احادیث بیانگر اوصاف [اهل البیت ]
توسط : ali_firoozi

احادیث بیانگر اوصاف [اهل البیت ]

از جمله روایتهاى صریح نبوى كه بیانگر اوصاف است،احادیث ذیل است:

از جابر بن عبد الله نقل شده است كه رسول خدا فرمود:«اى مردم!من در میان شما،چیزهایى را بر جاى گذاشتم،اگر آنها را بپذیرید،هرگز گمراه نخواهید شد:كتاب خدا،و عترتم،خاندانم» (1) .

و از زید بن ارقم است كه رسول خدا فرمود:«براستى كه در میان شما چیزهایى بر جاى گذاشتم كه اگر بدانها چنگ زنید،هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد:كتاب خداـرشته كشیده شده میان آسمان و زمینـو عترتم،خاندانم؛و آن دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا كنار حوض [كوثر]به سوى من باز گردند.پس مواظب باشید،بعد از من چگونه درباره آن دو جاى مرا خواهید گرفت» (2) .

و از زید بن ثابت است كه پیامبر خدا گفت:«من پس از خود در میان شما دو جانشین مى گذارم :كتاب خداـرشته امتداد یافته بین آسمان و زمین (یا ما بین آسمان تا زمین) ـو عترتم،اهل بیتم و آن دو هرگز جدا نگردند تا كنار حوض [كوثر]به سوى من باز گردند» (3) .

و از زید بن ارقم است كه رسول خدا در روز غدیر خم فرمود:«گویا من [به لقاء الله ]دعوت شدم و اجابت كردم [كنایه از این كه:پس از رحلتم از دنیا]در میان شما دو شئ گرانقدر گذاشته امـیكى از آنها بزرگتر از دیگرى است:كتاب خداى بزرگ و عترتم.پس مواظب باشید كه چگونه نسبت به آنها جاى مرا پر خواهید كرد،چه آنها هرگز از یكدیگر جدا نشوند تا كنار حوض [كوثر]بر من باز گردند.»و بعد فرمود:«براستى كه خداى بزرگ صاحب اختیار من است،و من صاحب اختیار هر مؤمنى هستم.»آن گاه دست على را گرفت و گفت:«هر كه را من صاحب اختیارم،این [على ]صاحب اختیار اوست.پروردگارا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر آن كس را كه با او دشمنى كند» (4) .

البته این احادیث و بسیارى از احادیث مشابه آنها دلالت دارند بر این كه اهل بیت پیامبر منحصر به كسانى هستند كه به فراوانى از صفات زیر برخوردارند:

(1) آنان عترت پیامبرند،و عترت مرد،نزدیكترین خویشاوندان او از گذشتگان و باقى ماندگان خاندان و نسل اوست.و به این ترتیب از محدوده اهل بیت پیامبر،زنان و یاران پیامبر و اصحاب غیر هاشمى خارج مى شوند (5) .

(2) آنان در بالاترین درجات تقوا و شایستگى اند،زیرا كه ایشان از قرآن جدایى ناپذیرند،در صورتى كه ناپرهیزكاران در جهت خلاف قرآنند.و از آن رو هاشمیان گناهكار كه از خدا نافرمانى مى كنند و هم به طریق اولى گناهكاران غیر هاشمى از شمار اینان خارج مى شوند.

(3) آنان در بالاترین درجات از بینش دینى و داناترین مردم به زبان قرآنى اند هاشمیانى كه نادانند و از بینش دینى محدودى برخوردارندـهر چند شرف خویشاوندى پیامبر (ص) را دارندـاز فرزندان معنوى او نیستند،زیرا شخص نادان و آن كه بینش محدودى داردـدانسته یا ندانستهـدر معرض مخالفت با قرآن است.و هیچ گونه ضمانتى براى موافقت در گفتار و رفتار او با قرآن وجود ندارد.تبعیت مردم از مثل او و پیروى اوـگاهىـمنجر به مخالفت با كتاب خدا خواهد شد.

(4) موافقت بعضى از خاندان پیامبر با بعضى ضرورى است تا بتوانند با قرآن متفق شوند،چه،به یقین یك طرف از آن دو گروه كه آموزشهاى آنها با هم متناقض است،بر خطایند.زیرا كه دو گروه بر حق،با یكدیگر تضادى ندارند.و چه بسا كه همگى بر خطایند،زیرا خطا همانطورى كه بار است،تناقض دارد،ممكن است با خطاى دیگر هم متناقض باشد.حال اگر تعلیمات گروهى از دانشمندان با هم در تناقض باشند،امكان ندارد كه همه آنان موافق با قرآن باشند!

(5) معرفت دینى آنان یقینى است.و بدان جهت،همه مجتهدان هاشمى،اصحاب،تابعین و دیگرانـاز دایره اهل بیت پیامبر به لحاظ معنى و حقیقتـخارج مى شوند.سر مطلب این است كه معرفت یك مجتهد در بیشتر موارد غیر یقینى و بلكه ظنى است.

ما بر آنیم كه معرفت اهل بیت پیامبر (ص) باید یقینى باشد،زیرا مجتهدى كه به گمان خود برترین احتمالها را مى پذیرد،گاهى ناخودآگاه نظر او با قرآن مخالفت دارد!

تا وقتى كه معرفت یك مجتهد بر اساس ظن باشد،نه پیش او ضمانتى براى موافقت با قرآن وجود دارد و نه نزد پیروانش.و از آن روست كه مى بینیم مجتهدان بایكدیگر اختلاف نظر دارند و در آرایشان تناقض وجود دارد.

احادیثى كه گذشت بوضوح دلالت دارند بر این كه معرفت دینى خاندان پیامبر،معرفتى است یقینى نه اجتهادى،و گرنه مى بایست در اكثر اوقات از قرآن جدا مى بودند.به همین دلیل مجتهدى،چون ابن عباسـبا وجود علو مقام و این كه پسر عموى پیامبر استـاز محدوده اهل بیت پیامبرـبه حسب معناـخارج است،تا چه رسد به دیگر اصحاب كه از بستگان پیامبر نبوده اند و به مقامى چون مقام ابن عباس نایل نشده اند.پس هیچ یك از مجتهدانـهر چند براى اجتهاد خالصانه خودـچه به حق رسیده باشند و یا خطا كنند داراى پاداش و اجرند،از خاندان پیامبرـبر طبق روایات صریح قبلىـنیستند.

چهارشنبه 26/10/1386 - 18:59
پسندیدم 0
UserName