مرگ معاویه و خلافت یزید
توسط : fgf

آخرین ضربت كارى وى كه به پیكر اسلام و مسلمین وارد ساخت این بود كه خلافت اسلامى را به سلطنت استبدادى موروثى تبدیل نمود و پسر خود یزید را به جاى خود نشانید در حالى كه یزید هیچ گونه شخصیت دینى (حتى به طور تزویر و تظاهر)نداشت و همه وقت خود را علنا با ساز و نواز و باده گسارى و شاهد بازى و میمون رقصانى مى گذرانید واحترامى به مقررات دینى نمى گذاشت و گذشته از همه اینها اعتقادى به دین و آیین نداشت چنان كه وقتى كه اسیران اهل بیت و سر هاى شهیدان كربلا را وارد دمشق مى كردند و به تماشاى آنها بیرون آمده بانگ كلاغى به گوشش رسید گفت :

نعب الغراب فقلت قل اولا نقل
فقد اقتضیت من الرسول دیونى و همچنین هنگامى كه اسیران اهل بیت و سر مقدس سیدالشهداء علیه السلام را به حضور آوردند ابیاتى سرود كه یكى از آنها این بیت بود:
لعبت هاشم بالمللك فلا
خبر جاء ولا وحى نزل

زمام دارى یزید كه توام با ادامه سیاسیت معاویه بود تكلیف اسلام و مسلمینن را روشن مى كرد و من جمله وضع رابطه اهل بیت رسالت را با مسلمانان و شیعیانشان (كه مى بایست به دست فراموشى مطلق سپرده شود و بس) معلوم مى ساخت.

در چنین شرایطى یگانه وسیله و موثرترین عامل براى قطعیت یافتن سقوط اهل بیت و درهم ریختن بنیان حق و حقیقت این بود كه سیدالشهداء علیه السلام با یزید بیعت كند و او را خلیفه و جانشین مفترض الطاعه رسول خدا بشناسد.            روح المعانى ، ج 26، ص 66 از تاریخ ابن الوردى ، و الوافى بالوفیات

چهارشنبه 26/10/1386 - 11:30
پسندیدم 0
UserName