اندیشه سیاسى عاشورا
توسط : حامد...
 

 

اندیشه سیاسى عاشورا

1- عاشورا حركتى سیاسى با خاستگاه كاملا دینى و از موضع رهبرى و امامت جامعه اسلامى و بر اساس برنامه و چارچوبى از پیش طراحى شده بود. از نخستین روز فرمان به بیعت‏با حكومت‏بنى‏امیه تا سرانجام شهادت سیدالشهدا (ع)، چند ماه بیشتر به درازا نكشید اما پیش‏زمینه‏ها و پیامدهاى آن به سالها «پیش‏» و قرنها «پس‏» از آن منتهى مى‏گردد; سالهایى كه مسیر امامت و رهبرى سیاسى و دینى جامعه اسلامى بویژه سرزمینهاى تازه فتح شده، از خطى كه پیامبر اكرم (ص) ترسیم كرده و بارها بر آن تاكید جسته بود منحرف شد و در دوران خلیفه سوم به اوج خود رسید و تلاش‏هاى چشمگیر امیرالمؤمنین على (ع) و یاران دلسوز حضرت نتوانست همه كجى‏ها را راست و تمام كژى‏ها را درست كند و این‏گونه بود كه دوباره «امور» به دست نااهلان و منحرفانى افتاد كه به تعبیر و تاكید امیرالمؤمنین (ع) «ما اسلموا و لكن استسلموا و اسروا الكفر، فلما وجدوا اعوانا علیه اظهروه; هیچ‏گاه اسلام نیاوردند، به اسلام درآورده شدند و كفر را در درون خود پنهان داشتند و همین كه بر آن یاورانى یافتند، آشكارش ساختند.» (نهج البلاغه، نامه 16)

 

كافران متظاهر به اسلامى كه با برداشتن حكومت علوى از پیش روى خود، اینك قدرت مسلمانان را نیز در خدمت‏خویش گرفته بودند و شگفت نبود كه على‏رغم پیمان خود، مسیر سلطه برگرده مسلمانان و به بردگى كشاندن آنان را براى جوانى خام و تهى از ارزشهاى اسلامى و انسانى، هموار سازند كه در كاخ شاهنشاهى معاویه، كاخ آرزوهاى دیرینه سران قریش و بنى‏امیه و ابوسفیان را برپا مى‏ساخت و روزى كه خبر مرگ پدرش پیچید، با خامى تمام همه راه را بر خود هموار دید و این‏گونه بود كه فرزند پاك پیامبر (ص)، حسین بن على (ع) را میان كشته شدن و یا پذیرش سلطنت وى محدود و محصور ساخت. و شد آنچه شد.

 

2- قرنهایى كه از فرداى عاشورا آغاز شد و یكى پس از دیگرى آمد و عاشورا همچنان بر دلها حكومت كرد و چون خورشیدى عالمتاب به جانهاى مرده گرمى داد و راه مبارزه با ظلم و بیدادگرى و فساد و فزون‏طلبى و سلطه‏خواهى و دفاع از ارزشهاى دینى و اسلامى را روشنایى بخشید. قرنهایى كه «عاشورا» پرچم «احیاى امر» اهل بیت (ع) را هر چند با دشوارى‏هاى بسیار برافراشت و «كربلا» میعادگاه كسانى شد كه الگوى جامع حاكمیت‏سیاسى را در امامت و ولایت پیشوایان معصومى مى‏جستند كه معرفت و عبادت و علم و صبر و حلم و حكمت و شجاعت و ایثار و تدبیر و مدیریت و مردمدارى آنان بدیل نداشته و ندارد. و آنچه در كربلاى سال 61هجرى رخ داد، نمونه‏اى گویا و جاودانه از این حقیقت‏بود و هست. بدین سان بود كه كربلا در آن مقطع تاریخ از یك سو عرصه‏اى شد براى ظهور بالاترین ارزشهاى انسانى و كمالات پیشوایى ربانى در تراز سید شهیدان عالم، حسین بن على (ع) و یاران گلچین‏شده وى، و از سوى دیگر پرتگاهى براى سقوط گله‏اى آدمى‏زاده در عمق پستى و رذالت و ناجوانمردى. و به همین سان، عاشورا در سالها و قرنهاى پس از خود، در هر مكان، به مثالى روشن و الگویى ماندگار براى رویارویى جبهه حق و باطل درآمد و منطق حسین (ع)، الهام‏بخش منطق مبارزه با ستم و حق‏كشى و دفاع از آزادگى و آزادى‏خواهى و جوان‏مردى و ثبات قدم در حفظ دین و انجام وظیفه گردید. و این چنین شد كه به‏درستى چون حسین (ع) و در واقع منش و روش و منطق حسین (ع) ذخیره‏اى الهى براى بقا و گسترش منطق شیعى و بلكه اساس دین به شمار آمد و آن همه عنایت و تاكید امامان بزرگوار (ع) در حفظ و احیا و ترویج را به خود معطوف ساخت. و آن همه عالمان اسلامى، شیعى و غیر شیعى، بر تثبیت و تبلیغ آن پاى فشردند و در طول تاریخ، همواره توده‏هاى مسلمان بویژه شیعیان جانانه بر گرد علم آن حلقه زدند و حدیث كربلا و منطق عاشورا را سینه به سینه و نسل به نسل و قرن به قرن، سپردند و اینك چندى نمانده است كه در آستانه آغاز پانزدهمین قرن وقوع آن قیام خونبار قرار گیریم; عاشورایى كه در كمال ناباورى و شگفتى مسلمانان، شهادت و اسارت بهترین دست‏پروردگان الهى را در خود جاى داد دوست‏داران اهل‏بیت (ع) را براى همیشه سوگوار كرد.

 

3- تردیدى نیست‏حركتى كه حسین بن على (ع) در ماههاى پایانى سال 60 هجرى از مدینه آغاز كرد، و كاروانى كه او به راه انداخت و منطقى كه وى و یارانش، بشریت را به آن فرا خواندند، ایستایى و خاموشى ندارد و اینك ما در متن یكى از بزرگترین دستاوردهاى آن حركت و آن منطق، قرار داریم.

 

وقوع انقلاب اسلامى و تشكیل نظام جمهورى اسلامى ایران به رهبرى حضرت امام‏خمینى «قدس سره الشریف‏» در چهاردهمین قرن حركت تاریخى و پر اثر عاشورا، سرانجام روشن و دستاورد مباركى از آن حركت الهى و پرتوى از آن خورشید عالمتاب بود و هست. نقشى كه عاشورا و منطق سیاسى و دینى حسین (ع) در شكل‏گیرى مبارزه و انقلاب و پیروزى آن داشته بر كمتر كسى كه آشناى به تاریخ انقلاب و منطق حضرت امام‏خمینى باشد پوشیده است. نقش‏آفرینى عاشورا در انقلاب و پیروزى محدود نمى‏شود; بقا و تقویت نظام اسلامى و گسترش پیام انقلاب بویژه در سالهاى جنگ تحمیلى، مرهون همین نقش‏آفرینى است و نباید تردید كرد كه ما همچنان نیازمند منطق حسین (ع) و الگوى كربلا و فرهنگ عاشورا هستیم.

 

4- عاشورا و فرهنگ برخاسته از آن، در عاطفه و احساسات خلاصه نمى‏شود و اساسا خاستگاه ا صلى آن، عقلانیت و معرفت دینى و منطق قرآنى است و پیوند عاطفى با عاشورا و حضور قلبى در عرصه كربلا، بیش از هر چیز زمینه فهم منطق حسین (ع) و شناخت اهداف حركت عاشورایى حضرت و الگویى كه از رهبرى دینى و سیاسى ارائه مى‏دهد را فراهم مى‏سازد و این چنین است كه زبان «عاطفه‏» در خدمت قوه «عاقله‏» قرار مى‏گیرد و «اشك‏» عاشق حسین (ع) به «كوثر» زلال معرفت و ولایت‏حق و حق‏مداران مى‏پیوندد و یك قطره آن، دریایى از آتش عذاب الهى را فرو مى‏نشاند. و از همین روى است كه پیوند عاطفى با كربلا، بیش از آن‏كه در قالب یك هدف درآید یا عرضه شود، ابزارى براى پیوستن به آن‏همه معارف و حقایق و شناخت و دریافت منطق حسینى است. و درست از همین نقطه است كه باید بیش از هر چیز در شناخت منطق عاشورا و روش و منش حسین (ع) و اصحاب وى كوشش كرد و تلاش و همت محافل و مجالس و رسانه‏هاى تبلیغى را به این سمت‏سوق داد و از انحرافاتى كه مایه تحریف عاشورا و فرهنگ آن مى‏شود و از كج‏روى‏هایى كه موجب گم‏شدن منطق واقعى حسین (ع) مى‏گردد پرهیز كرد و پرهیز داد. و انقلاب اسلامى و نظام برخاسته از آن كه همچنان نیازمند منطق عاشورا و روش و منش حسین (ع) است، تنها با شناخت درست و معرفى جامع این منطق و پرهیز از یكسویه نگرى و ایستادگى بر معرفى صحیح آن است كه مى‏تواند، به این مهم دست‏یابد و آن را توشه

 

راه دراز و پرخطر و پرآسیب خود سازد. و در این میان عمده‏ترین بعد حركت امام‏حسین (ع) بعد سیاسى و تلاش حضرت براى زوال حكومت نامشروع و كوشش براى حاكمیت‏یافتن دین و سیاست اسلامى تا سر حد آن همه فداكارى است كه همواره باید به فراخور جایگاه و اهمیت‏خویش در طرح و تبیین قیام عاشورا مورد توجه قرار گیرد و به عنوان نقطه محورى حركت امام (ع) الهام‏بخش راه و رویه جامعه انقلابى و اسلامى ما باشد.

سه شنبه 25/10/1386 - 9:6
پسندیدم 0
UserName