اصفهان در آینه تاریخ
توسط : اوت

اصفهان در آینه تاریخ

پرداختن به تنظیم وبررسی تاریخ گذشتگان از كانال صحیح آن، یكی از ضروریات ولوازم شناخت وحفظ اصالت فرهنگی وفكری هر ملتی می باشد. هر انسانی میان دو زمان گذشته وآینده حركت می كند ،دیدگاه انسان نسبت به این دو زمان، ترسیم كننده حال زندگی او می باشد. وبه عبارت دیگر ،كیفیت جهت گیری هر فرد در زندگی، وابسته به چگونگی انجام وظایف او در رابطه با آنچه كه از عمر وی ودنیا سپری شده وآنچه كه از هستی او ودنیا باقی مانده است، می باشد.

یكی از وظایف انسان در مورد زمان گذشته ، بازگشت به آن وعبور بر صحنه های حوادث واقع در آن است. مطالعه تاریخ، ریشه عمیق در فرهنگ قرآن واسلوب تربیتی آن دارد.تفحص در اخبار گذشتگان فواید بسیاری را به ارمغان آورده وتأثیرات سازنده ای بر شكل گیری فرهنگ درونی وبیرونی ملتها دارد كه به مهمترین آنان اشاره می نماییم:

1 شناخت واقعیتهای دینی وفرهنگی و... اقوام مختلف وروشن شدن بسیاری از مبهمات وشبهات
2 فهم تجربیات خوب وبد گذشتگان والگو برداری از آن در تنظیم موضع گیری های زندگی . حال در نظر داریم كه در این مبحث برگهایی از كتاب كهن تاریخ اصفهان را ورق زده ، تا بلكه بتوانیم شمه ای از دریای برجستگیهای آن را تبیین نماییم .

انگیزه انتخاب اصفهان در این تحلیل تاریخی را می توان در دو امر یاد كرد:

1 جایگاه ممتاز دینی وفرهنگی آن در عصور متوالی وطولانی اسلامی ، ونقش والای آن در تكوین وتدوین علوم دینی وعربی در عرصه های متعدد.
2 موقعیت خاص جغرافیایی وزیست محیطی این شهر.

تاریخ وعلت بنای اصفهان:
مطابق اقرار تاریخ دانان مشهو، پایه گذار بنای اولیه اصفهان، اسكندر بن فیلبس رومی بوده است. وسپس اتمام ساحت آن را انوشیروان بن قباذ به دست آذر شاپور عهده دار گشته است. آورده اند كه انگیزه بنای این شهر آن است كه جمعی از خبرگان طبیعت شناس دولت روم تقاضای یافتن منطقه ای را نمودند كه از آب وهوایی معتدل وگوارا وزمینی حاصلخیز وسرسبز برخوردار باشد، كه بعد از جستجوی فراوان، نقطه ای جز اصفهان را جامع این خصوصیات نیافتند. این شهر به واسطه پشتوانه محیط طبیعی ویژه اش، در طی هزاران سال قبل از اسلام، دارای تمدن كم نظیری بوده است وجه تسمیه این شهر: قبل از آنكه اصفهان به این نام در آید، دارای اسامی دیگری بوده كه برخی از آنان عبارتند از: ایرانشهر،جیّ، سارویه و... كه به مرور زمان به اسپهان واسپاهان واصفهان تغییر نام داد. در آثار باقی مانده از محققان عصور گذشته، با روایت گوناگونی در رابطه با وجه نامگذاری اصفهان با این نام مواجه می شویم كه به اهم وارجح آنان اشاره می كنیم :

1 سمعانی وابن خلكان روایت می كنند كه اصل فارسی آن سپاهان بوده وگفته شده كه علت نامگذاری آن است كه این خطه محل گردهمایی سپاهیان مناطق اطراف در مواقع رخدادهای بزرگ بوده است.
2 ابن كلبی می گوید: نام این شهر، منسوب به اصبهان بن فوج بن سام بن نوح علیه السلام می باشد.
3 به گفته محمد مهدی، آنچه كه به واقعیت نزدیكتر است، این است كه بعد از آنكه ملك فریدون با همكاری كاوه آهنگر واهالی اصفهان بر دشمنش ضحاك پیروز گشت ، ملك از شجاعت آنان به شگفت آمده و در ستایش آنان گفت: این شهر أسپاهان ( یعنی محل سپاه ومردمان دلیر وجنگجو) است وپس از آن این لفظ بر زبان مردم جاری گشته وبعنوان نامی برآن دیار ثابت گشت.

جریانات فتح اسلامی:
در باب فتح این شهر وچگونگی دخول آن به اسلام تاریخ نگاران اخبار گوناگونی را نقل می كنند كه در این مجال سعی شده است جریانات آن را از كانال روایات صحیح تر به تصویر كشیده،واز بیان اختلاف دیدگاه ها در این باره بپرهیزیم .آغاز ماجرا به سال 21 ه.ق پس از فتح نهاوند بر می گردد ، آنجا كه خلیفه راشد عمر بن الخطاب رضی الله عنه، در باره اولویت فتح مناطق اصفهان، فارس، آذربایجان، با هرمزان مشورت نموده واو در پاسخ می گوید: ای أمیر مؤمنان، اصفهان مانند سر است وفارس وآذربایجان به منزله دو بال می باشند. لذا اگر یكی از دوبال قطع گردد، یك بال دیگر سر را نگه می دارد. ولی اگر سر بریده شود طبعا هر دو بال می افتند. احتمالا این مشورت پس از آن صورت می گیرد كه یزدگرد سالانه جنگ هایی را علیه دولت اسلامی بر پا نموده وامنیت داخلی آن را به خطر می اندازد. لذا عمرفاروق در طی نامه ای عبدالله بن عبدالله بن عتبان انصاری را به همراه اهل بصره بسوی اصفهان گسیل داشت و از آن طرف ابوموسی اشعری را از سمت كوفه به همراه اهالی آن به كمك سپاه اسلام فرستاد. تا این كه دو سپاه اسلام و كفر در یكی از روستاهای اصفهان با هم تلاقی نموده و به نبرد پرداختند. پیرمردی بنام شهربراز جاذویه كه سمت مقدمه داری لشكر را داشت، درخواست مبارزه نمود و عبدالله بن ورقاء به مبارزه او رفته و از پایش در آورد و مردم اصفهان نیز پا به فرار گذاشتند، و نخستین روستا فتح شد و از آنجا به نام روستای پیر معروف گشت. سپس عبدالله بن عبدالله، جانشین شهر براز را به مبارزه طلبید، اما استاندار به صلح تن در داد و این نخستین روستایی بود كه فتح شد.

پس از آن به طرف جی لشكر كشی نموده و در آنجا نیز به مبارزه پرداختند .حاكم آنروز اصفهان كه فاذوسفان نام داشت نزد عبدالله آمد وخطاب به او گفت : یاران مرا مكش كه من نیز همراهان تو را نخواهم كشت، با من مبارزه كن، اگر من تو را كشتم یارانت باز می گردند، واگر تو مرا كشتی یارانم با تو صلح خواهند كرد. در تواریخ آمده كه پس از شروع درگیری فاذوسفان از این كار صرف نظر كرده واز ادامه جنگ ابراز ناخشنودی می كند، وبه عبدالله پیشنهاد صلح می دهد واینكه هر كس خواست بماند و جزیه دهد وهركس مایل به ماندن نباشد در رفتن آزاد باشد وزمینش از آن مسلمین باشد. نظر به اهمیت ومرتبت خاص فتح اصفهان، هركدام از كوفی ها وبصری ها گشودن آن را ادعا كرده اند، كه می توان بین این دو نظر اینگونه جمع بندی كرد كه سپاه فاتح متشكل از هر دوگروه صحابه ( بصری ها وكوفی ها ) بوده است. اما آنچه كه از روایات ثابت است، این است كه شخصی كه بطور مستقیم در این عملیات نقش داشته و بعنوان امیر مطرح بوده است عبدالله بن عبدالله می‌باشد.

اصحاب پیامبر در اصفهان:
در لابه لای تصاویر درخشان تاریخ اصفهان و نمونه‌هایی از شخصیت‌های نوع بشر مواجه می‌شویم كه خورشید بر بهتر از آنان نتابید. آری آنان همان دست پروده‌های مكتب آخرین پیام آور الهی هستند كه بعلت عدم گنجایش كافی از میان حدود بیست و چهار صحابی به برخی از آنان می‌پردازیم.

1 حسن بن علی بن ابی طالب رضی الله عنهما 2 عبدالله بن زبیر بن عوام رضی الله عنهما فرزند اسماء بنت ابوبكر صدیق رضی الله عنهم 3 سلمان فارسی رضی الله عنهم كه زاده اصفهان بوده و جریان اسلام آوردنش معروف می‌باشد. ایشان در دوران خلافت عمر به دیار خویش قدم نهادند 4 ابوموسی أشعری رضی الله عنه: این صحابی جلیل القدر از جمله كسانی است كه در جریانات فتح اصفهان نقش بسزایی را ایفاء نموده است. در روایات آورده‌اند كه نماز خوف را به اهالی اصفهان آموزش دادند. 5 رافعه بن خدیج انصاری رضی الله عنه كه درزمان خلافت عمر رضی الله عنه وارد این شهر شدند 6 عبدالله بن ورقاء الریاحی رضی الله عنه: ایشان در عملیات فتح اصفهان نقش اساسی داشته و یكی از منتخبان عمر فاروق در سپاه اسلام بودند. 7 النابغة الجعدی رضی الله عنه: وی به همراه حارث بن عبدالله كه از جانب علی مرتضی و معاویه رضی الله عنهما فرمانداری اصفهان را بر عهده داشت؛ وارد آن شهر گشت، و در همانجا وفات نمود. 8 حمیمة الدوسی رضی الله عنه: وی از جمله افرادی است كه در سپاه ابوموسی اشعری جهت فتح اصفهان مشاركت داشته است. مشهور است كه وی بهنگام ورود به اصفهان مخلصانه گفتند: (اللهم إن حمیمة یزعم أنه یحب لقاؤك، اللهم إن كان صادقاً فاعزم له بصدقه، و إن كان كاذباً فاحمل علیه، و إن كره، اللهم لا ترجع حمیمة من سفره هذا). و خداوند دعایش را پذیرفت و در اثر بیماری اسهال در همان شهر جان باخته و بخاك سپرده شد. در روایت آمده است كه رسول الله صلی الله علیه و سلم به ایشان وعده شهادت دادند. 9 عبدالله بن عبدالله بن عتبان رضی الله عنه: درباره این شخصیت گرامی در بخش جریانات فتح توضیح داده شده است.

فضیلت اهل اصفهان و بلاد ایران:
برای به قلم كشیدن این برتری، ذكر حدیثی از رسول الله صلی الله علیه و سلم ما را از هر كلامی بی‌نیاز می‌سازد. در صحیح مسلم از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده كه گویند: هنگامی كه سوره جمعه بر آن حضرت صلی الله علیه و سلم نازل گشت، ما نزد وی حضور داشتیم. وقتی این آیه را خواندند (و آخرین منهم لما یلحقوا بهم) مردی گفت: ای فرستاده خدا، آنها چه كسانی‌اند؟ پیامبر به او پاسخ نداد تا این كه دو یا سه بار تكرار نمودند. راوی می‌گوید كه سلمان فارسی آنجا نزد ما بودند، پس رسول الله دستشان را بر او گذاشته و فرمودند: اگر چنانچه ایمان در ستاره ثریا باشد مردانی از ایشان آنرا بدست می‌آورند.

و نیز شیخ الاسلام ابن تیمیه در كتاب اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفة اصحاب الجحیم می‌آورد كه تابعی نامدار سعید بن مسیب می‌گوید: اگر نه این بود كه مردی از قریش هستم، آرزو می‌كردم كه از مردم اصفهان بودم. نظر به این امتیازات ارزنده، این شهر در ادوار مختلف محل هجرت و اقامت مردم از ممالك اطراف بوده است، همچون بسیاری از قبایل عرب كه از جمله آنها می‌توان به بنی ثقیف و بنی تمیم و بنی خزاعه و عبدالقیس و بنی ضبّة اشاره كرد. و درخشیدن علماء و فضلاء و اهل فنون و تجارت در این شهر از ثمرات این رونق رفت و آمد می‌باشد.

دوران طلایی اسلام:
اصفهان در ادوار بعد از تشرف به اسلام، حامل بسیاری از درخشندگیها و برجستگیها در ابعاد گوناگون بوده است. از همان سالها و قرون نخستین اسلامی، این شهر از حمل عالمان ربانی و كم نظیر بر خود می‌بالیده است. دانشمندانی كه نقش بسزایی را در تدوین و تكوین علوم اسلامی و ادبیات عرب ایفاء نموده‌اند و جهان اسلام در طول تاریخ تا به امروز از آثار پر بركت آنان بهره جسته و می‌جوید. اكنون نمونه‌هایی از دُرهای گران دریای وسیع علم و تقوای اصفهان را ذكر می‌كنیم تا به توفیق خدا پرده از حقایق برداریم و بهتر با واقعیت‌های گذشته این دیار آشنا گردیم.

1 ابونعیم اصفهانی: نام این شخصیت همچون ستاره‌ای درخشان در آثار اسلامی پرتو افكنی می‌كند. تولد او به سال 334 هجری قمری بوده و در یكم محرم سال 430 هجری قمری در اصفهان جهان را وداع گفتند از آثار او می‌توان، حلیة الأولیاء و طبقة الأصفیاء، دلائل النبوة، تاریخ أصبهان، المستخرج علی صحیح المسلم و .........را نام برد.

2 راغب اصفهانی: یكی دیگر از رجال نمونه این سرزمین در قرن 4 هجری قمری كه تفكرات و اندیشه‌اش را درجهت شكوفایی معانی كتاب و سنت متمركز نمودند. برخی از كتب او كه تا به اكنون جزء ضروریات طلاب علم و محققان است عبارتند از: المفردات فی غریب القرآن، جامع التفاسیر، رسالة فی كلمات الصحابة، انسان و سعادت دو جهان (ترجمه فارسی) و ...

3 ابوسلیمان داود بن علی بن خلف اصفهانی مشهور به داود ظاهری: كه مؤسس مشرب فقهی ظاهریه است. اجداد وی از اصفهان بودند و خود در سال 202 هجری قمری در كوفه متولد شده و به سال 270 هجری قمری در بغداد دار فانی را وداع گفت.

4 احمد بن حسین اصفهانی مشهور به ابوشجاع، متوفی سال 500 هجری قمری كه از جمله آثار او می‌توان به غایة الاختصار(متن أبی شجاع) در فقه شافعی، تفسیر المجرد و ... اشاره كرد. و همچنین بسیاری از دانشمندان برجسته دیگر كه مجالی برای تعریف آنان نیست.

تحلیلی بر أدیان و مذاهب اصفهان:
برای بررسی ادیان و مذاهب رائج در این شهر، از دو جهت وارد بحث شده و ابتدا آیین قبل از اسلام و سپس مذاهب دوران بعد از دخول اسلام را مورد مطالعه قرار می‌دهیم:

1 مورخان، مردم اصفهان را در ادوار قبل از اسلام به سه شاخه تقسیم می‌نمایند: ابتدا پیروان آیین زرتشت و مجوس، كه مظهر اصلی اصفهان بود و سلمان فارسی نیز از میان آنان بوده است. گروه دوم مردم تابع كیش مسیحیت بوده‌اند و عده‌ای نیز از آیین یهودیت پیروی می‌كردند.
2 پس از دخول اسلام به این شهر، برخی از آتشكده‌ها به مسجد مبدل گشتند. نخستین مسجد بنا شده در آن دیار مسجد خشینان است كه توسط ابوخنّاس مولای عمر فاروق در زمان خلافت علی مرتضی بنا شد. وضعیت بر این منوال گذشت كه اهل سنت و جماعت در اصفهان استقرار یافتند تا این كه در زمان بنی امیه، خوارج بر آن چیره شدند. اما ماندنشان به طول نیانجامیده و والی اصفهان عتاب بن ورقاء كه از جانب مصعب بن زبیر در آن دیار گماشته شده بود، آنان را از آنجا رانده و ناگزیر به اهواز گریختند. بار دیگر اهل سنت كه متشكل از شوافع و احناف بودند بر آن مستولی شدند. و تعدادی بسیار اندكی از شیعیان نیز در آن سكونت داشتند. تا این كه اسماعیلی‌ها با برپا نمودند. اما فقیه شافعی ابوالقاسم خجندی فتوای قتلشان را صادر كرده و آنان نیز از آن منطقه رانده شدند. پس از مدتی با شروع فتنه مغول و برپا شدن آتش اختلاف میان شوافع و احناف، بستری مناسب برای افول ستاره اهل سنت در اصفهان فراهم گشت. آری، پس از قرنها درخشش و بالندگی و به بار نشستن ثمرات پر بهای توحید، كرسی حكومت ایران زمین اسیر چنگ‌های پلید حكام صفویه گشته و آن جایگاه ممتاز این سرزمین كهن، قربانی این مردان خونخوار گردید. در سال 908 هجری قمری بنیان گذار سلسله صفویان، شاه اسماعیل كه زاده تصوف و یهودیت بود، با بكارگیری مسلك خشونت و زور، مردم نواحی مختلف ایران و از آن جمله اصفهان را وادار به ترك مذهب نمود. جهانگرد نامی ابن بطوطه در طی مسافرتی كه در سال 726 هجری قمری به اصفهان داشته است و شاهد بر این وضعیت بوده می‌گوید: اصفهان از بزرگترین و زیباترین شهرها است اما اكنون بیشتر نواحی آن بر اثر فتنه‌هایی كه میان روافض و اهل سنت برپا شده ویران گشته است. و نیز جهت تبیین واقعیات این مرحله، كتاب شاه اسماعیل صفوی مرشد سرخ كلاهان (قزلبا شها) كه به قلم یكی از مؤرخین شیعه نوشته شده را ورق زده و بخشی از آنرا بازگو می‌نماییم:

جشن آدم سوزی در اصفهان:
"شاه از یزد به سوی طبس حركت كرد. به روایت لبّ التواریخ: قریب به یك هفته در آنجا اقامت گزیدند و هفت هزار نفر در آن مناطق را به قتل رسانیده بودند و آوازه ایشان در تمام خراسان شایع گشت. به دنبال كشتار بی‌رحمانه شاه اسماعیل وارد اصفهان شد در طول این مدت جسد حسین كیای چلاوی، و قفس رئیس محمد كره را همراه داشت. در این شهر شاه اسماعیل در حضور ایلچی روم جشن آتش سوزی برپا كرد.

كشتن‌های بی‌دلیل:
ورود شاه اسماعیل به اصفهان با فجایع دیگری نیز همراه بود. لشكر او از هرجا عبور می‌كرد نه تنها خون و آتش بلكه قحطی و گرسنگی و كمبود مواد غذایی را باعث شد."

از این تاریخ، آن نشاط علمی و جایگاه والای دینی از اصفهان بربست و به عنوان مركز حكومت خونخواران صفویه سرنوشتش را دنبال نمود. پیگیری بیشتر واقعیات تازه با استناد به تواریخ معتبر را به خوانندگان پژوهشگر واگذار می‌نماییم.
(والله اكبر و لله الحمد)


منابع و مآخذ: طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها، البدایة و النهایة، تاریخ الاسلام، سیر اعلام النبلاء، مقدمة الذریعة الی مكارم الشریعة، لغت نامه دهخدا، تاریخ طبری، سیمای صادق فاروق اعظم، اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفة أصحاب الجحیم، مقدمه‌ی دكتر عبدالغفور بلوچی بر طبقات ابی الشیخ، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، شاه اسماعیل صفوی مرشد سرخ كلاهان.


چهارشنبه 26/10/1386 - 18:39
پسندیدم 0
UserName