سرباز شش ماهه بابا
توسط : بر ز خ
سلام
در بین یاران حضرت سید الشهداء (ع) در عاشورا افراد مختلفی حضور داشتند که از هر جهت حجت برای تمامی ابناء بشر تمام کرده اند ؛ از بزرگان و اشراف گرفته تا غلامان و خدمتگزاران ؛ سفید پوست و سیاه پوست ؛ قاری قرآن و شاعر ؛ کسانی که در اسلام و پیروی از پیامبر اکرم (ص) سابقه ای طولانی داشتند و کسانی که در همان صبح عاشوراء به سید الشهداء پیوسته اند ؛ پیرمرد کهنسال و جوان هیجده ساله و طفل شش ماهه  ....
آری در بین یاران ابر مرد عرصه آزاگی طفلی شیرخواره نیز حضوری چشمگیر دارد. او کسی نیست جز طفل شش ماهه ی حضرت  ابا عبد الله الحسین (ع) حضرت علی اصغر سـلام الله علیه .
در هیچ مسلک و آینی و در هیچ غزوه و جنگی در طول تاریخ طفلی شش ماهه مرد جنگی و نظامی محسوب نمی شود. اگر بزرگان عرصه ی نظامی دنیا جمع شوند و بخواهند از امام حسین و یارانش در عاشورا فقط یک تخلف نظامی بگیرند قطعا نخواهند توانست. با اینکه بارها می توانستند از راه های که دشمنانشان استفاده کنند ایشان هم بهره برده و به أنان ضربه بزنند اما چون با انسانیت و حریت سازگاری نداشت , چنین نکردند ؛ اما مگر بچه ای شیرخوار چه گناهی کرده بود ؟! آن هم بچه که از فرط تشنگی به حالت تلظی در آمده بود.
بعد از واقعه ی عاشورا و بعد از آنکه مختار ثقفی رضوان الله تعالی علیه به خون خواهی حضرت سید الشهداء (ع) قیام کرد برای امام سجاد زین العابدین (ع) خبر آوردند که: مختار قیام کرد و کسانی را که به پدرتان و یارانش ظلم کرده اند , به سزای اعمالشان می رساند. حضرت سؤال کردند: "از حرمله چه خبر؟" از ایشان پرسیدند: آقا , در میان دشمنان شما این همه افراد حضور داشتند , چطور است که شما سراغ حرمله را می گیـری ؟ حضرت فرمودند: آخر شما نمی دانید این "حرمله" با ما چه کرد؟! آن زمان که پدرم حسین (ع) برادر شیرخواره ام علی اصغر را روی دست گرفته بود و به سوی لشگر دشمن آمده و می فرمود:"اما ترونه کیف یتلظی عطشا ؟!" آیا نمی بینید این بچه ی کوچک از فرط تشنگی و عطش چگونه تلظی می کند؟! یعنی مانند ماهی که از آب بیرون افتاده و مدتی هم گذشته است و نای حرکت کردن ندارد  فقط لب های کوچکش را حرکت می دهد. در این حالت حتی اگر آب هم به او برسانند دیگر زنده نمی ماند . امام حسین (ع) می فرمود قطره ی آب به علی اصغر بدهید تا لا اقل با لب تشنه از دنیا نرود.
 
یک ذره به من ز شیئی کمیاب دهید             داروی کمی به طفل بی تاب دهید
با من سر جنگتان اگر می باشد                        او را ببرید وجرعه ای آب دهید
 
امام سجاد (ع) می فرمایند : پدرم در حین گفتن این سخنان بود که حرمله تیری که سه شعبه داشت را بر گلوی نازک برادر شیرخواره ام رها کرد و گوش تا گوش علی اصغر پاره شد.
 
به راستی بـأی ذنب قتلت ؟
به کدامین گناه کشته شد؟
دوشنبه 24/10/1386 - 16:11
پسندیدم 0
UserName