات می رساند. به ویژه آنكه می دانیم به احتمال فراوان این بخش از استان كرمان مركز همان ایالت " ارت " ی باستانی بوده است.

** شهر سوخته **

شهر سوخته در 57 كیلومتری جاده زابل به زاهدان یكی از بزرگترین محوطه های باستانی ایران در عصر مفرغ در بخش شرقی ایران است. این تپه در حدود 18 متر از سطح زمینهای اطراف ارتفاع دارد و وسعت تقریبی آن 150 هكتار است. شهر سوخته از چهار بخش عمده : منطقه وسیع مركزی با 20 هكتار وسعت ، منطقه مسكونی در بخش شرقی تپه به وسعت 16 هكتار، منطقه صنعتی در بخش شمال غربی و قبرستان در بخش جنوب غربی تپه با وسعتی برابر هكتار تشكیل شده است. بقایای باستانی شهر سوخته به زمانی میان سالهای 2300 تا 1800 ق.م. تعلق دارد و از چهار دوره استقرار تشكیل شده است.




دیوارها در معماری دوره اول ( قدیمترین دوره استقرار ) خشتی است. ساختمانهای دوره دوم و سوم شباهت به بناهای دوره اول داردند. اما از آنها وسیعتر می باشند. از دوره چهارم شهر سوخته بقایای یك ساختمان یا كاخ بزرگ به وسعت 650 متر مربع به دست آمد كه به احتمال در سال 1800 ق.م. سوخته و ویران شده است.

قبرستان شهر سوخته كه به طور تصادفی در سال 1972 میلادی توسط باستان شناسان شناسایی شد، در بخش جنوب غربی تپه واقع شده است، برای این گورستان، حدود 20000 قبر تخمین زده اند.

سفال شهر سوخته از نوع نخودی است كه در تمام ادوار چهار گانه استقرار متداول بوده است. سفال خاكستری، كه نوع خاكستری با نقش قرمز آن تنها در دوره اول، و سفال خاكستری با نقش سیاه با تزیین چند رنگی در دوره های اول و دوم رایج بوده است.

معروفترین سفال شهر سوخته ، نوع تركمنی یا نوع كویته است كه بیش از چهل درصد از سفالها را تشكیل می دهد و شبهت بسیار نزدیكی به سفال به دست آمده از افغانستان وتركمنستان دارد. شكلهای رایج ظروف سفالی را لیوانهای ساده وكاسه های ساده و قمقمه تشكیل می دهد.

اشیای فراوان به دست آمده از شهر سوخته را ، بیشتر مهره های سنگی و پیكره های كوچك گلی به شكل حیوانات گوناگون ، و ابزارهای ساخته شده از چوب و فلز تشكیل می دهند. اشیای زینتی از سنگ لاجورد و فیروزه و عقیق نیز، به مقدار فراوان از شهر سوخته بدست آمده است. از مهمترین كشفیات در این محل ، یك لوح گلی به خط " ایلامی مقدم " است.

پنج شنبه 27/10/1386 - 17:21
پسندیدم 0
UserName