حر بن یزید ریاحى قسمت دوم
توسط : mmmmmmmm
 

بسم الله الرحمن الرحیم

حر بن یزید ریاحى قسمت دوم

در حالى كه قصدش رسیدن به حسین بود دست بر سر گذاشت و به ناله گفت : بار خدایا ! به سوى تو انابه دارم ، دست توبه بر سرم گذار كه من دل اولیاى تو و اولاد دختر پیامبرت را آزردم .

همینكه نزدیك شد بر حسین (علیه السلام) سلام كرد و گفت :

خدا مرا فدایت كند ، اى پسر رسول خدا ! من آن همراهت هستم كه تو را حبس كرده ، از مراجعتت مانع شدم ، در راه پا به پاى تو آمدم تا خود را به پناهگاهى نرسانى و بعد به تو سخت گرفتم تا پیاده ات كردم و در این مكان هم تو را دچار مضیقه كردم ، اما به حقّ خدایى كه جز او خدایى نیست گمان نمى كردم كه این مردم سخن و پیشنهادهاى تو را قبول نكنند و كار را با مثل تویى به این پایه برسانند . . .

اكنون براستى آمده ام ولى توبه كار و فداكار ، تا پیش رویت بمیرم ، اكنون برنامه مرا توبه مى بینید ؟

امام فرمود :

« آرى ، خداوند توبه پذیر است ، توبه ات را قبول مى كند و تو را مورد عفو و آمرزش قرار مى دهد . تو همان حرّى چنان كه مادرت نامت نهاده تو حرّى در دنیا و آخرت » .

امام صادق (علیه السلام) مى فرماید :

« حرّ به فرزندش بكیر اشاره كرد كه در پى من باش .امام فرمود : كیست ؟ عرض كرد : فرزندم . فرمود : خدا از من به شما جزاى خیر بدهد . آنگاه حرّ به فرزندش فرمان حمله داد و گفت : بر اینان كه جرثومه نفاقند و قاتل ذریّه پیامبر حمله كن « بارك اللّه فیك » كه من نیز در پى توام » .

پسر رشیدش پس از آن كه دست و پاى امام را بوسید با امام و پدر وداع كرد و به دشمن حمله برد .

پدر ، خدا را شكر كرد و از پسر هم سپاسگذارى نمود ، كه خداوند توفیقشان داد از گروه ستمكاران جدا شدند .

پسر ، حمله شدیدى كرد و تعدادى را به خاك انداخت ، سپس به پدر مراجعه كرد و طلب آب نمود . پدر گفت : صبر و شكیبایى پیشه كن ، برگرد به لشگرگاه . بازگشت تا به شرف شهادت رسید . حرّ به كشته او نظر انداخت و گفت : خدا را حمد كه بر تو منّت نهاد شهید پیش روى امام خود شدى و در كوى شهیدان آرمیدى .

این است آن درسى كه تمام مردم باید از این پدر و پسر بگیرند . این است پند و موعظه اى كه براى تمام جهانیان عملا بیان شده است .

خود را با یاران حضرت حسین (علیه السلام) همراه و همسو و همراز كنیم ، تا به خیر دنیا و آخرت برسم ، كه جدا زیستن از این چهره هاى آسمانى ، غیر خزى دنیا و عذاب آخرت براى انسان باقى نمى گذارد .

در این مرحله از نوشتار چه نیكوست كه نمونه اى چند از آن عرشیان فرش نشین ، و ملكوتیان به صورت انسان ، و غرق شدگان در دریاى عشق حضرت جانان ، معرّفى شوند .

لازم است قبل از تماشاى چهره معنوى آن فداكاران بى بدیل ، و جانبازان بى نظیر ، و آراستگان به تمام حسنات ، و به دور از همه سیّئات به آیاتى چند از سوره مباركه صف كه اصول و اساس حیات آنان را تشكیل مى داد و مزدى كه حضرت دوست در برابر عمل به آن اصول وعده داده ، اشاره كنیم .

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَة تُنجِیكُم مِنْ عَذَاب أَلِیم * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بَأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ 

اى اهل ایمان ! آیا شما را به تجارتى راهنمایى كنم كه شما را از عذابى دردناك نجات مى دهد ؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید ، و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد كنید ; این ] ایمان و جهاد  [اگر ] به منافع فراگیر و همیشگى آن  [معرفت و آگاهى داشتید ، براى شما ] از هر چیزى [ بهتر است .

از ایمان به خدا و رسول الهى ، و جهاد با مال و جان در راه خدا تعبیر به تجارت شده ; زیرا در این تجارت بهره و سود است ، آن هم بهره و سود ابدى و منفعت جاوید و همیشگى .

سود این تجارت در دنیا حیات طیّبه و در آخرت جنّات نعیم است .

سود این تجارت اصلاح عقیده و عمل و اخلاق در دنیا و خشنودى و رضاى حقّ در آخرت است . این تجارتى است كه وجود مقدّس حضرت حقّ به آن دلالت فرموده ، و اصول آن را از باب رحمت و لطف در اختیار عباد و بندگان قرار داده است .

ایمان ، یعنى باور داشتن خدا و رسول ، آن باور داشتنى كه قیچى هیچ حادثه اى نتواند بین انسان و خدا و رسولش جدایى بیندازد .

ایمان ، یعنى نفى بت هوا ، و در هم شكستن بت وجود طاغوت ، و خلاصه تحقّق مفهوم لا اله الا اللّه در تمام شؤون حیات .

جهاد با مال و جان ، یعنى مال و ثروت و جان و روان را سخاوتمندانه در راه خدا در طبق اخلاص گذاشتن ، و با قدرت مال و جان ، از حقّ و حقیقت دفاع كردن .

این چهار واقعیت یعنى یقین داشتن به حقّ و رسول حقّ و جهاد با مال و جهاد با جان ، كه معلول انصاف و بصیرت و كرامت و تواضع و خاكسارى و روشن بینى است ، در یاران حضرت سید الشهداء (علیه السلام)جلوه كامل و جامع داشت .

امام و یارانش در ایمان و جهاد سرآمد مردم عالم و اسوه همه جهانیانند .

امام و اصحابش در میدان امتحان و آزمایش ایمان و جهاد عالى ترین نمره قبولى از حضرت ذو الجلال گرفتند و در تمام برنامه هایى كه بر اساس قرآن داشتند سرافراز و پیروز شدند .

برگرفته از کتاب با كاروان نور به نویسندگی استاد حسین انصاریان

سه شنبه 25/10/1386 - 21:26
پسندیدم 0
UserName