داستان اموزنده
توسط : ملام

روزه شكر، در كشتن قاتل على اصغر

حرملة بن كاهل، یكى از دژخیمان ابن زیاد در كربلا بود كه با تیراندازى خود على اصغر و عبدالله بن حسن را به شهادت رساند و قلب امام حسین را هدف تیر خود قرار دارد.

"منهال بن عمرو" مى گوید: در سفر حج به مدینه رفتم و به حضور امام سجاد رسیدم، پس از احوالپرسى، فرمود: از "حرمله" چه خبر؟ عرض كردم: او زنده است و در كوفه سكونت دارد.

دیدم امام سجّاد دستهایش را به سوى آسمان بلند كرد و عرض كرد: اللّهم اذقه حرّ النّار، اللّهم اذقه حرّ الحدید: "خداوندا، گرمى آتش را به او بچشان. خداوندا، داغى آهن (گداخته به آتش) را به او بچشان".

منهال گوید: وقتى كه از سفر به كوفه بازگشتم، باخبر شدم كه مختار قیام كرده و زمان حكومت كوفه را بدست گرفته است، به طرف خانه او رفتم تا به در خانه او رسیدم دیدم مختار از خانه بیرون مى آید، تا مرا دید گفت: اى منهال! چرا با ما در این امر (حكومت) كمك و شركت نمى كنى؟! به او گفتم كه من در مكه بودم.

دیدم مختار به محلّه كناسه كوفه رفت. من هم دنبالش رفتم، دیدم گویا مختار منتظر كسى است، چندان طول نكشید كه دیدم عده اى آمدند و به مختار گفتند: اى امیر به تو بشارت باد كه "حرمله" دستگیر شد، او را نزد مختار آوردند.

مختار به او گفت: "خدا تو را لعنت كند. حمد و سپاس خداوند را كه مرا بر تو مسلّط نمود".

سپس به مأموران دستور داد كه دستها داد كه دستها و پاهاى حرمله را قطع نمودند و آنگاه فرمان داد: آتش! آتش!

آتش و سیخى آهنین آوردند و حرمله را با آن مجازات نمودند.

گفتم: سبحان الله. سبحان الله.

مختار به من گفت: تسبیح نیك است، ولى در اینجا چرا تسبیح (توأم با تعجب) گفتى؟!

ماجراى ملاقات خود را در مدینه با امام سجاد و نفرین امام سجاد در مورد حرمله را به مختار گفتم و افزودم، تعجبم از این جهت است كه نفرین امام اینگونه بزودى اثر كرد.

مختار از مركبش پائین آمد و دو ركعت نماز خواند و سجده طولانى (شكر) بجا آورد و سپس بر مركبش سوار شد. من هم دنبال او روان شدم و نزدیك خانه ام به او رسیدم و او را براى مهمانى به منزل خودم دعوت كردم. گفت: حضرت على بن الحسین، دعائى كرد و دعایش بدست من اجرا شد، تو مرا به طعام دعوت مى كنى؟! امروز روز روزه گرفتن است تا شكر خدا را بجا آورده باشم!

گفتم: "خداوند بزرگ توفیق تو را نیكوتر سازد"(1).

پاورقى

(1) اقتباس از سفینة

 

زمان آخرین مطلب این کار بر: 6دقیقه قبل

 

البحار، ج 1، ص 246.
دوشنبه 24/10/1386 - 14:36
پسندیدم 0
UserName