انگیزه قیام امام حسین علیه السلام
توسط : 110ahmad123
 

انگیزه قیام امام حسین علیه السلام

امروز به مناسبت عاشورا و به مناسبت‏شرایط سیاسى و براى اینكه معرفت بیشترى براى حضار محترم پیدا بشود باید این نكته را عرض كنم كه شما، شناخت بیشترى به حق امام حسین علیه السلام در قضیه عاشورا پیدا كنید و این را به صورت سؤال عرض مى‏كنم از طرف همه شما. چرا امام حسین علیه السلام به كربلا آمد؟ انگیزه امام حسین علیه السلام چه بود؟ و هدفى كه ابى‏عبدالله علیه السلام داشت بر چه اساس بود؟ این سؤال اگر درست پاسخ داده شود، مطلب براى همه از نظر معرفت امام روشن مى‏شود.

مساله این بود كه ابى‏عبدالله علیه السلام یك قسمت ایام امامتش در زمان معاویه بود و یك قسمت ایام امامتش در زمان یزید. معاویه به عالم اسلام خیلى صدمه زد و دوستان بزرگوار على علیه السلام را بسیار كشت، اما مانند پسرش سخنان جنون‏آمیز نمى‏گفت. یزید علنا در مجلس عمومى كفر خود را ظاهر كرد، [ در حال مستى ] گفت:

«لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحى نزل‏» . (4)

گفت: بنى‏هاشم با مملكت بازى كردند و به نام وحى و قرآن و به نام دین مردم را سرگرم كردند، [ در حالى كه ] نه وحیى نازل شده، و نه دینى هست و نه قرآنى هست و نه خدایى و نه ایمانى.
صلح امام حسن و قیام امام حسین علیه السلام

این طرز تفكر یزید بود. این تفكر را امام حسین علیه السلام نمى‏تواند تحمل كند و اصلا قابل تحمل نیست و لذا من دیده‏ام گاهى بعضى از افراد، خیلى كه بخواهند مؤدب صحبت كنند، مى‏گویند: چرا امام حسن علیه السلام در انقلاب كوتاه آمد و قیام نكرد و امام حسین علیه السلام قیام كرد؟ اولا امام حسن علیه السلام قیام كرد، ولى افراد و سربازانش آن قدر بى‏وفایى كردند كه یك [ روز عده‏اى ] نامه نوشتند به معاویه كه اگر به ما دستور بدهى امام حسن علیه السلام را كتف بسته به شما تسلیم مى‏كنیم(!) لذا امام حسن ناچار شد قراردادى با معاویه ببندد. آن وقت‏یك سؤال: چرا امام حسین علیه السلام با یزید قرارداد نبست؟ نمى‏شد با یزید قرارداد ببندد؟ براى اینكه بدانید امام حسن و امام حسین علیه السلام یك جور فكر مى‏كردند، امام حسین علیه السلام در حدود 10 سال پس از مرگ امام حسن علیه السلام امام بود و با این حال علیه معاویه لشكركشى نكرد. معلوم مى‏شود كه مصلحت همان بوده كه امام مجتبى علیه السلام عمل كرده است. وقتى معاویه مرد و یزید روى كار آمد به امام حسین علیه السلام گفتند: بیعت كنید، گفت: هرگز! تمام تكیه گاه سخن این است. یكى از جمله‏هایى را كه باید دقت بفرمایید در این سخنرانى، این جمله است كه به محمد حنفیه فرمود: «یا اخى والله لو لم‏یكن فى الدنیا ملجا و لا ماوى لما بایعت‏یزیدبن معاویة‏» (5) گفت برادر! بخدا اگر در تمام كره زمین یك متر جا كه رویش بنشینم نداشته باشم من هرگز با یزید بیعت نمى‏كنم.

این سر قضیه است. چرا؟ چون یزید سمبل كوبیدن اسلام بود و مى‏خواست دین خدا را نابود كند. حالا امام حسین علیه السلام قیام كرد اول سخنرانى امام حسین علیه السلام كه هنوز به كربلا نرسیده، در مقابل لشكریان حر بود. مقابل لشكر حر یعنى همان لشكر عبیدالله ایستاد و بنا كرد صحبت كردن. فرمود: «الا ان هؤلاء قد لزموا طاعة الشیطان و تركوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استاثروا بالفى‏ء و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و انا احق ممن غیر» (6) گفت: مردم! سربازان عبیدالله! بفهمید. كه یزید و اعوانش كمر بسته‏اند به اطاعت‏شیطان; طاعت‏خداء;3چ را ترك كرده‏اند. فساد آورده‏اند. حدود خدا را معطل گذارده‏اند. بیت المال را به هوى و هوس قسمت كردند. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كرده‏اند و من در مملكت اسلام از همه شایسته‏ترم كه بر ضد یزید خائن قیام كنم و ریشه فساد را از بیخ و بن بركنم.

ادامه دارد...

دوشنبه 24/10/1386 - 9:27
پسندیدم 0
UserName