داستان یوسف علیه السلام در قرآن 25

داستان یوسف (ع ) در روایات 



قمى در تفسیر خود گفته : و در روایت ابى الجارود از ابى جعفر (علیه السلام ) آمده كه فرمود: تاءویل این رویا این است كه به زودى پادشاه مصر مى شود و پدر و مادر و برادرانش بر او وارد مى شوند. شمس ، مادر یوسف ((راحیل )) است ، و قمر، یعقوب ، و یازده ستاره ، یازده برادران اویند، وقتى وارد بر او شدند و او را دیدند خدا را از روى شكر سجده كردند، و این سجده براى خدا بود.
و در الدّرالمنثور است كه ابن منذر از ابن عباس در ذیل جمله ((احد عشر كوكبا)) آورده كه گفت : این یازده كوكب ، برادران وى و شمس مادرش ، و قمر پدرش بود، و مادر او ((راحیل )) یك سوم زیبایى را داشت .
مؤ لف : این دو روایت بطورى كه ملاحظه مى كنید شمس را به مادر یوسف تفسیر مى كنند و قمر را به پدرش ، و این خالى از ضعف نیست . و چه بسا روایت شده كه آن زنى كه با یعقوب وارد مصر شد خاله یوسف بود، نه مادرش ، چون مادرش قبلا از دنیا رفته بود، در تورات هم همینطور آمده .
و در تفسیر قمى از امام باقر (علیه السلام ) روایت آورده كه فرمود: یوسف یازده برادر داشت ، و تنها برادرى كه از یك مادر بودند شخصى به نام ((بنیامین )) بود. آنگاه فرمود: یوسف در سن نه سالگى این خواب را دید و براى پدرش نقل كرد، و پدر سفارش كرد كه خواب خود را نقل نكند.
مؤ لف : و در بعضى روایات آمده كه او در آن روز هفت ساله بوده ، در تورات دارد كه شانزده ساله بوده ولى بعید است .
و در داستان رویاى یوسف روایات دیگرى نیز هست كه پاره اى از آنها در بحث روایتى آینده خواهد آمد ان شاء الله
.

چند روایت درباره رؤ یاى یوسف (ع ) 
پنج شنبه 27/10/1386 - 10:22
پسندیدم 0
UserName