توبه حر
توسط : shokry1344
 

 

به نام خدا

سلام

السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین(ع)

راوى گوید: پس از آن ، امام حسین علیه السّلام در مقابل لشكر كوفیان ، فریاد برآورد كه آیا فریادرسى هست كه از براى رضاى پروردگار به فریاد ما برسد؟ آیا كسى هست كه از حرم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، شرّ دشمنان را دفع نماید؟ راوى گوید: در این هنگام حُرّ بن یزید ریاحى رو به سوى عمرسعد پلید آورد و فرمود: آیا با این مظلوم جنگ خواهى كرد؟! عمرسعد گفت : به خدا قسم ، جنگى خواهم نمود كه آسانترین مرحله اش این باشد كه سرها از بدنها به پرواز در آید و دستها از تن ها بیفتد. راوى گفته كه حرّ بعد از شنیدن این سخن ، به گوشه اى رفت و از یاران خود كناره گرفت و در مكانى دور از آنها بایستاد و بدنش به لرزه در آمد. یكى از مهاجرین اَوْس او را گفت : به خدا قسم كار تو مرا به شك و تردید انداخته ، اگر از من بپرسند كه شجاع ترین مرد اهل كوفه كیست ، من از نام تو نمى گذرم ؛ پس این چه حالى است كه در تو مى بینم ؟! حُرّ در جواب او گفت : به خدا كه خودرا میان بهشت و جهنّم مى بینم وبه خدا سوگند كه هیچ چیز را بربهشت ، اختیار نمى كنم اگر چه بدنم را پاره پاره كنند و بسوزانند!

سپس حرّ نامدار بعد از این گفتار، مركب جهانید با نیّتى صادق عزم كعبه حضور فرزند رسول صلّى اللّه علیه و آله نمود و دست را بر سر نهاده و مى گفت : ((أَللّهُمَّ...))؛ یعنى خداوندا! به سوى تو انابه نمودم و از درگاه احدیّتت مسئلت مى نمایم كه توبه مرا قبول فرمایى ؛ زیرا دلهاى اولیاى تو و اولاد دختر پیغمبر تو را به رُعْب و خوف افكنده ام . به خدمت امام حسین علیه السّلام عرضه داشت : فدایت گردم ! منم آن كسى كه ملازم خدمتت بودم و تو را از برگشتن به سوى مكه یا مدینه مانع گردیدم و كار را بر تو سخت گرفتم و گمانم نبود كه این گروه بى دین ظلم را به این اندازه كه دیدم برسانند و من توبه و بازگشت به سوى خدا نمودم ، آیا توبه من پذیرفته است ؟ امام علیه السّلام فرمود: بلى ، خدا توبه تو را قبول خواهد فرمود، حال از مَرْكَب خود فرود آى .

حرّ عرض نمود: چون عاقبت امر من از اسب در افتادن است ؛ پس سواره بودنم بهتر از پیاده شدنم است تا اینكه به میدان بشتابم و در راه شما كشته شوم . حُرّ پس از آن ملاطفت و محبّت كه از آن سرور مشاهده نمود، عرضه داشت : چون من اول كسى بودم كه برتو خروج كردم و در مقابل تو ایستادم ، پس اذن عطا فرما كه اول كسى باشم كه در حضور تو كشته مى شود، شاید در فرداى قیامت یكى از اشخاصى باشم كه با جدّ بزرگوارت صلّى اللّه علیه و آله مصافحه مى نمایند.

مؤ لف كتاب گوید: مراد حُرّ این بود كه اول كسى كه همان آن كشته مى شود او باشد و الاّ قبل از شهادت حرّ، جماعتى از لشكر حضرت به درجه شهادت نائل آمده بودند؛ چنانكه این مطلب در اخبار دیگر هم وارد است . پس آن حضرت اذن جهاد به حُرّ سعادتمند داد و آن شیر بیشه هیجا به چالاكى ، خود را به دریاى لشكر در انداخت و بازوى مردانگى برنواخت و نبردى نمود كه بهتر از آن متصوّر نبود.

در آن گیرو دار، گروهى از شجاعان و دلیران اهل كوفه را به خاك هلاكت انداخت تا آنكه شربت شهادت نوشید و روح پاكش با حورالعین هم آغوش ‍ گردید. چون بدن مجروح حرّ را خدمت امام حسین علیه السّلام آوردند، سِبْط خواجه لَوْلاك باكمال راءفت و ملاطفت ، خاك را از صورت او پاك نمود و فرمود: ((اءَنْتَ الْحُرُّ...))؛ تویى آزادمرد، چنانكه مادرت تو را ((حرّ)) نام نهاده و تویى جوانمرد آزاد در دنیا و آخرت !

سوگنامه كربلا (ترجمه لهوف )

سه شنبه 25/10/1386 - 8:56
پسندیدم 0
UserName