زمینه های قیام سید الشهداء(علیه السلام)- 3
توسط : mmmmmmmm
 

بسم الله الرحمن الرحیم

زمینه های قیام سید الشهداء(علیه السلام)- 3

خصیصه های جاهلی

آنچه جامعه عرب را به تباهی كشیده و در گوشت و خون آنها رخنه كرده بود را نمی توان در چند سطر  به بیان نشست اما برخی از آنها را می توان چینن بر شمرد:

بت پرستی، خرافه اندیشی، زمامداری لجام گسیخته، تعصبات بی جهت بر قبیله، زبان و نسب، غرور و تكبر توانگران، جنگ های ممتد قبیله ای، تفرق سیاسی، تبعیت كوركورانه از نیاكان، شرب خمر، تعدی به نوامیس، قساوت و شقاوت، جهل و تحجر، ادبیات بی محتوا و...

اما طلوع اسلام همراه بود با مبارزات جدی بر علیه این خصلت های ناپسند و به عبارت دیگر، اسلام یك تحول همه جانبه در زندگی فردی و اجتماعی اعراب به دنبال داشت. ارمغانی كه اسلام برای آنها داشت عبارت بود از: یكتا پرستی، حاكمیت اولیاء الهی، پرورش قلمرو فكری، گسترش تجارت، دوری از تشریفات، وحدت سیاسی، ترویج فضایل و كمالات انسانی، كرامت نفس، عدالت و حق گرایی، ایثار و فداكاری، وحدت و برادری، تحول ادبی، انقلاب در نظام اقتصادی و ...

جریانهای مخرب و خزنده

تلاش رسول مكرم اسلام بر این بود كه این ارزشها جایگزین خصیصه­های پیشین اعراب شود اما رخنه بعضی حركت ها در میان مسلمانان مانع از به ثمر نشستن این آرزو بود. و پس از رحلت پیامبر(ص) و با وجود 23 سال تلاش بی وقفه ایشان برای هدایت مردم نیز این جریانات همچنان مشكل آفرین بودند.

این جبهه خطرناک که به جبهه نفاق معروف است متشکل از چند طیف بود؛ نخست آنانکه از روی طمع اسلام آورده بودند، دوم آنانکه از روی ترس، تظاهر به اسلام می نمودند، وسوم کسانیکه در اثر سستی ایمان، خواسته یا نا خواسته در خدمت کفر ونفاق بودند(هرچند گروه سوم، اصطلاحا منافق نامیده نمی شوند).

منافقان از ابتدای طلوع اسلام سعی در توقف حرکت روبه­رشد آن داشتند اما پس از استیلای مطلق اسلام بر همه مناطق و قدرت یافتن دین جدید، و پس از آنکه منافقان چاره ای جز پذیرفتن اسلام ندیدند به فکر آن افتادند که این مکتب نو بنیاد را در جهت تامین منافع خود سوق و گسترش دهند.

برخی از فعالیت­های منافقان در عصر رسالت را می توان چنین برشمرد: تضعیف سپاه اسلام در جنگ­های احد، خندق و تبوک، خدمت به یهود بنی نضیر، القاء شبهه و ایجاد تردید در مبانی عقیدتی، تضعیف ­شخصیت و قداست پیامبر اکرم(ص)، جعل حدیث، اجتهاد در برابر اوامر صریح رسول خدا(ص) و ...

 با فرارسیدن سال دهم هجری و اعلام رسمی خلافت علی بن ابی طالب(ع) در غدیر خم، جبهه نفاق فعالیت جدی­تری را آغاز کرد. این جبهه، عناصر خود را در مدینه جمع نمود و در انتظار رحلت رسول خدا(ص)بود تا برنامه­های خود را به اجرا گذارد. پیامبر(ص) نیز جهت برهم زدن این اجتماع، عملیات بزرگی را به طرف رومیان طراحی نمود و اسامه بن زید را به فرماندهی سپاه اسلام منصوب کرد و از همه مسلمانان خواست زیر  پرچم اسامه، برای جهاد حرکت نمایند تا به این ترفند جبهه نفاق منحل شود. اما پس از چند روز پیامبر اکرم(ص) مطلع شد که در حرکت سپاه، سستی ایجاد شده است، ازاین رو با همان حال بیماری به میان سپاه آمدند و مسلمانان را تحریص و تهییج نمودند و چندین بار آنها را بر  پیروی از دستور، امر نمودند اما تخلف عده ای از صحابه به بهانه  های واهی مانع از حرکت سپاه اسامه شد و با رحلت رسول خدا(ص) همه سپاه به مدینه بازگشت.(3)

حرکت بعدی منافقان و ضربه مهلکی که بر پیکره اسلام وارد شد ممانعت از نوشته شدن وصیت رسول خدا(ص) در لحظات آخر عمر ایشان بود. واقعه ­ای که به "مصیبه یوم الخمیس" معروف شد. پس از آنکه پیامبر اکرم(ص) متوجه تمرد و بازگشت عده ای از مسلمانان از سپاه اسامه شدند تصمیم گرفتند خلافت علی(ع) را در محضر اصحاب مکتوب نمایند. اما همان افرادی که از رفتن به جبهه جنگ سر باز زده بودند و مترصد آخرین لحظات عمر پیامبر(ص) بودند از تدوین منویات ایشان جلوگیری نمودند و کلماتی در آن مجلس صادر شد که قلم از بیان آن شرم دارد.

پس از رحلت رسول خدا(ص)، بهترین جایگاه برای پیشبرد مقاصد منافقان، سقیفه بود، که پیامدهای سوء فرهنگی و اجتماعی را همچون مهجوریت اهل بیت(ع)، جلوگیری از نشر احادیث پیامبر(ص)، جعل حدیث ، اجتهاذات بی­اساس به دنبال داشت.

 

برگرفته از سایت استاد حسین انصاریان (بخش مقالات استاد) به نشانی Erfan.ir

دوشنبه 24/10/1386 - 13:17
پسندیدم 0
UserName