ناجی شب زده ها

ناجی شب زده ها

 

توی این شهر غریب رنگ وارنگ

مثل من هیچ كی نداره دل تنگ

هیچ كی مثل من بی حوصله نیست

تشنه ی یك كلمه حرف قشنگ

نه وفا مونده، نه آوای وفا

رفته از خاطره رؤیای وفا

آدما بسته به زنجیر هوس

فكر محو اثر پای وفا

***

اینجا عاشقا رو گردن می زنند

تا كه از عاشقی حرفی نزنند

آخه از عاشقی و مستی عشق

عیبه این طایفه حرفی بزنند

ای دریغا كه لجنزار گناه

روزگار همه رو كرده سیاه

دل به یاری كجا خوش بكنیم

كو رفیقی كه بده ما رو پناه

***

ناجی شب زده ها رفته سفر

اما از اومدنش داده خبر

كاش بیاد اونكه صدای قدماش

گوش مردای بد و می كنه كر

كاش بیاد اونكه برامون پدره

كه پلیدی رو از اینجا ببره

آسمونی كنه قلب همه رو

اونكه معنای وجودش ثمره

 

تقدیم به وجود مقدس یوسف زهرا(س)

السلام علیك یا اباصالح المهدی ... ادركنی.

پنج شنبه 27/10/1386 - 12:14
پسندیدم 0
UserName