.::هفت پشت عطش::.
--

 حسین جانم

 زنده تر از تو کس نیست ؛ چرا گریه کنیم؟


مرگمان بادُ مباد آنکه تو را گریه کنیم


 


هفت پشت عطش از نام زلالت لرزید


ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم؟


 


رفتنت آینه ی آمدنت بود ؛ ببخش


شب میلاد تو تلخ است که ما گریه کنیم


 


ما به جسم شهدا گریه نکردیم مگر؟


میتوانیم به جان شهدا گریه کنیم؟


 


گوش جان باز به فتوای تو داریم ، بگو


با چنین حال بمیریم و یا گریه کنیم؟


 


ای تو با لهجه ی خورشید سراینده ی ما


ما تو را با چه زبانی به خدا گریه کنیم؟


 


آسمانا! همه ابریم ، گره خورده به هم


سر به دامان کدام عقده گشا گریه کنیم؟


 


باغبانا! ز توُ چشم تو آموخته ایم


که به جان تشنگی باغچه ها گریه کنیم .


 


محمد علی بهمنی


--

يکشنبه 23/10/1386 - 20:26
پسندیدم 0
UserName