شرافت شهادت
توسط : ahmad21

نـحـوه تـلقـّى انـسـانـهـا از زنـدگـى ومـفـهـوم (حـیـات) ، جـهـت دهـنـده عـمـل وموضع آنان است . در دید عاشورائیان ، حیات در محدوده تولّد تا مرگ خلاصه نمى شود، بـلكه امتداد وجودى انسان به دامنه قیامت وابدیّت كشیده مى شود. با این حساب ، فرزانه كسى است كه به سعادت آن دنیا بیندیشد ونعمت ابدى را به برخوردارى موقّت این دنیا ترجیح دهد.
از هـمـیـن رهـگذر، حمایت ویارى دین واطاعت از ولىّ خدا، زمینه ساز سعادت ابدى است . شرافت در حمایت از حجّت خداست ، هرچند به كشته شدن در این راه باشد.
حبیب بن مظاهر یكى از صاحبان این دید وبصیرت است . وقتى در كربلااز امام حسین (ع) اجازه مى گیرد كه به میان قبیله خود (بنى اسد) برود وآنان را به نصرت امام فراخواند وامام اجازه مى دهـد، شـبـانـه نـزد آنـان رفـته ومى گوید: من بهترین چیزى را كه هركس براى قوم خودش به ارمـغـان مـى برد، براى شما هدیه آورده ام ، دعوتتان مى كنم كه پسر دختر پیامبرتان را یارى كـنـید... . سپس ضمن ترسیم وضعیّت كربلاودر محاصره بودن امام ، به آنان مى گوید در راه نـصـرت اواز من اطاعت كنید تا به شرافت دنیا وآخرت برسید. به خدا سوگند هریك از شما در راه خـدا در ركـاب پـسـر پـیـامـبـر شـهـیـد شـود، در درجـات عـالى هـمـراه رسـول خـدا9 خـواهد بود. آنان هم تصمیم مى گیرند كه به یارى امام آیند، ولى با جلوگیرى سپاه عمرسعد روبه رومى شوند.

این دیدگاه حبیب ، نسبت به حیات وشرافت ومعنى بخشیدن به زندگى است .
قـرآن كـریـم ، از كسانى كه با فداكارى ، جان خود را در راه خدا فدا مى كنند، به عنوان (وفا كـنـنـدگـان به پیمان)و(صادقان بر سر عهد الهى)یاد مى كند: (مِنَ الْمُؤْمِنینَ رجالٌ صَدَقُوا م اعـاهـَدُوااللّهَ عَلَیْهِ) این نیز شرافتى است كه شهیدان از آن برخوردارند وآگاه دلان عـمـرى بـراى دسـت یـافـتـن بـه آن لحظه شمارى مى كنند. نمونه اى دیگر از این باور را دركـلام یـاران امـام مـى بـیـنـیـم . وقـتـى حـضـرت از آنان خواست كه هركه مى خواهد برود، سخن جملگى آنان این بود:
(اَلْحـَمـْدُ لِلّهِ الَّذى اَكـْرَمـَنـا بـِنَصْرِكَ وَ شَرَّفَنا بِالْقَتْلِ مَعَكَ، اَوَلاتَرضى اَنْ نَكُونَ مَعَكَ فى دَرَجَتِكَ یاَبْنَ رَسُولِ اللّهِ؟)

خـدایـى را سـپـاس كـه كـرامـت یـارى تورا به ما عطا كرد وما را به وسیله كشته شدن در ركاب توشرافت بخشید. اى پسر پیامبر! آیا نمى پسندى كه ما نیز در درجه ورتبه توباشیم ؟
حرّ بن یزید، نمونه دیگرى از این بصیرت را در صبح عاشورا نشان داد. وقتى برایش ‍ قطعى شد كه سپاه عمر سعد با حسین (ع) خواهند جنگید، تصمیم گرفت به امام بپیوندد، هرچند در این راه ، جـانـش را بـدهـد. وقتى مهاجر بن اوس در این باره با اوسخن مى گفت ، جواب حرّ چنین بود: بـه خـدا سـوگـنـد مـن خود را میان بهشت وجهنّم مخیّر مى بینم ، هرگز چیزى را بر بهشت ترجیح نـخواهم داد، هرچند قطعه قطعه وسوزانده شوم (اِنّى وَ اللّهِ اُخَیِّرُ نَفْسى بَیْنَ الْجَنَّةِ وَ النّارِ، وَ لااَخْتارُ عَلَى الْجَنَّةِ شیئا وَلَوْ قُطِّعْتُ وحُرِّقْتُ) سپس حركت كرد وبه سمت امام آمد واز یاران اوشد ودر راه دفاع از حضرت به شهادت رسید.

سه شنبه 25/10/1386 - 17:10
پسندیدم 0
UserName