خاطره یک رزمنده از دوست شهیدش و عشق او به اباعبدلله:
توسط : bluelady

این خاطره یک رزمنده از دوست شهیدش است که ازجایی خوندم . برای شما هم نوشتم شاید براتون جالب باشه ،همین طور تاثیرگزار....

با رفیق شهیدم نیت چهل تا زیارت عاشورا كرده بودیم به نیت زیارت امام حسین علیه السلام  .روز چهلم بعد از زیارت عاشورا حال رفیقم منقلب بود  بهش گفتم چطوری ،چیه ،گرفته ای ،به من گفت من نیت كرده بودم روز چهلم آقا امام حسین را ببینم ولی ایشان نیامدند و با حالتی از اندوه حسینیه راترك كرد ورفت ، چند دقیقه ای  نگذشته بود كه یك خمپاره 120 سنگررا لرزاند ، سراسیمه به بیرون رفتم دیدم دوستم بر زمین افتاده بطرف او رفتم گفت مرا بنشان او را نشاندم واو دست بر سینه گذاشت و عرض كرد السلام علیك یا ابا عبدالله  لبخندی زد و شهید گشت...

دوشنبه 24/10/1386 - 20:35
پسندیدم 0
UserName