داستان اموزنده
توسط : ملام

فقیر روزه دار را هرگز نرانید!

اوحمزه ثمالى گفت: صبحگاه جمعه اى با حضرت زین العابدین نماز خواندم آن بزرگوار پس از تمام كردن ذكر و تسبیح به قصد منزل حركت نمود، من هم در خدمتشان بودم. وقتى به منزل رسید، كنیزى داشت به نام سكینه، او را خواسته و فرمود: مبادا مستمند و فقیرى را كه به در خانه ما آمد مأیوس برگردانید، حتماً هر كه آمد غذایش بدهید زیرا امروز جمعه است.

عرض كردم آقا همه كسانى كه سؤال مى كنند مستحق نیستند، فرمود: ثابت (اسم دیگر ابوحمزه ثمالى است) مى ترسم بعضى مستحق باشند و از در خانه ما محروم شوند آنگاه بر ما خانواده نازل شود آنچه بر خانواده یعقوب وارد شد، بنابراین سؤال كنندگان را غذا بدهید.

حضرت یعقوب هر روز گوسفندى مى كشت مقدارى خودشان مصرف مى كردند و قدرى  صدقه مى دادند. مرد مؤمن و مستمندى در حال روزه با مقام و منزلتى كه نزد پروردگار داشت و در آن ناحیه غریب و تنها بود از در خانه آنها گدر كرد افطار شب جمعه بود، گفت سائلى غریب و گرسنه ام از زیادى غذاى خود به من بدهید. درخواست خود را بر در خانه یعقوب تكرار كرد، آنها مى شنیدند ولى از وضع او خبر نداشتند و گفته اش را تصدیق ننمودند.

شب فرارسید فقیر مأیوس گردید. جمله "اِنّا ِللهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ" را بر زبان گذرانیده، اشكش جارى شد. آن شب با همان حال خوابید و شكایت گرسنگى را به خدا كرد، فردا را نیز روزه گرفت با شكیبایى خدا را ستایش مى كرد. یعقوب و خانواده اش سیر خوابیدند، از غذایشان هم زیاد ماند.

خداوند صبح آن شب به یعقوب وحى كرد، بنده ما را خوار كردى به طورى كه باعث خشم من شد. سزاوار تأدیب و نزول بلا و گرفتارى شدى كه از طرف من نسبت به خود و خانواده ات نازل شود.

"یا یعقوب ان احبّ انبیایى الىّ و اكرمهم علىّ من رحم مساكین عبادى و قرّبهم الیه و اطعمهم و كان لهم مأوى و ملجأ".

اى یعقوب محبوبترین پیغمبران در نزد من آن كسى است كه بر مستمندان ترحم كند و آنها را به خود نزدیك نموده غذایشان بدهد پشتیبان و پناه آنها باشد.

اى یعقوب، دیشب بنده مستمند ما (ذمیال) را ترحم نكردى، هنگام افطار به در خانه ات آمد درخواست نمود كه غریب و بینوایم. او را غذا ندادى با اشك جارى بازگشت، شكایت گرسنگى خود را به من كرد امروز نیز روزه گرفت دیشب شما همه سیر بودید و غذایتان زیاد آمد.

یعقوب مى دانى دوستانم را به كیفر و گرفتارى از دشمنانم زودتر مبتلا مى كنم، این هم به واسطه حسن تظر من به آنهاست. اما دشمنان را پس از هر خطا فوراً گرفتار نمى كنم تا متوجه استغفار نشوند آنگاه نعمات را كم كم از آنها مى گیرم.

اینك به عزّتم سوگند تو و فرزندانت را گرفتار مى كنم و بر شما مصیبتى نازل خواهم كرد و با كیفر خود شما را مى آزارم، آماده ابتلا شوید و به آنچه بر شما نازل مى كنم راضى و شكیبا باشید.

ابوحمزه به حضرت زین العابدینعرض كرد، فدایت شوم یوسف خواب را در كدام شب دید؟ فرمود: همان شبى كه یعقوب و خانواده اش سیر خوابیدند و ذمیال گرسنه بود.(1)

پاورقى

(1) بحارالأنوار، ج 12، ص 378.

يکشنبه 23/10/1386 - 21:40
پسندیدم 0
UserName