همسر داری
توسط : ebrahimi1
گذشت و مروت
آورده اند كه مردى زن زیبائى داشت ، چند سالى با كمال خوشى با هم زندگى نمودند، تا اینكه ناگاه زن در اثر آبله صورتش از زیبایى افتاد.
شوهر جوانمردى وى براى اینكه مبادا همسرش از این حادثه خجالت كشد و غمگین شود، روزى چون سر از خواب برداشت ، شروع كرد به فریاد كردن و گریستن و بر سر و صورت مى زد، زن پرسید چه شد است ؟ گفت : دریغا كه هر دو چشم من نابینا شده و جایى را نمى بینم ، و مدت بیست سال باقیمانده عمر خود را با این حال سپرى كرد، تا مبادا همسرش از زشتى رخسارش خجالت كشد.

پنج شنبه 27/10/1386 - 9:56
پسندیدم 0
UserName