علی ای همای رحمت...
توسط : ali_firoozi

 

 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خد ارا

كه به ما سوا بكندی همه سایه هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

مگر ای سحاب رحمت تو بیاری ارنه دوزن

به شراره قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسكین در خانه علی زن

كه نگین پادشاهی دهد از كرم گدا را

به جز از علی كه گوید به پسر كه قاتل من

چو اسیر توست اكنون به اسیر كن مدارا

به جز از علی كه آرد پسری ابوالعجایب

كه علم كند به عالم شهدای كربلا را

چو به دوست عهد بنددز میان پاك بازان

چو علی كه می تواند كه به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

محیّرم چه نام شه ملك لافتی را

به دو چشم خون بشانم هله ای نسیم رحمت

كه ز كوی او غباری به من آر تو قیا را

به امید آن كه شاید برسد به خاك پایت

چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را

چو توی قضای گردان به دعای مستمندان

كه ز جان ما بگردان ره آفت بلا را

چو زنم پونای هر دم زندای شوق او دم

كه لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم كه نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایی بنوازد آسنا را

ز ندای مرغ یا حق بشنو كه در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

شهریار 

يکشنبه 23/10/1386 - 15:42
پسندیدم 0
UserName